کودکان
2 دقیقه پیش | با بطری نوشابه برای پسر کوچولو هواپیما بسازیدبه جای خریدن اسباب بازی های گران قیمت ، می توانید با استفاده از ابزاری که در خانه در اختیار دارید اسباب بازی هایی با کمک فرزندان خود بسازید که هم در هزینه ها صرفه جویی می ... |
2 دقیقه پیش | از رایحه درمانی نوزادان بیشتر بدانیدآیا شما می خواهید برای مراقبت از نوزاد خود، یک رویکرد جامع تری را انتخاب کنید؟ آیا شما به عنوان یک پدر و مادر به دنبال درمان های طبیعی برای بچه های کوچک خود هستید؟ آیا می ... |
به این دلایل کودکتان را زیاد ببوسید!
مادرها فرزندانشان را می بوسند چون عاشقشان هستند، و این بوسیدن از نظر احساسی روی مادر و فرزند تاثیر می گذارد. اما آیا می دانستید بوسیدن کودک در طولانی مدت برایش مزایایی هم دارد؟
1- بوسیدن کودکتان در ساخت ایمنی کمکش می کند:
وقتی کودک تازه متولد شده خود را می بوسید، پاتوژن هایی که ممکن است روی پوست کودک زیاد شده باشند را برمیدارید. پاتوژن ها به اندام های لنفاوی ثانویه مانند لوزه ها می روند، جایی که سلول های حافظه B که مخصوص این پاتوژن ها هستند تحریک می شوند. یک مادر شیرده می تواند از این سلول های B استفاده کند تا در برابر پاتوژن ها آنتی بادی تولید کند، سپس این مواد از طریق شیر مادر به کودک منتقل می شود تا با پاتوژن ها مبارزه کند. پس بوسیدن مادر می تواند سیستم ایمنی فرزندش را تقویت کند.
2- بوسیدن فرزندتان سطح IQ او را افزایش می دهد:
دو چیز را هرگز نباید نادیده گرفت، وقتی کودک گریه می کند و زمانی که می خواهد مورد توجه واقع شود. با اینکه برخی افراد بالغ بر این عقیده هستند که باید اجازه داد کودک به گریه کردن ادامه دهد چون باعث می شود از نظر احساسی قوی و مستقل شود، اما نمی دانند این کارشان چه آسیبی می تواند به کودک وارد کند.
تحقیقات در سال 1950 و تحقیقات دیگری که اخیرا در دانشگاه پورتسموث انگلیس انجام گرفت این را ثابت کرد. آنها این آزمایش را روی شامپانزه ها انجام دادند. در این آزمایش شامپانزه ها از دلبستگی محروم می شدند، و مشخص شد بلوغ فکری این شامپانزه ها از آنهایی که مورد مهر و محبت مادری قرار می گرفتند کمتر بود.
در تحقیقی دیگر که توسط دانشکده پزشکی واشنگتن انجام گرفت، عکس های مغزی نشان داد عشق مادری در مورفولوژی مغز کودک دخالت دارد. مرکز آموختن و حافظه مغز که با واکنش به استرس نیز در ارتباط است هیپوکامپ نامیده می شود. هیپوکامپ در کودکانی که خوب پرورش یافته اند نسبت به کودکانی که با آنها درست رفتار نشده 10 درصد بزرگتر است.
مغز فرزندتان یک سیم سخت نیست، و بسیار انعطاف پذیر است. پس فضایی که در آن بزرگ می شود می تواند روی ذهنش تاثیر بگذارد و آن را شکل دهد.
سو گرهارد در کتابش با نام ” چرا عشق اهمیت دارد ” توضیح می دهد که چگونه دوست داشتن یک کودک روی رشدش تاثیر می گذارد. او بر این عقیده است که:
دوست داشتن کودک و نشان دادن آن از طرق لمس و یا با جواب دادن به سیگنال های او کمک می کند مغز او بدون اینکه درگیر استرس شود رشد کند.
وقتی دوستش می دارید این انسان کوچک احساس امنیت می کند، چنین وضعیتی این امکان را به مغز می دهد که در جنبه های مختلفی رشد کند.
به کودکتان کمک می کنید اطلاعات بیشتری را در قشر جلو مغزی ذخیره کند، و همچنین با روابط اجتماعی او را سازگار می کند.
بوسیدن به کودک کمک می کند در معرض تجربه مثبت عشق قرار بگیرد.
عشق ورزیدن و بوسیدن کمک می کند در مغز کودک اتصالات عصبی بیشتری توسعه پیدا کند، که در نتیجه باعث باهوش شدنش می شود.
3- فرزندتان همدلی را می آموزد
ابراز علاقه به کودک از طریق بوسیدن، لمس کردن و یا در آغوش گرفتنش می تواند به کودک کمک کند شخصیتی خاص داشته باشد. این کار نه تنها باعث بهبود سلامت فیزیکی کودک می شود، بلکه روی سلامت روانی او نیز تاثیر می گذارد.
بسیاری از کودکانی که خوب پرورش می یابند نسبت به نیاز های دیگران حساس هستند، با کودکان دیگر به خوبی برخورد می کنند، رابطه ای موفق می سازند، و در مقایسه با کودکانی که مادرانشان اهمیت زیادی به آنها نداده اند موفقیت های تحصیلی بیشتری دریافت می کنند. مزایای این اهمیت تا زمانی که کودک بالغ می شود نیز ادامه دارد، زمانی که دیگر نوبت آنها برای بزرگ کردن فرزندشان می رسد، می توانند همدلی که آموختند و توانایی فهمیدن دیگران را به کودکان خود منتقل کنند.
