اخبار


2 دقیقه پیش

عکس: استهلال ماه مبارک رمضان

همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان جمعی از کارشناسان حوزه نجوم همراه با نماینده دفتر استهلال مقام معظم رهبری عصر دوشنبه هفدهم خرداد برای رصد هلال شب اول ماه مبارک رمضان بوسیله ...
2 دقیقه پیش

تا 20 سال آینده 16 میلیون بیکار داریم

وزیر کشور گفت: در نظام اداری فعلی که می‌تواند در ۱۰ روز کاری را انجام دهد، در ۱۰۰ روز انجام می‌شود و روند طولانی دارد که باید این روند اصلاح شود. خبرگزاری تسنیم: عبدالرضا ...

شوهرخواهرم به خواهر دیگرم نظر داشت، کشتمش و جسدش را آتش زدم



 

 

 

شوهرخواهرم به خواهر دیگرم نظر داشت، کشتمش و جسدش را آتش زدم

 

روزنامه شرق:مرد جوان که چهار سال قبل شوهرخواهرش را به ضرب گلوله به قتل رسانده و جسدش را به آتش کشیده بود وقتی در جایگاه حاضر شد، گفت برای جلوگیری از آبروریزی که شوهرخواهرش به بار آورده بود او را به قتل رساند.

در ابتدای جلسه محاکمه نماینده دادستان شیراز که در شعبه 5 دادگاه کیفری‌ استان فارس حاضر شده ‌بود، گفت متهم حاضر در جلسه دادگاه که 36 ساله و اهل شیراز است چهار سال قبل مردی جوان را که شوهرخواهرش بود به قتل رساند. ماموران بعد از تحقیقات فراوانی که انجام شد و پس از ماه‌ها موفق شدند متهم را بازداشت کنند. بعد از آن پلیس موفق شد سلاحی را که متهم با آن دست به قتل زده بود را به دست آورد و اکنون مدارک درخصوص اثبات اتهام متهم کافی است.

او در مورد جزییات قتل گفت: آن‌طور که بررسی‌های ما نشان داده، متهم به شوهرخواهرش مظنون شده و از آنجایی که تصور می‌کرده او نسبت به یکی دیگر از خواهرانش نظر سوء دارد، داماد جوان را به قتل رسانده و بعد جسدش را به آتش کشیده‌است. نماینده دادستان شیراز گفت: با توجه به مدارک موجود درخواست مجازات متهم را دارم.

در ادامه، اولیای‌دم مقتول در جایگاه حاضر شدند و برای متهم درخواست صدور حکم قصاص کردند. بعد از اولیای دم متهم به دفاع از خودش پرداخت و گفت: اتهام قتل را قبول دارم. من شوهرخواهرم را کشتم اما باید بگویم کاری کرده‌بود که نمی‌توانستم از آن بگذرم.

این مرد جزییات ماجرا را این طور توضیح داد: وقتی دامادمان با خواهرم ازدواج کرد، زندگی خوبی داشتند تا اینکه چند ماه قبل از قتل متوجه شدیم آنها با هم اختلاف پیدا کرده‌اند. خواهرم از دست شوهرش گله داشت اما ما سعی می‌کردیم در این ماجرا دخالت نکنیم تا آنها با هم کنار بیایند. اما شوهرخواهرم کوتاه نمی‌آمد و حتی خواهرم را کتک هم می‌زد. با این حال ما راضی به طلاق نبودیم تا اینکه من متوجه چیزی شدم که آزارم می‌داد. دامادمان کاری کرده‌بود که نمی‌توانستیم تحمل کنیم. او به خواهر دیگرمان نظر داشت و این موضوع را اعضای خانواده فهمیده‌بودند البته تا آن زمان قرار بر قتل او نبود. من زمانی دیگر نتوانستم موضوع را تحمل کنم که متوجه شدم این موضوع در کوچه‌وخیابان هم پیچیده‌است. مردم مرتب به من می‌گفتند دامادتان با یکی از خواهرانت ازدواج کرده و با دیگری هم رابطه دارد این حرف‌ها باعث شده بود، آرام و قرار نداشته باشم. در نهایت تصمیم گرفتم شوهرخواهرم را بکشم تا بتوانم دوباره سرم را بالا بگیرم. با نقشه قبلی سلاحی تهیه کردم و بعد با شوهرخواهرم قرار گذاشتم. ما خارج از خانه با هم قرار گذاشته‌ بودیم. وقتی شوهرخواهرم آمد او را با شلیک گلوله به قتل رساندم. سپس تصمیم گرفتم، جسدش را به آتش بکشم بنزین روی او ریختم اما خیلی زود آن را خاموش کردم چون نمی‌خواستم جسد به طور کامل بسوزد و شناسایی نشود.

متهم ادامه‌داد: من در شرایط بسیار بدی بودم و نمی‌دانستم باید با این بی‌آبرویی چه کنم. خواهرانم در مورد این مساله گناهی نداشتند آن خواهرم که همسر مقتول بود خیلی تحت فشار بود اما ما اصرار داشتیم به زندگی‌اش با مقتول ادامه دهد تا بی‌آبرو نشویم اما مقتول، کاری کرد که من مجبور شدم دست به این کار بزنم.

