مذهبی


2 دقیقه پیش

دعای مشلول همراه ترجمه

دعای مشلول همراه ترجمه   موسوم به دعاى «الشاب المأخوذ بذنبه» [یعنى: جوانى كه به سبب گناهش گرفتار عذاب حق شده] این دعا از كتابهاى كفعمى و«مهج الدعوات» نقل شده، و دعایى ...
2 دقیقه پیش

رمزی برای استجابت دعا

یکی از این دعاهای ارزشمند، مناجات شریف شعبانیه است   بر اساس منابع روایی برترین و محبوب ترین کارها نزد خداوند متعال در بین بندگان خویش، دعا کردن معرفی شده است، از طرفی ...

دوران شیرخوارگی فخر کائنات ، امام حسین (ع)



امام حسین (ع),ولادت امام حسین (ع),تولد امام حسین (ع)

 

دوران شیرخوارگی فخر کائنات ، امام حسین (ع)
منابع حدیثى و تاریخى، سال ولادت امام حسین علیه  السلام را مختلف گزارش كرده ‏اند ؛ لیكن بنا بر اكثر منابع و مشهورترین روایات، سال ولادت امام حسین علیه  السلام سال چهارم هجرى است.


مطالب السَّۆول در این باره می نویسد:
امام حسین علیه  السلام در سال چهارم هجرى به دنیا آمد ... عمر ایشان، 56 سال و چند ماه بود. شش سال و چند ماه از این مدّت را با جدّش پیامبر خدا بود و پس از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله آمد ، سى سال با پدرش امیر مۆمنان على علیه  السلام زیست و پس از وفات پدرش، ده سال با برادرش امام حسن علیه  السلام بود و پس از وفات برادرش نیز ده سال تا هنگام شهادتش ماند.[1]


ماه ولادت امام حسین (ع)
منابع حدیثى و تاریخى، ماه ولادت امام حسین علیه  السلام را مختلف گزارش كرده ‏اند:
سوم ماه شعبان، پنجم ماه شعبان، آخر ماه ربیع اوّل، سیزدهم ماه رمضان، پنجم ماه جمادى اوّل و پانزدهم ماه جمادى ثانى.
علّامه مجلسى (ره)، با توجه به قراینی از جمله روایت امام صادق علیه  السلام ، سوم ماه شعبان را مشهورتر مى‏داند.[2]
مصباح المتهجّد پس از ذكر دعاى روز سوم شعبان می نویسد: حسین بن على بن سفیان بَزوفَرى مى‏ گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام این دعا را در این روز م ى‏خوانْد و فرمود: «این، از دعاهاى روز سوم شعبان، روز تولّد حسین علیه السلام است».[3]


لحظه ولادت امام حسین (ع)
امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: اسماء بنت عمیس[4] برایم ... نقل كرد: پس از یك سال، حسین علیه  السلام متولّد شد و پیامبر صلی الله علیه وآله آمد و فرمود: «اى اسماء! پسرم را به من بده».
او را در پارچه سفیدى به ایشان دادم. پیامبر صلی الله علیه وآله آمد در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را در دامنش نهاد و گریست. از علت گریه پرسیدم. فرمود: «بر این پسرم مى‏گِریم».


گفتم: او الآن متولّد شده است، اى پیامبر خدا!
فرمود: «پس از من، گروه ستمكار، او را مى‏ كُشند. خداوند، شفاعتم را به آنان نرساند!» ؛ سپس فرمود: «اى اسماء! این را به فاطمه مگو، كه او را تازه به دنیا آورده است».[5]


نام‏گذارى‏
بر پایه شمارى از روایات، نام‏گذارى امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، توسّط پیامبر صلى الله علیه و آله و با وحى الهى صورت گرفت. این نام‏ها، نام فرزندان حضرت هارون (جانشین موسى نبی) است؛ همان «شَبَّر» و «شَبیر» كه در زبان عربى، به «حسن» و «حسین» ترجمه مى ‏شوند که این نام تا پیش از این در میان اعراب جاهلى وجود نداشته است.[6]
كنیه امام حسین علیه السلام ، ابوعبد اللّه و كنیه خاصّ او ابوعلى است. القاب آن حضرت ، بسیار است‏ که سیدالشهداء از مشهورترین آنهاست.


