نمایش برچسب :

آقا کلاغه

قصه روباه و كلاغ


قصه روباه و كلاغیكي بود يكي نبود . در يك روز آفتابي آقا كلاغه يك قالب پنير ديد ، زود اومد و اونو با نوكش برداشت ،پرواز كرد و روي درختي نشست تا آسوده ، پنيرشو بخوره .       روباه كه مواظب كلاغ بود ، پيش خودش فكر كرد كاري كند تا قالب پنيررا بدست بياورد . روباه نزديك درختي كه آقاكلاغه نشسته بود ، رفت و شروع به تعريف از آقا كلاغه كرد : "     به به چه بال و پر زيبا و خوش رنگي داري ، پر و بال سياه ...

کلاغه می گه قار قار،آی بچه هاخبردار


کلاغه می گه قار قار،آی بچه هاخبردار    کلاغه می گه قار قار،آی بچه هاخبردار     کلاغه می گه قار قار آی بچه هاخبردار   یه بچه بی اجازه رفته در مغازه   خریده چیپس و پفک هم تمبر و هم لواشک   خورده هرچی خریده حالا رنگش پریده   بدجوری داره دل درد رنگش شده زرد زرد   می خواد بالا بیاره ببین چه حالی داره   اشکاش می ریزه شرشر براش نوشته دکتر   شربت وقرص وکپسول سرم با چند تا آمپول   تا نزنه ...

تو حوض خونه ما


تو حوض خونه ما  تو حوض خونه ما ماهیهای رنگارنگ بالا و پایین می رن با پولکای قشنگ کلاغه تا می بینه کنار حوض می شینه می خواد ماهی یگیره ماهیا تا می بینن به زیر آبها میرن کلاغ شیطون می شه زار و پریشون کلاغ شیطون می شه زار و پریشون

لطیفه های بامزه برای کودکان


لطیفه های بامزه برای کودکان    طوطی سیاه از آقا کلاغه می پرسند: اسمت چیست؟ کلاغه گفت: طوطی. پرسیدند: پس چرا رنگت سیاه است؟ گفت: آخه توی زغال فروشی کار می کنم.   جواب غلط پدر: پسرم امتحان ریاضی ات چطور بود؟ پسر: یکی از جواب ها را غلط نوشتم. پدر: عیبی ندارد. پس بقیه سوال ها را درست حل کردی؟ پسر: نه، چون اصلا وقت نکردم به بقیه ی سوال ها نگاه کنم.   گوشت گاو محمود: من از بس گوشت گاو خوردم، پر زور وقوی شدم. مسعود: پس چرا ...

سیب کرمو


سیب کرموآقا کلاغه یک سیب شیرین از روی شاخه انداخت پایین خوردم از آن سیب یک گاز با پوست یک دفعه دیدم آن سیب، کرموست یک کرم بدشکل بر روی آن بود ترسیدم، آن را انداختم زود از جا پریدم مثل پرنده آقا کلاغه زد زیر خنده

پررو بازی کلاغ و خرس ( طنز )


پررو بازی کلاغ و خرس ( طنز )    یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن. کلاغه سفارش چایی میده. چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار! مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟ کلاغه میگه: دلم خواست، پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره... باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده، باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار. مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟ کلاغه میگه: دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! بعد ...

ماجـرای کـلاغ عـــاشــق!(عکس و شعر طنز)


ماجـرای کـلاغ عـــاشــق!(عکس و شعر طنز) یه روزی آقـــای کـــلاغ،یا به قول بعضیا جناب زاغ رو دوچرخه پا می‌زد،رد شدش از دم باغ   پای یک درخت رسید،صدای خوبی شنید نگاهی کرد به بالا،صاحب صدا رو دید یه قناری بود قشنگ،بال و پر، پر آب و رنگ وقتی جیک جیکو می‌کرد،آب می‌کردش دل سنگ   قلب زاغ تکونی خورد،قناری عقلشو برد توی فکر قناری،تا دو روز غذا نخورد   روز سوم کلاغه،رفتش پیش قناری گفتش عزیزم سلام،اومدم خواستگاری!   نگاهی ...

مورد داشتیم...


مورد داشتیم...مورد داشتیم کلاغه تو کلیپسه دختره لونه درست کرده بوده , اشتباهی فکر کرده بوده درخته   °°°°°°°°°مورد داشتیم°°°°°°°°°   مورد داشتیم: دختره رفته مهمونی , تا اومده از تو چکمش بیاد بیرون مهمونی تموم شده !   °°°°°°°°°مورد داشتیم°°°°°°°°°    یکی از مواردی که هست , اینه که دختره با نامزدش بهم زده , چون با رنگ لاکش ست نبوده   °°°°°°°°°مورد داشتیم°°°°°°°°°   مـــــــورد هم داشتیم ...

شعر کودکانه عید نوروز


شعر کودکانه عید نوروزشعر کودکانه عید نوروز   بهار و عید نوروز     کلاغه روی دیوار صدا میکرد قار و قار   می گفت خبر خبردار  اومده فصل بهار   هوا شده پاک پاک سبزه در اومد ازخاک   برفها دیگه آب شدن چشمه ها پر آب شدن   بهار و عید نوروز آمده اند از امروز   با سبدای پرگل با لاله و با سنبل   در این بهار زیبا دنیا شده با صفا   شعر كودكانه درباره عید نوروز     هوای بهاری   بازار ...