اخبار


2 دقیقه پیش

عکس: استهلال ماه مبارک رمضان

همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان جمعی از کارشناسان حوزه نجوم همراه با نماینده دفتر استهلال مقام معظم رهبری عصر دوشنبه هفدهم خرداد برای رصد هلال شب اول ماه مبارک رمضان بوسیله ...
2 دقیقه پیش

تا 20 سال آینده 16 میلیون بیکار داریم

وزیر کشور گفت: در نظام اداری فعلی که می‌تواند در ۱۰ روز کاری را انجام دهد، در ۱۰۰ روز انجام می‌شود و روند طولانی دارد که باید این روند اصلاح شود. خبرگزاری تسنیم: عبدالرضا ...

بیچارگی تولیدکنندگان وطنی به دست تاجران بی اخلاق و مسئولان خواب!



اخبار,اخبار اقتصادی ,اقتصاد ایران

این در حالی است که در همه سال‌های گذشته، همواره تشویق مصرف‌کنندگان ایرانی به خرید کالاهای ایرانی در صدر توجهات مسئولان به اقتصاد قرار داشته و راهکار کلیدی همه جناح‌های سیاسی برای بهبود اقتصاد کشور، افزایش حمایت از تولیدکنندگان وطنی بوده؛ آنقدر که انواع و اقسام طرح‌های حمایتی به کار بسته ‌و با تزریق بودجه‌های هنگفت، در اجرایشان کوشیده شده و دست آخر هر یک به دلایلی ناکام شده اند.

گویی همه چیزمان شعاری شده و برای خلاصی از بلایای که بر سر جامعه‌مان می‌آید، نخست لازم است با بلای شعارزدگی مقابله کنیم؛ مثل آن شعارهایی که مردم را به خرید کالاهای ایرانی تشویق می‌کنند!

 

 از دوران واردات انبوه کتانی‌های چینی در سال‌های پس از جنگ ـ که به واسطه نرخ ارزان و تقاضای فراوان‌ در پای بسیاری از دانش آموزان دهه شصت قابل شناسایی بود ـ‌ تا به امروز که گوشی‌های هوشمند چینی در برندهای مختلف به مقدار بسیار ‌در دست مردم دیده می‌شود، اوضاع و احوال تجارت تغییرات گسترده‌ای به خود دیده است.


اما هرچه این تغییرات در مناسبات‌های تجاری و تبادلات تاجران کشورمان با تاجران چینی ملموس به نظر می‌رسد، آفت‌های این تجارت نیز به غایت افزایش یافته و خود را به رخ کشیده‌اند تا جایی که در نزد عامه مردم، اجناس چینی بنجل و به‌درد‌نخور خوانده می‌شوند و تنها مزیتشان در بازار را نرخ‌های ارزانشان می‌دانند؛‌‌ همان مزیتی که کتانی‌های چینی به نسبت دیگر کتانی‌ها داشتند و موجب می‌شدند تولید کنندگان ایرانی کفش، به بازار تولید کتانی‌ها ارزان قیمت وارد نشوند.

البته هرچه جنس چینی جایگاه خود را در کشورمان از دست داده، تجارت با این کشور در زمینه‌های مختلف رونق گرفته ‌تا جایی که می‌بینیم در حوزه‌های مانند ارتباطات، چینی‌ها سهم بالایی در بازار کشورمان دارند، سهمشان در بازار خودروهای وارداتی روز به روز بیشتر می‌شود، در برخی پروژه‌های مهم از توان فنی ایشان بهره‌مند می‌شویم و... .

این در حالی است که اگر به سطوح خرد‌تر تجارت بنگریم، درخواهیم یافت که تاجران خرد و وارد‌کنندگان ایرانی اینقدر در پروسه خرید در چین، حمل و نقل به ایران و توزیع در بازار داخلی سود برده‌اند که خیلی‌هایشان تا با پرسش و درخواستی مواجه می‌شوند، پاسخ را در سرزمین چشم بادامی‌ها می‌جویند؛ اینقدر که تقریبا هیچ مغازه‌ای را در کشورمان نمی‌توان یافت که در آن محصولات «مید این چاینا» وجود نداشته باشد!

