اخبار


2 دقیقه پیش

عکس: استهلال ماه مبارک رمضان

همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان جمعی از کارشناسان حوزه نجوم همراه با نماینده دفتر استهلال مقام معظم رهبری عصر دوشنبه هفدهم خرداد برای رصد هلال شب اول ماه مبارک رمضان بوسیله ...
2 دقیقه پیش

تا 20 سال آینده 16 میلیون بیکار داریم

وزیر کشور گفت: در نظام اداری فعلی که می‌تواند در ۱۰ روز کاری را انجام دهد، در ۱۰۰ روز انجام می‌شود و روند طولانی دارد که باید این روند اصلاح شود. خبرگزاری تسنیم: عبدالرضا ...

فرشته دوبال خود را به‌كودك قرض داد



  ,خبرگزاری آناتولی,روزنامه حوادث,سقوط از ساختمان

 

سقوط از طبقه هفتم

فرشته دوبال خود را به‌كودك قرض داد

جام جم آنلاین: یك دختربچه دوساله ترك پس از سقوط از طبقه هفتم ساختمان محل زندگی اش به طور معجزه آسایی از مرگ نجات یافت.

به گزارش روز یكشنبه جام جم آنلاین به نقل از خبرگزاری فرانسه، دختر خردسال در حال بازی در بالكن آپارتمان محل زندگی اش واقع در طبقه هفتم بود كه به دلیل نامعلومی سقوط كرد.

در این سقوط مرگبار،كودك دو ساله روی پشته برف نسبتا انبوهی افتاد. در حالی كه مادرش بی خبر از همه جا در آشپزخانه مشغول آشپزی بود.

 

همسایگان كه شاهد این صحنه بودند به سوی كودك دویده اما مشاهده كردند كه وی از مرگ حتمی نجات یافته است.

كودك بلافاصله به بیمارستان انتقال یافت و پزشكان هنگام معاینه با تعجب مشاهده كردند كه دخترك به جز چند خراش و كبودی هیچ آسیب جدی ندیده است.

با وجود این پزشكان برای احتیاط چند روزی كودك دوساله را در بیمارستان تحت نظر خواهند داشت.

به گزارش خبرگزاری آناتولی این حادثه در استان موش در شرق تركیه رخ داد/جام جم


ویدیو مرتبط :
پروژه ادیوس فرشته ها-كودك

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

قصه فرشته ها



من و دايي عباس به خيابان رفته بوديم كه من ، يك خيابانپرنده فروشي ديدم . به دايي گفتم : « به دايي گفتم براي من دو تا پرنده كوچك مي خريد » دايي پرسيد :

 

« مي خواهي با آن چه كني ؟»

 

 

پرنده

 

گفتم : « مي خواهم آن ها را در يك قفس كوچك و قشنگ نگه دارم .» دايي گفت :« در خانه حضرت علي (ع) مرغابي هايي بودند كه آن ها را كسي به ا مام حسين (ع) هديه داده بود . يك روز حضرت علي به دخترشان گفتند :

 

اين ها زبان ندارندكه وقتي گرسنه يا تشنه مي شوند بتوانند چيزي بگويند يا از تو چيزي بخواهند . آن ها را رها كن تا از آن چه خدا روي زمين آفريده ، بخورند و آزاد باشند .»

 

 

فرشته

 

به پرنده هاي بيچاره نگاه كردم . به دايي گفتم :« دو تا پرنده برايم مي خريد؟» دايي گفت : قفس هم مي خواهي ؟» گفتم :« نه ! مي خواهم آن ها را آزاد كنم .» دايي گفت :« در روز تولد حضرت علي (ع) تو با آزاد كردن پرنده ها ، قشنگترين هديه را به ايشان مي دهي .» من و دايي دو تا پرنده خريديم و آن ها را آزاد كرديم . پرنده ها پر زدند و به آسمان رفتند ، دور دور ، جايي نزديك فرشته ها .

 

کودکانه