اخبار


2 دقیقه پیش

عکس: استهلال ماه مبارک رمضان

همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان جمعی از کارشناسان حوزه نجوم همراه با نماینده دفتر استهلال مقام معظم رهبری عصر دوشنبه هفدهم خرداد برای رصد هلال شب اول ماه مبارک رمضان بوسیله ...
2 دقیقه پیش

تا 20 سال آینده 16 میلیون بیکار داریم

وزیر کشور گفت: در نظام اداری فعلی که می‌تواند در ۱۰ روز کاری را انجام دهد، در ۱۰۰ روز انجام می‌شود و روند طولانی دارد که باید این روند اصلاح شود. خبرگزاری تسنیم: عبدالرضا ...

تقویم تاریخ -14 آبان



1055م:طغرل سلجوقی که بسیاری از نقاط ایران را در اشغال خود داشت پنجم نوامبر سال 1054 میلادی به نجات خلیفه عباسی از دست شیعیان و استقرار مجدد حاكمیت اهل تسنن، اعلام كرد كه عازم بغداد می شود. طولی نكشید كه طغرل با سپاهی گران روانه بغداد شد و اوایل سال 1055 میلادی این شهر را تصرف كرد و از آن پس به نام خلیفه كه در دست او آلتی بیش نبود زمام امور قلمرو عباسیان را به دست گرفت و خود را حامی خلیفه اعلام داشت و قدرت را در بغداد به سنی ها باز گردانید یعنی درست عكس كاری كه دهها سال پیش از او، دیلمیان ایرانی (شیعه مذهب) كرده و قدرت را در دست شیعیان قرار داده بودند. قدرت حكومتی در عراق كه این كشور در نیمه اول قرن بیستم به دست انگلیسی ها ساخته شد و بعدا با قیام شیعیان (به رهبری آیت الله شیرازی) استقلال یافت، پس از اشغال نظامی آن توسط آمریكا و انجام انتخابات عمومی عمدتا به شیعیان منتقل شده و درگیری شیعه و سنی را یك بار دیگر شدت داده است. پس از سلطه سلجوقیان بر بغداد، بعدا هم چندبار این شهر (درزمان صفویه و افشاریه) به دست ایران و شیعه افتاده بود. جنوب شیعه نشین بین النهرین (عراق امروز) تا دوران زندیه (كریم خان) وابسته به ایران بود.

 

1914م:پنجم نوامبر 1914 (14 آبان 1293) شورای وزیران دولت وقت ایران كه برای بررسی چگونگی مقابله با نقض بی طرفی كشور از سوی دول متخاصم تشكیل جلسه داده بود به بن بست رسید؛ زیرا كه نظامیان وطن به دلیل ضعف تجهیزات و آموزش، و نداشتن آمادگی و حتی آذوقه قادر به دفاع از بی طرفی كشور نبودند. بیشتر سربازان برای امرار معاش خود كه دولت موظف به تامین آن بود، درمنازل تهران به كارهایی ازجمله آب حوض كشی و نوکری مشغول بودند!. دولت در آن شرایط می توانست تنها روی نیروی ژاندارم حساب كند كه این نیرو هم فاقد اسلحه سنگین (توپ) بود و نمی توانست از عهده واحدهای تجاوزگر كه وارد ایران شده بودند برآید.


1979م:پنجم نوامبر 1979 نماینده پانصد دانشجو كه عنوان «دانشجویان پیرو خط امام» بر خود گذارده بودند در دومین روز تصرف سفارت آمریكا در تهران (14 آبان 1358) اعلام داشتند كه كاركنان سفارت را تا استرداد شاه آزاد نخواهند كرد و اضافه كردند كه در ساختمان سفارت اسنادی را در رابطه با حوادث كردستان و خوزستان و اسامی برخی از جاسوسان و وابستگان به آمریكا را به دست آورده اند كه آنها را كتاب خواهند كرد.