کار به جایی رسیده که حتی در عرصه‌های تولیدی نیز به شدت به این کشور وابسته شده‌ایم تا جایی که می‌بینیم برخی کفش‌های وطنی با پستاهای دوخته شده در چین، با تزییناتی ‌مانند انواع سگک‌ها و نشان‌های فلزی و...‌ که در این کشور تولید می‌شوند، آراسته شده و با چسباندن به زیره‌هایی به محصول نهایی تبدیل می‌شوند که در ایران تولید می‌شوند؛ اما مواد اولیه آن‌ها از چین وارد شده است؛ بماند که ظاهرا تولید این دست محصولات به نسبت واردات انبوه کتانی‌های چینی بهتر و قابل دفاع‌تر به نظر می‌رسد.

این در حالی است که در همه سال‌های گذشته، همواره تشویق مصرف کنندگان ایرانی به خرید کالاهای ایرانی در صدر توجهات مسئولان به اقتصاد قرار داشته و راهکار کلیدی همه جناح‌های سیاسی (چه به قدرت برسند و چه بیرون از قدرت بمانند و نقش منتقد را ایفا کنند) برای بهبود اوضاع کشور، افزایش حمایت از تولیدکنندگان وطنی بوده است؛ آنقدر که انواع و اقسام طرح‌های حمایتی به کار بسته شده و با تزریق بودجه‌های هنگفت، در اجرایشان کوشیده شده و دست آخر هریک به دلایلی ناکام شده‌اند.

جالب اینجاست که در این سال‌ها، چینی‌ها آنقدر در حمایت از محصولات کشورمان موفق عمل کرده‌اند که حالا نشانه‌های پیروزی سیاست‌های اقتصادیشان را به وضوح می‌توان در کوچه و خیابان‌های شهرهای مختلف کشورمان دید؛ آنقدر که اگر در گذشته، جز فانوس، سوزن، کفش کتانی و یکی دو قلم دیگر، جنس چینی‌ای در بازار ایران قابل یافت نبود، حالا اجناس ایرانیِ تولید چین را هم می‌توان در بازار یافت و شوک زده شد!

نمونه بارز این اجناس، فرش‌های دست‌باف ایرانی با طرح‌های عجیبی است که در چین تولید شده‌اند و حتی اسامی‌‌ مانند فرش «دست باف کاشان» را یدک می‌کشند، زیرا ممکن است محصول یه شهرک جدید در چین با نام «کاشان» باشند که برای این جعل بزرگ بنا شده و در راستای شعارهای مسئولان چینی برای حمیت از تمامی تولیدات کشورمان به شمار می‌آید!

 

اخبار,اخبار اقتصادی ,اقتصاد ایران

 
دردناک‌تر اینجاست که می‌بینیم این اجناس را تاجران چینی به کشورمان صادر نمی‌کنند که در زمره اجناس وارداتی هستند که به دست برخی از هموطنان بی‌فکرمان وارد ایران می‌شوند؛ بی‌فکر از این جهت که ثابت می‌کند اخلاق جایگاهی در تجارت این عده ندارد وگرنه مگر می‌شود ضرر و زیان و خانه خرابی تولید کنندگان و بافندگان فرش‌های دست باف در اثر این واردات زشت را ندید و به قدر سوزنی نگران تاثیرات منفی این تبادلات مالی در تاریخ فرهنگ و تمدنی ایران نبود؟

مگر می‌شود متوجه نشد که با واردات فرش‌های دست باف چینی که ظاهرا طرح و رنگ مناسبی ندارند، بر جعل این دستاوردهای ایرانی در چین و دیگر کشور‌ها کمک می‌کنیم و موجب می‌شویم که تجرات ایشان رونق گرفته و روز به روز فرش‌های دست بافی با ظاهر بهتر تولید کرده و اندک رمق فرش‌بافان ایرانی برای ادامه این سنت ایرانی را از بین ببریم؟ چگونه است که برای سود مالی چرتکه و حساب و کتابمان خوب کار می‌کند و برای سنجیدن نکات اخلاقی کارمان هیچ فرمول و ابزاری نداریم؟ راستی این دست کالا‌ها با مجوز چه کسی وارد کشور می‌شوند؟!