شبیه‏ترینِ مردم به پیامبر خدا
محمّد بن ضحّاك بن عثمان حزامى می گوید: پیكر حسین علیه السلام، شبیه پیكر پیامبر صلى الله علیه و آله بود.[7]

 

امام حسین (ع),ولادت امام حسین (ع),تولد امام حسین (ع)

 
شبیه‏ ترینِ مردم به فاطمه
ابن شهرآشوب به نقل از محمّد بن حنفیّه، از امام حسن علیه السلام می نویسد: حسین بن على علیه السلام، شبیه‏ ترینِ مردم به فاطمه علیهاالسلام است و من، شبیه‏ ترینِ مردم به خدیجه كبرا هستم.[8]

 

امام در دوران شیرخوارگى‏
درباره تغذیه امام حسین علیه السلام در دوران شیرخوارگی اخبار و گزارشهایی وجود دارد که در نگاه اول عجیب و شاید پذیرش آن قدری مشکل باشد که در این بخش به توضیحی دراین باره می پردازیم.
ابتدا باید دانست که احادیث این باب، به چهار دسته تقسیم مى‏شوند:
1. احادیثى كه بر تغذیه امام حسین علیه السلام از انگشت ابهام پیامبر صلى الله علیه و آله دلالت دارند. مانند این روایت:
امام صادق علیه السلام فرمود: حسین علیه السلام، نه از فاطمه علیهاالسلام و نه از هیچ زن دیگرى شیر نخورد؛ بلكه او را نزد پیامبر صلى الله علیه و آله مى ‏آوردند و ایشان انگشت شست خود را در دهان او مى‏ گذارد و حسین علیه السلام به اندازه‏اى مى ‏مكید كه دو سه روزش را كفایت مى‏ كرد. از این رو، گوشت حسین علیه السلام از گوشت و خون پیامبر رویید.[9]


2. احادیثى كه دلالت دارند پیامبر صلى الله علیه و آله، امام حسین علیه السلام را از زبان خود، تغذیه كرده است.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است: پیامبر صلى الله علیه و آله هر روز نزد حسین علیه السلام مى ‏آمد و زبانش را در دهان او مى‏ نهاد و حسین علیه السلام آن را مى ‏مكید تا سیر مى‏ شد.[10]


3. حدیثى كه مى‏ گوید استفاده امام حسین علیه السلام از انگشت پیامبر صلى الله علیه و آله ، به دلیل خشك شدن شیر مادرش فاطمه علیهاالسلام بوده است.
ابن شهرآشوب می نویسد: فاطمه علیهاالسلام هنگامى كه حسین علیه السلام را به دنیا آورد، بیمار شد و شیرش خشك گردید. پیامبر صلى الله علیه و آله زن شیردهى را جستجو كرد؛ امّا نیافت. پس خود نزد حسین علیه السلام مى ‏آمد و انگشت شَستش را در دهان او مى ‏نهاد و حسین علیه السلام آن را مى‏ مكید.[11]

 

4. حدیثى كه مى‏ گوید امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، در شرایطى كه مردم با كمبود آب مواجه بودند، از زبان پیامبر صلى الله علیه و آله سیراب شدند.
ابن شهرآشوب به نقل از ربیع بن خَیثَم می نویسد: مسلمانان، دچار بى ‏آبى شدیدى شدند. فاطمه علیهاالسلام، حسن و حسین علیهماالسلام را نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آورد و گفت: اى پیامبر خدا! این دو، كوچك اند و تاب تشنگى ندارند. پیامبر صلى الله علیه و آله ، حسن علیه السلام را فرا خواند و زبانش را در اختیار او نهاد و حسن علیه السلام ، آن را مكید تا سیراب شد. سپس حسین علیه السلام را خواند و زبانش را در اختیار او نهاد و حسین علیه السلام ، آن را مكید تا سیراب شد.[12]