حالا متوجه شدید که بوسیدن فرزند به جز ابراز محبت و علاقه مزایایی دیگر نیز داشته است که شاید از آنها با خبر نبودید. پس همین حالا به سراغش بروید و ببوسیدش.
ویدیو مرتبط :
بعد دیدن این فیلم برید دستاشو ببوسید
خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :
دلایل اضطراب کودکتان را بدانید
در دوران کودکی بزرگترین ترس کودک جدا شدن از مادر است که برای بقا به طور غریزی در او به وجود میآید.
بهگونهای که در نوزاد هفتماهه ترس از چهره ناشناس و غریبه پدید میآید و به دنبال آن در صورت شکلگیری دلبستگی ناایمن اضطراب جدایی به وجود خواهد آمد. ترسهای دوران کودکی به نوعی واکنش به محیط اطراف و کمبود امنیت در آن است.
طی دوران رشد ما شاهد ترسهای مختلفی از جمله ترس از صدای بلند و اشیای تیره در کودکان زیر یک سال و ترس از تاریکی، حیوانات، هیولا، ارواح و... در کودکان بزرگتر خواهیم بود که قابل انتظار و اغماض خواهند بود زیرا گذرا هستند و برخورد صحیح با آن از بین رفتن آنها را امکانپذیر میکند. چنانچه ترسهای طبیعی ادامه پیدا کرده و شدت یابد، با علایمی چون اختلال در خواب، پرخاشگری، ناخن جویدن، شبادراری و لکنت زبان مواجه خواهیم شد که زندگی روزانه کودک را دچار اختلال میکند و در این زمان مراجعه به روانشناس کودک الزامی بوده و در صورت عدم رسیدگی به موقع به وخامت آن افزوده خواهد شد و عملکرد کودک را در بزرگسالی در حوزههای تحصیلی و شغلی و خانوادگی دچار خدشه میکند.
تقریبا پنجدرصد از کودکان ملاکهای تشخیصی یک اختلال اضطرابی را در طول دوران کودکی خود تجربه میکنند و از شایعترین اضطرابها در کودکان میتوان به اضطراب جدایی اشاره کرد که در کودکان ۸/۲ درصد و در نوجوانان حدود هشتدرصد است. اگر بخواهیم عوامل تاثیرگذار در به وجود آمدن اضطرابهای کودکان را دستهبندی کنیم، میتوانیم به عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی اشاره کنیم؛ از عوامل فردی سرشت ذاتی کودک و آنچه از والدین خود در ژنهایش ذخیره کرده است و بیماری صعبالعلاج و مزمن که گاهی از آغاز تولد درگیرش ساخته است نقش بسیار پررنگی را به خود اختصاص میدهد.
خانواده اولین محیط اجتماعی است که کودک تجربه میکند و در ایجاد اضطرابهای کودک سهم بسیار زیادی دارد؛ نزاع و کشمکش والدین، بیماری سخت و طولانی والدین، جداییهای موقت و طولانیمدت از والدین، جدایی و طلاق والدین، مرگ یکی از نزدیکان، سختگیری و تضادهای انضباطی والدین و تولد نوزاد جدید، اعمال فشار برای بهترین و کامل بودن در زمینههای مختلف و سبک تربیتی مستبدانه والدین که جایی برای اظهارنظر فرزندان باقی نمیگذارد، از عوامل مهم ایجاد استرس کودکان در خانواده است. زمانی که کودک رفتن به مهدکودک را آغاز میکند با اجتماع بزرگتری از انسانها وارد مناسبات اجتماعی میشود و محیط اجتماعی دیگری را تجربه میکند.
در این زمان تعدادی از کودکان که هنگام جدایی دچار اضطراب جدایی میشوند، در واقع نگران آسیب دیدن والدین یا خودش، از دست دادن والدین یا رخ دادن حادثهای ناگوار و اتفاقی ناخواسته میشوند. چنین کودکی در مقابل هر واقعهای مانند تنها خوابیدن، تنها ماندن در منزل و رفتن به مهدکودک که منجر به جدایی او از والدین میشود، مقاومت نشان میدهد. اضطراب جدایی در اولین روز مدرسه نیز ممکن است رخ دهد. در محیط اجتماعی مدرسه نیز معلم سختگیر و تنبیهگر، وجود فردی آزاردهنده در مدرسه، مشکلات دوستیابی، اختلالات یادگیری شناخته نشده و حتی تغییر مدرسه کودک ممکن است باعث شکلگیری اضطرابهای جدیدی در وی شود.
مسایلی چون تغییر محل زندگی و جدا شدن از دوستان قدیمی نیز میتواند در به وجود آمدن و ماندگار شدن اضطراب در کودک نقش داشته باشند. از آنجا که اضطراب عامل بازدارندهای است که سرزندگی و خلاقیت را از کودکان میگیرد؛ توجه والدین به عوامل زمینهساز اضطراب در کودکان از اهمیت بسزایی برخوردار است.
منبع:aftabir.com