ورزشی


2 دقیقه پیش

پیرترین و جوان ترین بازیکن یورو 2016

سایت یوفا در گزارشی به معرفی پیرترین، جوان ترین، کوتاه ترین و بلندترین بازیکن‌های یورو ۲۰۱۶ پرداخته است. خبرگزاری ایسنا: سایت یوفا در گزارشی به معرفی پیرترین، جوان ...
2 دقیقه پیش

عکس: ارزش تیم های حاضر در یورو 2016

در جمع 24 تیم حاضر در یورو 2016، آلمان گران ترین و مجارستان ارزان ترین تیم ها هستند. وب سایت مشرق: در جمع 24 تیم حاضر در یورو 2016، آلمان گران ترین و مجارستان ارزان ترین تیم ...

کی‌روش «طاقچه تکبر» را شکست


کارشناسان فوتبال اعتقاد دارند یکی از آموزه‌های کارلوس کروش و یادگاری‌های او در ایران، ارتقای ارزش پیراهن تیم‌ملی است.

خبر ورزشی: کارشناسان فوتبال اعتقاد دارند یکی از آموزه‌های کارلوس کروش و یادگاری‌های او در ایران، ارتقای ارزش پیراهن تیم‌ملی است.

آنها می‌گویند كروش خط قرمز بازیكنان ایرانی را شكست و طاقچه تكبر آنها را در هم ریخت. ارزش پیراهن تیم‌ملی با ایستادگی و بی‌اعتنایی كروش بالا رفت. پیراهن ملی قدر و قیمتی تازه‌ای پیدا كرد، تا جایی كه بازیكنان ما امروز آرزوی ملی‌پوش شدن دارند.

آری، این كاری بود كه پرویز دهداری هم در فوتبال ایران انجام داد. تیم‌ملی اما در ادوار گذشته پیراهنی بود كه در برخی مقاطع زمانی به آسانی به‌ دست می‌آمد و تیم‌ملی به جایگاهی همیشگی برای عده‌ای تبدیل شده بود.

حالا بازیكنان تیم‌ملی برای دعوت شدن به اردوها باید التماس كنند. باید آنقدر خوب باشند و آنقدر سرشان به كار خودشان گرم باشد بلكه دل كروش را به رحم بیاورند.

كاری كه كروش كرد و راهی كه او رفت اما در باشگاه‌های ما تداوم نداشت. در واقع كسی برای آنچه كروش در تیم‌ملی انجام داد، وقت صرف نكرد. روزمرگی در باشگاه‌های ایرانی و چشم فرو بستن بر روی هر اتفاق آزاردهنده‌ای، باعث شده تا كسی برای مربیان ما تره خرد نكند.

آنچه در باشگاه‌ها می‌بینیم؛ این است كه بازیكن برای حضور در هر تیمی منت هم روی سر مدیر و مربی می‌گذارد. نه تنها پول خوب می‌گیرد و خوب سفر می‌كند و خوب‌تر زندگی می‌كند، كه بابت تمرین كردن با تیم و حضور در بازی‌های رسمی منت هم می‌گذارد.

مربی جرأت تعویض بازیكنش را ندارد چون هر لحظه امكان دارد آقای بازیكن آبروی سرمربی را جلوی همه ببرد. سرمربی شهامت تذكر دادن به بازیكنش را در تمرینات ندارد زیرا در یك لحظه ممكن است طرف از كوره دربرود و از خجالت آقای مربی بیرون بیاید.

پیراهن در فوتبال ایران كه روزگاری مروجان بزرگی در باشگاه‌های شاهین، استقلال و پرسپولیس داشت به قدری بی‌قیمت شده كه بازیكن بابت حضور در این تیم‌ها به خودش و تیمش افتخار نمی‌كند.

كاری كه كروش كرد و راهی كه او در تیم‌ملی رفت، یك حركت خلق‌الساعه نبود. كروش به صورت تدریجی كارش را در تیم‌ملی انجام داد و بعد از 4 سال ارزش پیراهن ملی را بالا برد. پیش از كروش در دو دهه 50 و 60 هم پیراهن در فوتبال ما ارزشی دوچندان داشت اما دهه 90، اوج ویرانی كاخ آرزوهای ماست. نسلی وارد این فوتبال شده كه كاملاً عجیب است.

نسلی رها و در عین حال سركش. نسلی كه پیراهن را نمی‌شناسد. نسلی كه اگر وارد فوتبال نمی‌شد، با این مدرك تحصیلی و سواد اندك در بازار تهران صاحب چرخ‌دستی هم نمی‌شد. درست بر عكس نسل حسین كلانی. آقای كلانی اگر بازیكن فوتبال نمی‌شد، مهندس و آرشیتكت موفق بود. كما اینكه هنوز هم هست.


ویدیو مرتبط :
گربه سیمون - طاقچه!

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

پرونده رقیب شکست خورده و مرد کشته شده



 

 

 

 

عشقی همچنان یکی از انگیزه های رایج در جرائم جنایی است. در تازه ترین این موارد دست دو جوان به خون رقیب عشقی شان آلوده شد و دو پرونده جنایی را پیش روی پلیس قرار داد.




رقابت های عشقی همچنان یکی از انگیزه های رایج در جرائم جنایی است. در تازه ترین این موارد دست دو جوان به خون رقیب عشقی شان آلوده شد و دو پرونده جنایی را پیش روی پلیس قرار داد.