اما هرچه تا اینجای ماجرا دردناک و رنج آور به نظر می‌رسد، وقتی به جایگاه مسئولان در این تجارت دقت می‌کنیم، آنقدر برآشفته می‌شویم که اگر بگوییم مسئولان خواب هستند، به نظر اصطلاح بی‌خاصیتی را برای توصیف ایشان به کار گرفته‌ایم، زیرا می‌دانیم هرچه مراقبت از تولید کنندگان وطنی در صدر وظایف ایشان قرار دارد، در برخی تولید‌ها مثل فرش بافی، دلایل مراقبت از تولیدکنندگان بیشتر و محکمتر می‌شود به این دلیل هم که شده، نباید شاهد کوچک‌ترین قصوری از جانب مسئولان باشیم!

کافی است به قدر چند دقیقه در ضرورت مراقبت از این محصولات باستانی ایرانی تأمل کرده و به یادآوریم ‌فرش‌های تولیدی کشورمان، مشهور‌ترین پرچم معرف ایرانی زمین در جهان هستند تا به این نتیجه برسیم که باید برای از بین بردن بازار رش دست باف چینی تمام تلاشمان را به کار گرفته و مانع تاراج این گنجینه ملیمان توسط ایشان شویم، تا دریابیم که نه تنها متأسفانه اینچنین رویکردی شکل نگرفته، بلکه حالا کشورمان در سایه بی‌اخلاقی عده‌ای سودجو و برخی مسئولان بیکار، تبدیل به بازار هدف عرضه این محصولات جعلی شده است.

اینجاست که جا دارد به همه آنهایی که شعارهای حمایت از محصولات وطنی را می‌دهند، رو کرده و بگوییم تاریخ مصرف شعار‌هایتان خیلی وقت است که گذشته و آنقدر این شعار‌ها فاسد شده‌اند که بسیاری را مسموم کرده‌اند! اگر خلاقیت ندارید، واردات شعار را هم مانند واردات دیگر کالا‌ها‌‌ رها کنید تا به فهرست دسته بیل،‌ دان مرغ، محصولات پتروشیمی، محصولات غذایی، غله، تن ماهی، فرش دست باف، پارچه، لباس، مهر و تسبیح و... افزوده شود!

اخبار اقتصادی - تابناک

 


ویدیو مرتبط :
دست‌وپا گیر شدن برخی قوانین و ایجاد خلل در کار تولیدکنندگان

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

خواب ناز مسئولان؛ دریاچه ارومیه دارد می میرد!



 

 

خواب ناز مسئولان؛ دریاچه ارومیه دارد می میرد!

 

قانون برنامه پنج ساله چهارم و پنجم هر دو به صراحت دریاچه ارومیه را بحرانی و در معرض خطر توصیف كرده اند و از دولت خواسته اند بر اساس مصوبه قانونی برای حل بحران در قانون، بودجه لازم را برای نجات این زیست بوم منحصر به فرد ایران منظور كند، اما با پایان برنامه چهارم و تمدید یك ساله آن و گذشت ماههای متمادی از برنامه 5ساله پنجم، هنوز كار چندانی برای حل مشكل این دریاچه استثنایی صورت نگرفته و متأسفانه نفس این دریاچه در مقابل دیدگان كسانی كه سالها در كنارش زندگی كرده اند، به شماره افتاده است.

وداع دردناك

دریاچه ارومیه به عنوان دومین دریاچه شور جهان و زیست بوم با ارزش حیاتی در سطح ملی و بین المللی است.