آخر وقت همین روز اعلام شد كه مهدی بازرگان پس از 268 روز حكومت، كناره گیری دولت خود را تسلیم كرده است و دلیل آن، رویدادهای اخیر (از جمله تصرف سفارت آمریكا) و نیز انتقاد افراد و گروهها به ویژه اعتراض این گروهها به ملاقات او در خارج از كشور با برژینسكی مشاور امور امنیت ملی رئیس جمهوری آمریكا بوده است. بازرگان كه از همكاران دكتر مصدق و از موسسان نهضت آزادی بود، نخستین دولت نظام جمهوری اسلامی را تحت نام «دولت موقت» تشكیل داده بود. كمیته های انقلاب و دسته های مختلف با اعمال خود مانع از اداره كامل امور توسط دولت او بودند و دولت بازرگان در طول زمامداری توان اجرای نظامات دولتی را نداشت.

مورخان گروگان بودن 52 آمریكایی به مدت 444 روز را یك تحقیر و شكست سیاسی برای دولت آمریكا، ضعف دولت كارتر (كم تجربگی او) و درگیری برزینسكی مشاور ویژه وی با سایروس ونس وزیر امور خارجه وقت نوشته و افزوده اند كه كارتر توجه بیشتری به برزینسكی (با این كه متولد آمریكا نبود) داشت و برزینسكی با برخی مقامات تهران یك كانال مذاكراتی جداگانه داشت كه كارتر هم از آن بی خبر بود و همین تعدد كانال باعث شد كه كاخ سفید نتواند برای رهایی گروگانها اقدام قاطع و موثر بعمل آورد و ادامه این وضعیت باعث شكست كارتر در انتخابات بعدی شد و .... ونس در آوریل 1980 به علت مداخلات برزینسكی در وظایف او (در ظاهر به خاطر شكست ماموریت كماندوها در صحرای طبس) كناره گیری کرد.

شاه كه به بیماری سرطان دچار بود در پی فشار و اصرار هنری كیسینجر، دیوید راكفلر، جان مك كلوی و گردانندگان گروه مالی «چیس» اجازه ورود به آمریكا را از كارتر گرفته بود كه ورود او، دردسری طولانی برای دولت كارتر فراهم ساخت كه به روی كار آمدن مجدد حزب جمهوریخواه انجامید.

 

مهدی بازرگان

 

1357ش:از 14 آبان 1357 (پنجم نوامبر 1978) تا شانزدهم دیماه این سال، ایران فاقد روزنامه بود. در این مدت دو سه نشریه کوچک (دارای تحریریه دو - سه نفری) وابسته به دولت چند شماره منتشر کردند که آنها هم مجبور به قطع انتشار شدند.

در پی یك رشته تظاهرات گسترده كه در چند نطقه از جمله دانشگاه تهران به تیراندازی ماموران و قتل شماری از تظاهركنندگان منجر شده بود، روز 13 آبان محمدعلی سفری دبیر وقت سندیكای روزنامه نگاران ایران تصمیم هیات مدیره سندیكا دائر بر اعتصاب عمومی جراید را اعلام داشت و این اعتصاب62 روز ادامه یافت و می توان گفت که ایران تا 16 دی ماه كه دولت نظامی ازهاری كنار رفت فاقد روزنامه بود. در تاریخ عمومی مطبوعات (تاریخ جهانی رسانه ها)، از این اعتصاب به عنوان طولانی ترین و موثرترین اعتصاب اهل قلم در طول تاریخ 350 ساله روزنامه نگاری یاد شده است. سفری پس از مصادره روزنامه اطلاعات (در تابستان سال 1378) كه در آنجا كار می كرد به کار وكالت قضایی پرداخت و در دهه 1370 دچار مرگ ناگهانی شد.

 

تظاهرات نزدیك دانشگاه تهران

 

2004م:در فصل انتخابات آمریكا، به ویژه در سالهایی كه جمهوریخواهان مورد بحث باشند رسانه ها برای روش شدن مخاطبان، به تعریف «كنسرواتیسم» می پردازند .

كنسرواتیسم (اصطلاحا محافظه كاری) در هر جامعه تعریف خاص خود را دارد و به سبب تفاوت مفهوم ، تعبیر و تعریف آن در جوامع مختلف؛ یافتن یك تعریف واحد برای آن دشوار است.

در كشورهای با تاریخی كهن و غنی به ناسیونالیستها، در جوامع سوسیالیستی به معتقدان انعطاف ناپذیری اصول سوسیالیسم و دولتی بودن امور، در كشورهای سلطنتی به هواداران قدرت داشتن پادشاه «كنسرواتیست»، و در ممالك با نظام دینی به حامیان رعایت دقیق اصول و دستورهای دین اطلاق می شود.