در اولین مورد جوان ۲۰ ساله یی به نام حسین پس از آنکه از رسیدن به دختر مورد علاقه اش ناکام ماند، ترجیح داد به شکلی غیرمنطقی با سرنوشتش برخورد کند و در اقدامی تلافی جویانه رقیب عشقی اش را به قتل برساند. حسین از مدت ها قبل به دختری به نام نسیم علاقه مند شده بود و قصد داشت به خواستگاری وی برود اما کمی پیش از این کار فهمید پسرعمه نسیم به نام تقی نیز به او علاقه دارد و آنها در شرف ازدواج هستند. درک این موضوع برای حسین سخت بود. به همین دلیل او تصمیم گرفت هرکاری که لازم باشد انجام دهد تا به خواسته اش برسد. وی ابتدا از در مذاکره با تقی وارد شد اما تقی صراحتاً اعلام کرد تصمیم نهایی اش را گرفته و قرار است با نسیم عروسی کند.

 



وقتی گفت وگوی دوستانه نتیجه یی نداد حسین روی دیگر سکه را نمایان کرد و نقشه قتل رقیب عشقی اش را طراحی کرد. او چاقویی با خود برداشت و نزد تقی رفت و بار دیگر از وی خواست از ازدواج با نسیم صرف نظر کند اما تقی که سخت دلباخته دختردایی اش بود حرف آخرش را زد و از حسین خواست دیگر سراغ او نرود. این حرف خشم حسین را برانگیخت و باعث شد برای تقی چاقو بکشد. به این ترتیب جنگی تن به تن میان آنها درگرفت که پس از دقایقی به مرگ تقی منجر شد. حسین که باور نداشت به خاطر ازدواج با نسیم دستش به خون آلوده شده است در حالی که به شدت ترسیده بود از آنجا فرار کرد اما تلاشش بیهوده بود و چند روز بعد توسط پلیس شهرستان اسکو دستگیر شد. او در بازجویی های مقدماتی ضمن پذیرش اتهامش گفت؛ «من و مقتول هر دو قصد داشتیم با نسیم ازدواج کنیم اما تقی موفق شد دل دختردایی اش را به دست بیاورد. من هم که خودم را شکست خورده می دیدم تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم.» دومین جنایت پیچیده تر بود. ماجرا زمانی آغاز شد که مردی به کلانتری شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی رفت و مدعی شد پسرش بایرام توسط چهار مرد ناشناس ربوده شده است.

 


این مرد گفت؛ «بایرام و دوستش محمود سوار بر یک دستگاه خودروی پژو پرشیا از جاده شانجان عبور می کردند که افراد ناشناس دوست پسرم را با چاقو مجروح کردند و پسرم را با خود بردند.» به دنبال این اظهارات تحقیقات گسترده یی از سوی پلیس آغاز شد اما این تجسس ها نشان می داد اظهارات پدر بایرام چندان منطبق بر واقعیت نیست. به همین دلیل بررسی ها با بازجویی از محمود ادامه یافت. محمود ماجرای آدم ربایی را برای پلیس بازگو کرد و گفت چهار مرد ناشناس در جاده بایرام را دزدیدند و هنگامی که او خواست به وی کمک کند توسط آنان مجروح شد. کارآگاهان در بررسی دقیق اطلاعات به دست آمده فرضیه آدم ربایی را منتفی دانستند و احتمال دادند بایرام قربانی انتقام جویی شده است. این فرضیه از آنجا قوت گرفت که با گذشت چندین روز از ناپدید شدن بایرام هیچ تماسی از سوی آدم ربایان با خانواده او گرفته نشده بود. از سویی گروهی از ماموران که حرکات محمود را زیر نظر گرفته بودند پی بردند او رفتار مرموزی دارد. به همین دلیل محمود همراه همسرش بازداشت شدند.

 

 

هنگامی که محمود تحت بازجویی های فنی قرار گرفت باز هم اظهارات قبلی اش را تکرار کرد اما همسر او در بازجویی ها کلید ماجرا را به پلیس داد و از قتل بایرام توسط شوهرش خبر داد. در ادامه خانه متهم به قتل بازرسی شد و شواهد بیشتری درباره قتل بایرام توسط محمود به دست آمد. آثار خون در حمام و راهروها و برخی اتاق ها مشهود بود و این شرایط محمود را نیز وادار به اعتراف کرد. او گفت؛ «قبل از آنکه من و همسرم با هم ازدواج کنیم قرار بود بایرام با او ازدواج کند اما سرانجام من دختر مورد علاقه ام را راضی کردم تا به عقد من دربیاید. من و همسرم زندگی خوبی داشتیم و در عین حال من رابطه ام را با بایرام حفظ کرده بودم ولی به تدریج با هم دچار اختلاف شدیم. شب حادثه بایرام به خانه ام آمد. نیمه های شب بود که در مورد اختلاف قدیمی مان بر سر ازدواج بحث مان شد. اما کار بالا گرفت و ما با هم درگیر شدیم. من هم چاقویی برداشتم و بایرام را از ناحیه شکم و گردن مجروح کردم. سپس در حالی که او بی جان شده بود با کمک همسرم جنازه را داخل یک پتو پیچیدیم و به روستای دورافتاده یی در اطراف شهرستان خامنه منتقل کردیم.»بنا به گفته سرهنگ رضا امینی فرمانده انتظامی شهرستان شبستر همسر متهم به قتل به خاطر پایبند نبودن به اصول اخلاقی با بایرام رابطه داشته و همین موضوع علت اصلی این ماجرا است. این اظهارات حاکی از آن است که تجسس ها درخصوص افشای زوایای پنهان این ماجرا همچنان ادامه دارد.