 

با تأمّل در مضمون این احادیث، معلوم مى ‏شود كه مدلول آنها، قابل جمع است، بدین سان كه اقدام پیامبر صلى الله علیه و آله به دلیل خشك شدن شیر دخترش فاطمه علیهاالسلام بوده و ایشان، گاه با انگشت ابهام خود و گاه با زبان مباركش، فرزند دلبند خود را تغذیه كرده است. همچنین جدا از این كار، در شرایطى كه مسلمانان با مشكل كم ‏آبى مواجه بوده‏ اند، نوادگان خود را از زبان خویش، سیراب نموده است و این گونه معجزات و كرامات، از نظر امکان وقوع، از شخصى مانند خاتم انبیا صلى الله علیه و آله بعید نیست، هر چند از نظر وقوع، به دلیلى قاطِع، نیاز است.


اگر گفته شود: «چرا چنین حادثه مهم و خارق‏العاده ‏اى كه طبعا براى نقل آن، انگیزه فراوان است، در منابع تاریخى و حدیثىِ غیر پیروان اهل بیت علیهم السلام نیامده؟»، خواهیم گفت: اوّلًا این جریان، موضوعى خصوصى در خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله بوده و تنها اهل بیتِ پیامبر علیهم السلام از آن، خبر داشته‏ اند. ثانیا بسیارى از حوادث صدر اسلام، تنها از طریق اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است و نقل نشدن، دلیل عدم وقوع نیست.[13]


پی نوشت:

-----------------------------------------------
1.مطالب السۆول: ص 73.
2.بحار الأنوار: ج 44، ص 201.
3.مصباح المتهجّد: ص 828.
4.حضور اسماء بنت عُمَیس در هنگام ولادت امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام جاى تردید است؛ زیرا اسماء كه همسر جعفر بن ابى ‏طالب است، در آن زمان، به همراه وى در حبشه بوده و در سال هفتم هجرى از حبشه به مدینه باز گشت. به نظر مى‏رسد بانویى كه در ولادت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام حضور داشته، سَلمى همسر ابو رافع است و این زن و شوهر، هر دو، خدمت‏گزار پیامبر صلى الله علیه و آله بوده‏ اند.

 

او قابله (ماماى) فرزندان فاطمه دختر پیامبر خدا و قابله ابراهیم پسر پیامبر خدا و همان كسى است كه تا آخرین لحظات حیات فاطمه زهرا علیهاالسلام در كنارش بود و سپس به همراه امیر مۆمنان علیه السلام و اسماء بنت عمیس، در غسل دادن ایشان مشاركت داشته است. (دانش نامه امام حسین علیه السلام، ج1، ص156)

5. عیون أخبار الرضا علیه السلام: ج 2، ص 25.
6. در اسد الغابة، به نقل از عمران بن سلیمان، آمده است: حسن و حسین، از نام‏هاى بهشتیان است و در دوران جاهلیت نبوده است. اسد الغابة: ج 2 ، ص 25.
7. المعجم الكبیر: ج 3 ص 115 .

8.المناقب: ج 4 ، ص 2.
9. الكافی: ج 1 ، ص 465.
10. علل الشرائع: ص 206.
11. المناقب: ج 4، ص 50.
12. المناقب: ج 3 ، ص 384.
13. دانش نامه امام حسین علیه السلام، ج1 ، ص222 .

منبع : tebyan.net


ویدیو مرتبط :
شبکه ی امام حسین - دوران غیبت

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

سخنانی از امام حسین علیه السلام



 

 

امام حسین(ع)

 

1. ل تقولنّ في أخیک إذا تواری عنک إلاّ ما تحب أن یقول فیک إذا تواریت عنه.

برای برادری که شما را ترک کرده است چیزی نگوئید آنچه را که دوست دارید برای شما بگویند در هنگام ترک کردن بگویند.