كنسرواتیسم در هرشكل خود عقیده به لایتغیر ماندن اصول و قوانین اساسی دارد و با اصلاح پی در پی اصول آن مخالفت و حتی مبارزه می كند و آن را منشاء بی ثباتی، تزلزل، فساد اداری و هرگونه سوء استفاده وبسط تباهی ها و نتیجتا تضعیف هماهنگی جامعه می داند و به این ترتیب با لیبرالیسم عملا مخالفت می كند، و در سیاست و روابط اجتماعی با آن در تضاد و خصومت دائمی بوده است. تا دهه ششم قرن 20 شنیدن واژه كنسرواتیست، در ذهن فردی، را تداعی می كرد كه پایبند به اخلاقیات و وفادار به فرهنگ ملی و سنت ها باشد .

در آمریكا، كنسرواتیسم فلسفه ای است كه از محدود كردن اختیارات داخلی دولت مركزی و دادن این اختیارات به ایالات و شهرها و نیز كاپیتالیسم و اتكای فرد به خودش، نه جامعه ( دولت ) برای تامین رفاه جانبداری می كند و به كارآیی این فرضیه ها كه توسعه موسسات دولتی و مالكیت دولت بر وسائل تولید و دولتی شدن امور تامین رفاه مردم باعث حل مسائل اجتماعی ــ اقتصادی می شود عمیقا تردید دارد و با آن در تضاد و معارضه است.

اعتماد و اعتقاد شدید كنسرواتیسم آمریكا به كاپیتالیسم مورد انتقاد جوامع با نظامهای دیگر است. كنسرواتیسم آمریكا می گوید كه اگر برای همه مردم فرصت برابر و آزادی تصمیم و عمل وجود داشته باشد می توانند بدون اتكاء به كمك دولت باعث ترقی و رفاه خود شوند و در نتیجه نیازی به تامین آن از سوی دولت نیست. این روش از آزادی عمل فرد (استقلال فردی) حمایت می كند و به دور از ایده آلیسم و اتیوپیا سازی (ایجاد مدینه فاضله) و امید های روشنفكرانه است و آنها را رد می كند.

در آمریكا حزب جمهوریخواه خود را پاسدار كنسرواتیسم این كشور یعنی هواداری از استقلال فرد و گسترش جهانی اقتصاد بازار آزاد (كاپیتالیسم) و به علاوه مسیحیت می داند. به نظر می رسد كه كنسرواتیست های آمریكایی از آغاز دهه 1980 (دوران حکومت رونالد ریگان) كار صدور فلسفه و روش خود را به میان ملل دیگر شدت داده اند كه عملا جهشی برای كنترل نسبی بر امور جهان است و این جهش در چهار سال اول قرن 21 شتاب بیشتری توام با بی باكی به خود گرفته بود. نمونه آن اشغال نظامی بدون دلیل عراق، ماندن در افغانستان، گسترش ناتو در قلمرو سابق پیمان ورشو و كشورهای بالتیك شوروی منحله، دیكته گویی و عدم تحمل نظر و انتقاد های دیگران بوده است. در انتخابات دوم نوامبر2004 اكثریت آمریكاییانی كه در انتخابات شركت كرده بودند ( 59 میلیون نفر در برابر 55 میلیون رای لیبرالها) ، بدون توجه به مشكلاتی كه این روش به وجود آورده و مخالفتهای داخلی و خارجی، به ادامه آن رای دادند و تاییدش كردند. كنسرواتیسم آمریكا به برخی آزادی ها روی خوش نشان نمی دهد از جمله كورتاژ و ازدواج همجنسها.

در دو سال پس از انتخابات سال 2004 تشدید حوادث عراق، سوء استفاده های مالی به مناسبت آن، آشگار شدن ضعف اخلاقی برخی از روحانیون مسیحی هوادار حزب جمهوریخواه، گسترش فاصله کم درآمدها و ثروتمندان، بازی با بهای نفت و افزایش درآمد شرکتهای نفتی، استفاده سیاسی از مسئله تروریسم، و اشتباهات سیاسی کاخ سفید باعث رویگردان شدن بسیاری از آمریکاییان از محافظه کاران شده است که انتخابات هفتم نوامبر 2006 آن را منعکس خواهد ساخت.