با این وجود طرح دو فوریتی احیای آن چند روز پیش از سوی مجلس رد شد و این نشان دهنده آماده شدن دولت و مجلس برای وداع با بزرگ ترین دریاچه زیبای ارومیه است ! در همین رابطه سال گذشته نیز دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام با ارسال نامه به كمیسیون كشاورزی از این كمیسیون تخصصی خواست برای نجات دریاچه ارومیه راه حلی پیدا كند. كار شناسان می گویندمدیریت منابع موجود آبی و بهینه سازی نحوه بهره برداری از منابع آب - بویژه در بخش كشاورزی- و نیز انتقال آب رودخانه ارس برای نجات دریاچه ارومیه كافی است. آن ها معتقدند در موقعیت فعلی كه زنگ خطر برای این زیست بوم حیاتی به صدا در آمده نباید دست روی دست گذاشت.

كوتاهی وزارت كشاورزی در مدیریت آب و خاك

دكتر مسعود باقر زاده كریم، مشاور سازمان محیط زیست در گفتگو با گزارشگر ما می گوید: همه طرحهایی كه تا كنون برای نجات بخشی دریاچه ارومیه داده اند در صورتی اثر بخش خواهند بود كه بتوانیم دولت را در حل مشكل بی كفایتی وزارت كشاورزی در مدیریت آب و خاك، یاری كنیم وگرنه مشكل باز هم به قوت خود باقی و طرح ها به صورت مسكن عمل خواهند كرد.

وی با انتقاد از تصمیم مجلس برای كنار گذاشتن طرح نجات دریاچه ارومیه و انتقال آب از ارس به این زیست بوم متذكر می شود: وقتی نماینده ای می گوید آب شور دریاچه ارومیه به چه درد مردم می خورد نشان دهنده این است كه پارلمان به عنوان مهم ترین مرجع قانونگذاری، از درك زیست محیطی و اهمیت این دریاچه برای اكوسیستم شمال غرب كشور اطلاع كافی ندارد.

مشاور سازمان محیط زیست، مشكل بحران دریاچه ارومیه را توجیه وزارت نیرو برای ساماندهی به امر سدسازی و تامین حقابه دریاچه ارومیه می داند و متذكر می شود: اگر وزارت كشاورزی برای منابع آب و خاك برنامه ریزی لازم را می داشت مردم در اشنویه سیب های تابستانی را به حال خود   رها نمی كردند و از آب به عنوان نعمت و ثروت ملی استفاده بهینه می كردند و كشاورزی ما- برغم هدر دادن آبهای زیر زمینی و سطحی- به این روز نمی افتاد.

مسؤولان در وزارت كشاورزی چه می كنند؟

دكتر باقر زاده كریم كه درباره مشكلات دریاچه ارومیه مطالعات زیادی داشته است با گلایه مندی از اقدامات وزارت كشاورزی در باره بهره برداری از آبهای سطحی خاطرنشان می كند: معلوم نیست مسؤولان در كاخ وزارت كشاورزی چكار می كنند؟

وی در توضیح گفته هایش یادآور می شود: آب ها را پشت سد ها انباشته كرده ایم و با تبخیر از دست می دهیم در حالی كه برای حل مشكلات كشاورزان و نیز تالابهای حاشیه دریاچه ارومیه این آب می تواند حیات بخش باشد. چرا مثلا سد سیمینه رود باید پر از آب باشد ولی كشاورزی ما در بهره برداری روزآمد مشكل داشته باشد و چرا نتوانیم با مدیریت علمی از قربانی شدن دریاچه ارومیه جلوگیری كنیم؟این مسؤول در سازمان حفاظت محیط زیست در پایان متذكر می شود: وزارت نیرو سهم دریاچه ارومیه را از آب های سطحی منطقه بیش از 3میلیارد متر مكعب در سال تصویب كرده اما وزارت كشاورزی این آب را به دریاچه ارومیه نمی دهد و همه مشكلات فعلی به علمی نبودن كشاورزی و منابع طبیعی در مدیریت آب و خاك مربوط می شود.