در ادامه وکیل مدافع متهم در جایگاه حاضر شد و با بیان اینکه متهم با تصور مهدورالدم بودن، دست به قتل زده ‌است، خواستار تبرئه موکلش از قتل عمد شد. با اخذ آخرین دفاع از متهم هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شورشدند.... / sharghnewspaper.ir


ویدیو مرتبط :
اهنگ با گیتار خودم زدم نظر بدین :

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

قاتل: او را کشتم و جسدش را آتش زدم!


خونسرد و آرام صحنه قتل را بازسازی می‌کند و هیچ نشانه‌ای از پشیمانی در چهره‌اش دیده نمی‌شود. می‌گوید مرگ حق مقتول بوده است. خواهرش تمام زندگی اش بوده و مقتول تمام زندگی‌اش را تباه کرده است. در حاشیه بازسازی صحنه قتل فرصتی پیش می‌آید تا با اصغر صحبت کنیم.

جام جم آنلاین: خونسرد و آرام صحنه قتل را بازسازی می‌کند و هیچ نشانه‌ای از پشیمانی در چهره‌اش دیده نمی‌شود. می‌گوید مرگ حق مقتول بوده است. خواهرش تمام زندگی اش بوده و مقتول تمام زندگی‌اش را تباه کرده است. در حاشیه بازسازی صحنه قتل فرصتی پیش می‌آید تا با اصغر صحبت کنیم.

چند سال داری و تحصیلاتت چقدر است؟

26 سال دارم، مجردم و تا پنجم ابتدایی بیشتر نخوانده ام.

چرا ادامه تحصیل ندادی؟

از همان زمان کار کردم تا کمک خرج خانواده ام باشم. خانواده برایم خیلی مهم است و برای راحتی آنها همه کار کردم؛ حتی دور درس و ازدواج خط قرمز کشیدم.

چرا مرتکب قتل شدی؟

مقتول نامردی کرد. خواهرم را اذیت کرده بود. اول به او قول ازدواج داده بود و بعد از اذیت و آزار او گم و گور شد.

چگونه متوجه شدی خواهرت مورد اذیت و آزار قرار گرفته است؟

یک روز به خانه آمدم و دیدم خواهرم ناراحت است و خیلی گریه می کند، وقتی دلیل گریه اش را پرسیدم اول به من نمی گفت و ولی بعد گفت با پسری دوست شدم و به من قول ازدواج داده بود، یک روز به بهانه صحبت کردن و گردش من را به خارج از شهر برد و اذیتم کرد، از آن روز تلفن همراهش را خاموش کرده است. وقتی این موضوع را از خواهرم شنیدم، خیلی ناراحت و عصبانی شدم و تصمیم گرفتم از آن پسر انتقام بگیرم.

چگونه مقتول را به قتل رساندی؟


نامزدم را در جریان موضوع گذاشتم و از او کمک خواستم، قرار بود نامزدم با مقتول تماس بگیرد و با او دوست شود، اوایل مقتول شک کرده بود و جواب تماس ها را نمی داد ولی بعد از مدتی نامزدم توانست با او طرح دوستی بریزد. یک روز نامزدم به بهانه گردش مقتول را به شهرک های حاشیه شهر کشاند و من هم با اسلحه ای که از قبل گرفته بودم به محل قرارشان رفتم و پسر جوان را با یک گلوله کشتم.

نامزدت می دانست قصد قتل داری؟


نه او از هیچ چیز خبر نداشت، فکر می کرد فقط می خواهم انتقام بگیرم و مقتول را کمی اذیت کنم.

چرا قبول کرد با تو همکاری کند؟

چون نامزدم بود و مرا دوست داشت به من اعتماد داشت و قرار بود با هم زندگی کنیم. نمی خواست ناراحتی من را ببیند و می خواست همیشه همراهم باشد.

بعد از آن با جنازه چه کردی؟

برای آن که کسی متوجه کشته شدن او نشود، جسدش را با ماشین به بیرون شهرک بردم و در گودال انداختم و سوزاندم.

از خواهرت بگو. او در چه وضعی است؟

دو روز بعد از آن جریان سعی کرد با خوردن قرص خودکشی کند ولی خوشبختانه نجات پیدا کرد.

از کارت پشیمان هستی؟


خیر، مقتول نامردی کرد و حقش بود بمیرد، برای حفظ آبروی خانواده ام حاضرم هر مجازاتی حتی قصاص را تحمل کنم.

بعد از قتل خانواده ات را دیده ای؟

یک بار در آگاهی خانواده ام و نامزدم را دیدم، خیلی ناراحت و نگران بودند. قرار بود به عروسی ام بیایند و زندگی مشترکم را جشن بگیرند ولی در عوض برای دیدنم به آگاهی آمده بودند.

از کشتن مقتول احساس ناراحتی نمی کند و همچنان می گوید که آبروی خود را حفظ کرده است، دستبند به دست سوار ماشین می شود و به سوی آینده ای مبهم و تاریک می رود؛ آینده ای که قرار بود با کسی که دوست دارد به شادی و خوشی بسازد ولی حالا در زندان به تنهایی رقم می خورد.