 

1909م:«جیمز رستونJames Reston» سردبیر اجرایی وقت نیویورك تایمز كه روزگاری سران كشورها در نوبت قرار می گرفتند تا وی با آنان مصاحبه كند سوم نوامبر (روزی چون دیروز) در سال 1909 به دنیا آمد، 86 سال عمر كرد و 63 سال خبر و مقاله نوشت. رستون كار روزنامه نگاری را از «دیلی نیوز» آغاز كرد، سپس خبرنگار اسوشیتدپرس شد و از اینجا به نیویورك تایمز رفت و دهها سال یعنی تا پایان عمر در آنجا نوشت. رستون در اسكاتلند به دنیا آمده و به آمریكا مهاجرت كرده بود و چون به زادگاهش علاقه داشت «سكاتی» را نام خودمانی خود (نیك نیم) انتخاب كرده بود و دوستان و همكارانش او را «سكاتی» خطاب می كردند. وی در زمینه روزنامه نگاری كتاب های متعدد نوشت از جمله « توپخانه ای به نام روزنامه»، «ضرب الاجل = دد لاین»، «چه كسی در روزنامه نگاری موفق می شود» و «ستایل در روزنامه نگاری». رستون نوشته است كه دهها سال تحت فشار «دد لاین (آخرین لحظه)» نوشت و دچار استرس و عوارض ناشی از آن نشد زیرا كه عاشق روزنامه نگاری بود و عاشق در برابر سختی ها، جور و جفا مقاوم تر و پابرجاتر و آسیب ناپذیرتر می شود. در جای دیگر نوشته است: روزنامه نگار واقعی فردی است كه اجازه ندهد آن چه را از خبر و نظر كه ارزش دانستن دارد از دست برود، باید در میان جامعه بگردد و خبر و نظر بیابد و منعكس كند تا مسائل و اصحاب نظر شناخته شوند. بنابراین، این روزنامه نگار است كه افراد را به جامعه معرفی و بزرگ می كند تا اگر شایستگی داشته باشند دولتمرد و سیاستمدار شوند و مدیریت های جامعه را به دست گیرند و در این راه، روزنامه نگار نباید تبعیض قائل شود و غرض ورزی كند كه تبعیض و غرض ورزی كار روزنامه نگار حرفه ای نیست. روزنامه نگار بمانند شمع است كه می سوزد و در طول عمر خود راه دیگران را روشن می سازد و تاریكی را مانع می شود، و به همین دلیل باید همگان را دوست داشته باشد و كینه به دل نگیرد، بی طرف و دوست و دلسوز باشد، از صحنه (درون جامعه) خارج نشود و موازنه را در نوشتن از دست ندهد و متعادل باشد. یك روزنامه نگار در ربع قرن دوم عمر قلمزنی خود باید برپایه تجربه و معلوماتش، مقاله هم بنویسد و مقالات او باید طوری نوشته شوند كه در سراسر جهان مخاطب داشته باشند. باید توجه كند كه مقاله را عمدتا برای مطالعه دولتمردان و سیاستمداران و مدیران می نویسد و آنان تا مطئمن نباشند كه درسی فرا می گیرند و مطلبی از درون مقاله به دست می آورند آن را نمی خوانند. بنابراین، مقاله را به خاطر نویسنده اش و معلومات و شخصیت او می خوانند.

روزنامه نگار نباید از فرد و یا ضدیت ها و زخم زبان ها برنجد، هدف او مردم هستند كه برایشان تلاش می كند تا زندگانی بهتری داشته باشند و روشن و گوش بزنگ باشند، بنابراین باید به راه خود ادامه دهد و به اصطلاح با یك نهیب از میدان به در نرود كه به نظر او (رستون) پشت كردن به مردم و محروم ساختن آنان است. مردم باید روزنامه نگار خود را به چشم وكیل مدافع و سرباز وطن (هر دو) ببینند و به او اتكاء كنند. روزنامه نگار خوب فردی است كه می داند شمع وجود او دیر و یاز زود پایان خواهد یافت لذا باید تا روشن است و روشنی می دهد به ایجاد شمع جانشین همت بگمارد و تا می تواند روزنامه نگار تازه به وجود آورد و به جامعه معرفی كند. روزنامه نگار باید طوری رفتار كند كه در هر جامعه، مورد احترام هر دسته و جناح باشد. مانعی ندارد كه اگر روزگاری یك دولتمرد نظر مشورتی او را بخواهد وی را بی پاسخ بگذارد. بنا براین باید اوقات فراغت خود را به مطالعه بپردازد تا گنجینه معلومات باشد و این معلومات را بتواند منتقل كند و هر كتابی را كه می خواند و هر تازه ای كه را یاد می گیرد بداند كه برای مخاطبانش است و لذا تا آخرین روز عمر باید به جامعه فایده برساند تا مردم مرگ او را از صمیم قلب یك ضایعه بدانند و از رفتنش قلبا متاسف باشند و كتاب خاطراتش را در قفسه كتابخانه خود قرار دهند.