گرچه همه می گویند بحران ایجاد شده برای دریاچه ارومیه دغدغه منطقه استان آذربایجان غربی نیست بلكه به صورت مستقیم استان های كردستان و اردبیل و غیر مستقیم تمام كشور را متاثر خواهد كرد، اما متاسفانه مجلس شورای اسلامی در این زمینه آنچنان كه باید شرایط بحرانی را باید قبول ندارد.

واقعیت این است كه دولت نتوانسته است چیدمان توسعه را در حوضه آبریز دریاچه ارومیه متناسب با توان اكولوژیك یا بوم شناختی منطقه تعریف كند و تا این اتفاق نیفتد مشكل رفع نخواهد شد. حوضه آبخیز دریاچه ارومیه در سالهای اخیر به شكل حساب نشده ای به بخش كشاورزی اختصاص یافته است. زمین های كشاورزی حوضه آبریز این دریاچه قبلاً 320 هزار هكتار بود و اكنون به 680 هزار هكتار رسیده و این نشان دهنده رشد بی رویه زمینهای زراعی و هدردادن آب در منطقه است.

ارس نمی تواند به داد ارومیه برسد!

دكتر پرویز كردوانی، كار شناس و استاد دانشگاه محیط زیست در این باره گفته است: انتقادی كه به مسؤولان وارد است این است كه در فرآیند نجات دریاچه ارومیه استفاده از آب رودخانه ارس نمی تواند مشكل مرگ این دریاچه را حل كند و در صورت انجام این كار، زیان های زیادی به محیط زیست منطقه وارد می شود. به نظر من انتقال آب از ارس به  ارومیه خیانت است.

پدر كویر شناسی ایران در ادامه متذكر می شود: با توجه به احداث سد های فراوانی كه در زیردست دریاچه ارومیه احداث شده این دریاچه آبریز و ورودی طبیعی خود را از دست داده است و با ادامه این روند طی چند سال آینده تبدیل به كویر غیر قابل سكونت خواهد شد.كردوانی با بیان اینكه تنها راهكار همیشگی و دائمی نجات دریاچه ارومیه انتقال آب از یكی از سرشاخه های رودخانه زاب كوچك است گفت: انتقال آب رودخانه ارس به دریاچه ارومیه باعث كمبود منابع آب در منطقه می شود و دشت مغان را تهدید خواهد كرد.

بزرگ ترین طرح زیست محیطی، بدون كار شناسی!

بررسی نظرات مخالفان طرح نجات بخشی دریاچه ارومیه در مجلس، نشان دهنده این موضوع است كه بزرگترین طرح زیست محیطی این دریاچه بدون كارشناسی های لازم تهیه و به صحن علنی مجلس راه یافته است. این نمایندگان معتقدند؛ طرح نجات دریاچه ارومیه كه به عنوان نوشدارو برای احیای زیست بوم شمال غرب ایران تدوین شده از پختگی لازم برخوردار نیست و به جای توقف آبگیری سد ها و انتقال آب از بسیاری از حوضه های آبریز، فقط انتقال آب از رودخانه ارس را مطرح كرده است.

كارشناسان آشنا به این زیست بوم تأكید می كنند كه بهترین راه نجات دریاچه ارومیه بازگرداندن شاهراه های حیات طبیعی آن به این دریاچه است كه در طول قرنهای متمادی دریاچه را زنده نگه داشته و اینك با دخالت بی جا و حساب نشده انسان واحداث سدها در مسیر رودخانه های این دریاچه، حیات طبیعی و خدادادی آن در معرض تهدید جدی قرار گرفته است.

این تهدید به گونه ای است كه اگر هرچه زودتر چاره ای برای آن اندیشیده نشود شاهد مرگ غم انگیز دریاچه ارومیه و به دنبال آن تبعات خطرناك و جبران ناپذیر زیست محیطی مانند طوفانهای نمك در منطقه و كشور خواهیم بود..../تحلیل:انتخاب