 

2. للسلام سبعون حسنة تسع و ستون للمبتدیء و واحدة للراد.

برای سلام کردن هفتاد حسنه است. شصت و نه حسنه برای ابتداء کننده به سلام و یک حسنه برای کسی که جواب می دهد.

 

3. الناس عبید الدنی و الدین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درّت معائشهم فإذا محّصوا بالبلاء قل الدیّانون.

مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه ای است بر زبانشان و آن را همان طور که زندگیشان بگذرد تغییر می دهند. پس هنگامی که به بلا گرفتار می شوند دینداران کم هستند.

 

4. قال و هو یوصي ابنه: أي بني، إیاک و ظلم من لا یجد علیک ناصراً إلا الله جل و عز.

در وصیت به فرزندشان فرمودند: ای فرزندم بر حذر باش از ظلم به کسی که در مقابل تو کسی را جز خدای عزّوجلّ ندارد.

 

5. إیاک و ما تعتذر منه فإن المؤمن لا یسيء و لا یعتذر و المنافق کل یوم یسيء و یعتذر.

بر حذر باش از آنچه باید به خاطرش عذرخواهی کنی چرا که مؤمن خطائی نمی کند که معذرت خواهی کند و منافق هر روز خطاء می کند و معذرت خواهی می کند.

 

6. ل یکمل العقل إلا باتّباع الحق.

عقل کامل نمی شود مگر با تبعیت کردن از حق.

 

7. العلم لقاح المعرفة، و طول التجارب زیادة في العقل، و الشرف التقوی و القنوع راحة لأبدان، و من أحبک نهاک...

علم ماده و ریشه معرفت است و تجربه های طولانی عقل را زیاد می کند و شرافت تقوا و قناعت، راحتی جسم را به دنبال دارد و هر که تو را دوست دارد تو را (از بدی ها) نهی می کند.

 

8. قیل له کیف أصبحت یابن رسول الله؟ قال: أصبحت ولي رب فوقی، و النار أمامي، و الموت یطلبني، و الحساب محدق بي و أنا مرتهن بعملي، لا أجد ما أحب، و لا أدفع ما أکره، و الأمور بيد غیري فإن شاء عذّبني، و إن شاء عفا عنّي، فأيّ فقیر أفقر مني؟!...

به حضرت خطاب شد چگونه صبح کردید یابن رسول الله؟ فرمودند صبح کردم در حالی که برای من پروردگاری است در بالای سرم و آتشی در مقابل من و مرگ مرا می طلبد و حساب مرا از هر طرف احاطه کرده است و من در گرو عمل خود هستم. نمی یابم هر آنچه را که دوست دارم و دفع نمی کنم آنچه را که دوست ندارم و امور من به دست غیر من است پس اگر بخواهد عذابم می کند و اگر بخواهد مرا می بخشد پس چه فقیری فقیرتر از من است؟!

 

9. افعل خمسة اشیاء و أذنب ما شئت، فأول ذلک: لا تأکل رزق الله و اذنب ما شئت و الثاني أخرج من ولاية الله و أذنب من شئت، و الثالث: اطلب موضعاً لا یراک الله و أذنب ما شئت و الرابع: إذا جاء ملک الموت لیقض روحک فادفعه عن نفسک و اذنب ما شئت و الخامس: إذا أدخلک مالک في النار فلا تدخل في النار و أذنب ما شئت.

پنج عمل انجام بده و بعد هر چه می خواهی گناه کن: اول اینکه رزق خدا را نخور و دوم از ولایت و حکومت خدا خارج شو و سوم جائی را پیدا کن که خدا تو را نبیند و چهارم هنگامی که ملک الموت را برای قبض روحت می آید آن را از خود دور کن و پنجم زمانی که تو را می خواهند وارد آتش کنند داخل در آتش (جهنم) نشو.

 

10. یابن آدم إنّم أنت أیام کلما مضی یوم ذهب بعضک.

ای فرزند آدم همانا تو همچون روزها می باشی که هر روز که می گذرد از تو کم می شود.