 

James Reston


1337ش:امروز زادروز علیرضا ملكیان روزنامه نگار معاصر ایران است كه 14 آبان 1337 (پنجم نوامبر 1958) به دنیا آمده است. ملكیان كه بیش از یك ربع قرن تجربه روزنامه نگاری دارد سردبیری برخی از روزنامه های تهران را پشت سر گذاشته و سالها عضو شورای سردبیری روزنامه كیهان و عملا سردبیر این روزنامه بود. وی در سال 1384 به دلیل تبحر در امور رسانه ها و بی نظری در كار خود به سمت معاونت پارلمانی وزارت ارشاد منصوب شد. معاون پارلمانی در عرف بین المللی معاونت اول محسوب می شود. ملکیان بعدا معاون مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد شد و تا آبان 1388 (نوامبر 2009) در این سمت بود.

ملكیان كه یك روزنامه نگار حرفه ای وطن است نه تنها در انتخاب و تنظیم مطالب مهارت فراهم دارد بلكه یك مقاله نگار ممتاز است. بررسی حرفه ای سرمقاله هایی كه نوشته است نشان می دهد كه ملكیان در نگارش مقاله اصول علمی مقاله نویسی را دقیقا بكار می برد، و با آوردن شواهد از رویدادهای گذشته (تاریخ) نظر خود را به اثبات می رساند. او در هر چهار روش مقاله نگاری تازه مهارت ویژه دارد و از این لحاظ، می توان گفت که در مطبوعات معاصر مردی است بی جانشین. ملكیان در عین حال شخصیتی است معنوی، و بدور از دنیای مادیگران بسر می برد، مردی است فروتن كه وسواسانه اخلاقیات را رعایت می كند و عمیقا وطندوست است.

 

ملکیان


2003م:«هربرت موشل» بنیادگذار نخستین خبرگزاری اعلان مطبوعاتی( خبرپولی ) 4 نوامبر 2003 در 84 سالگی در گذشت . خبرگزاری او كه سال 1954 تاسیس شده است در ‎آغاز كار « پی آر نیوز وایر » نام داشت كه به «یونایتد بیزنس میدیا» تغییر نام داده است. این خبرگزاری اخبار خام موسسات تجاری و حتی سازمانهای دولتی را دریافت و به صورت خبر تنظیم و در اختیار رسانه ها می گذارد و نرخ درج و پخش آن طبق ضابطه ای مشخص است و رسانه در صورت چاپ و یا بخش خبر ، وجه را دریافت می دارند. گاهی اهمیت این خبرهای پولی برای مردم بیشتر از سایر اخبار است. خبرگزاری موشل از همان آغاز فعالیت مجهز به دستگاههای الكترونیك اطلاع رسانی بود و رسانه ها به همان سان گزارشهای تبلیغی این خبرگزاری را دریافت می دارند كه گزارش های خبرگزاری های عمومی را.

 

هربرت موشل

 

1793م:در مطالب چهارم نوامبر درباره بانو «المپ دو گوژ = دوگوژه» نویسنده انقلابی فرانسوی که سوم نوامبر سال 1793 و در زمان اقتدار روبسپیر و انقلابیون رادیکال در دادگاه انقلاب، عنصری خطرناك تشخیص داده شده و در ملاء عام با گیوتین گردن زده شده بود اشاره آمد و اینک شرح بیشتری درباره او که هنگام اعدام 45 ساله بود:

بانو اولمپ با نوشتن چند داستان و نمایشنامه كمك بسیار به آماده ساختن مردم فرانسه برای انقلاب كرده بود از جمله نمایشنامه «بردگی»، «زندان زن و مرد»، «زندگی دو دشمن در زیر یك سقف» و ... كه دو نمایشنامه اخیر الذكر برضد ممنوعیت طلاق میان كاتولیكها بود. وی بود كه در آستانه انقلاب شعارهای آتشین و برانگیزاننده می نوشت و به صورت شبنامه توزیع می كرد كه بر نقاط پر رفت و آمد نصب می شدند. انقلابیون فرانسوی بیشتر شعار های خود را از میان همین جملات شعرگونه او بیرون كشیده بودند. این بانوی انقلابی پس از پیروزی های اولیه انقلاب، همچنین كمك كرده بود تا دسته های مسلح زنان برای پاسداری از انقلاب تشكیل شود. او پس از برچیده شدن زنان مسلح از خیابانها به دستور رادیكالها، دست به مبارزه تازه ای زد و از حقوق سیاسی زنان (از جمله رای دادن و به مقام اداری رسیدن) به دفاع برخاست و سپس با اعدام افراد در پی محاكمات كوتاه مخالفت كرد و آن را تهی ساختن فرانسه از اتباعش خواند و اعلام داشت كه این عمل نوعی ضدیت با اراده ملی است كه اكثریت فرانسویان مایلند به جای اعدام، مخالفانی كه به راه انقلاب باز نگردند تبعید و خنثی شوند.

شورای انقلاب سه بار به او اخطار داده بود كه ساكت شود و برای مدتی به زادگاه خود در جنوب فرانسه برود كه نپذیرفته بود و پاسخ داده بود كه به اصول انقلاب همچنان وفادار است و اگر ضدیتی تصور می رود با روش های تازه و از جمله اعدامها، خشونت های غیر ضروری و وارد آوردن اتهامات سیاسی بی اساس به این و آن است. شورا تحت فشار روبسپیر سرانجام دستگیری و محاكمه وی را تصویب كرد و چند روز پس از اعدام 21 تن از میانه روهای انقلاب باهم، بانو اولمپ نیز گردن زده شد. وی در دادگاه انقلاب و پای گیوتین نیز از شعار دادن بر ضد روش رادیكالها دست برنداشته و خواهان بازگشت به اصول انقلاب شده بود. اعدام بانو «اولمپ دو گوژه» فرانسویان را از انقلاب دلسرد كرد و ....

 

اولمپ دو گوژه


1897م:تسلط بر ملل دیگر كه همچنان ادامه دارد، در طول تاریخ و در هر مقطع به مقتضای زمان شكل خاصی داشته است. در زمان اقتدار روم به یك صورت و پس از كشف راههای دریایی توسط اروپاییان به صورتی دیگر بود. در قرن 19 چهره دیگر داشت و در سده 20 و دهه اول قرن 21 تغییر چهره داد. به یك نمونه از این سلطه گری در قرن 19 به مناسبت سالگرد آن اشاره می شود:

دولت آلمان كه در صدد ایجاد یگ پایگاه دریایی در خاك چین بود كه قدرتهای بزرگ با سوء استفاده از ضعف بنیه دفاعی این كشور و نداشتن اسلحه پیشرفته سرگرم قطعه ــ قطعه كردنش بودند پنجم نوامبرسال 1897 میلادی قتل دو «مروّج» آلمانی مذهب كاتولیك را در چین بهانه قرارداد و به ناوگان خود دستور تصرف منطقه خلیج «كیائو شو» را صادر كرد. این دو « مروّج » یکم نوامبر كشته شده بودند. دولت آلمان پروتستان مذهب بود، اما آلمانی بودن این دو مبلّغ فرصت مناسبی به دست دولت آلمان برای تصرف اراضی مورد نظرش را در خاك چین داد كه از مدتها پیش از آن در جستجویش بود و به نام خونخواهی دستور حمله نظامی داد!.

ناوگان آلمان منطقه خلیج «كیائو شو» را كه مطمح نظر آن دولت در خاك چین بود تصرف كرد؛ حال آنکه دولت وقت چین در قتل دو مروج آلمانی مطلقا دست نداشت. پس از این پیروزی، دولت وقت آلمان دهكده ساحلی «كینگ داو» را در آن منطقه به صورت پایگاه دریایی اش در آورد و آنجا را مجهز و كشتی ها جنگی خود را مستقر ساخت.

می دانیم كه اروپاییان با استفاده از دانش چینیان كه از طریق سفرنامه ماركوپولو برآن واقف شده بودند باروت و قطب نما و كاغذ ساختند و با استفاده از این سه وسیله (ساختن اسلحه آتشین، کشتیرانی در اقیانوسها و تعمیم دانش) تجهیز شدند و سرزمین های دور دست را كه به مراتب بزرگتر و پرجمعیت بودند تصاحب كردند و از آن زمان سیاست جلوگیری از دستیابی كشورهای دیگر به اسلحه پیشرفته را اتخاذ و آن را به اجرا گذارده اند تا سلطه خود راكه هدف عمده اش اقتصادی است از دست ندهند.

 

1855م:«یوجین دبزEugene V. Debs » سوسیالیست معرف آمریکا ک پنج بار نامزد انتخابات ریاست جمهوری این کشور شده بود پنجم نوامبر سال 1855 چشم به جهان گشود و بیستم اکتبر 1926 در 71 سالگی درگذشت. وی از سال 1900 تا روز درگذشت پنج بار خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کرده بود. در سال 1920 با این که هنگام رای گیری در زندان بود موفق شد 920 هزار رای بیاورد که با توجه به جمعیت آن زمان آمریکا، رقم قابل ملاحظه ای بود.

یوجین که آرزو داشت روزگاری آمریکا سوسیالیست شود در مبارزات انتخاباتی سال 1912 راه افراط در پیش گرفته بود و با یک قطار سرخ رنگ به شهرها می رفت و شعار می داد: هر کاپیتالیست دشمن مردم است.

«دبز» از همان آغاز با روشی كه برای سوسیالیستی كردن روسیه به كار گرفته شده بود، یعنی «جهش» مخالف بود و می گفت كه دولت باید مزارع و كارخانه های بزرگ را به اجاره كاركنان آنها بدهد. برای مصارف داخلی، خود با بهای عادله خریدار محصول باشد، ولی برای صادرات دست تولید كنندگان را آزاد بگذارد تا كشور به صورت تنبلخانه و جایگاه مردم بی انگیزه و مردمی كه تنها به دست دولت چشم دوخته اند در نیاید. كار دولت تامین آموزش و پرورش و درمان رایگان و بازنشستگی عمومی و ایجاد برابری نسبی میان مردم و قطع فقر است.

 

Debs

 

2003م:دولت جمهوری خلق كره (شمالی) مصوبه 5 نوامبر 2003 مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر تایید برنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی را كه ضمانت اجرایی هم ندارد رد كرد و سازمان ملل را ابزاری در دست آمریكا به منظور اجرای سیاستها و مقاصد این دولت نامید. دولت كره شمالی در آن روز (پنجم نوامبر 2003) همچنین ژاپن را متهم كرد كه همدست آمریکاست. بسیاری هستند که گفته اند درحالی که مسئله کره هنوز حل نشده و درگیری غرب با کره شمالی ادامه دارد نباید یک دیپلمات کره جنوبی دبیرکل سازمان ملل می شد که در این قضیه بی طرف نیست. پس از داگ هامرشولد دبیر كل سازمان ملل (از كشور سوئد) که جانش در راه انجام وظیفه اش ازدست داد دبیرکلهای بعدی از دیپلماتهای كشورهای كوچك و مستعمره سابق بوده اند؛ از برمه گرفته تا غنا و اینک کره جنوبی.


1975م:«جیمز براون» كه در 1975 متهم به قتل یك زن رقصنده به نام «بریندا واتسون» شده بود پس از گذشت 28 سال از زمان قتل، چهارم نوامبر 2003 در زندان شهر جكسون ایالت جورجیای آمریكا با تزریق زهر اعدام شد. تنها مدرك جرم، شام خوردن جیمز با بریندا در یك رستوان بود كه روز بعد جسد بریندا در بیشه مجاور شهر به دست آمد. بیست و هشت سال وكیل قضایی او اجرای حكم را به تاخیر انداخته بود و در این مدت دو بار محاكمه جیمز تجدید شده بود.

در پی اعدام جیمز براون روزنامه ها نوشته بودند كه 28 سال زندگی در صف اعدام بودن سخت ترین مجازات بوده است - سخت تر از اعدام.

 

2004م: 31اكتبر 2004 گزارش مصوری از «استیو كرافت» از شبكه سی بی اس آمریكا ( برنامه سیكستی مینیتز ) پخش شد كه نشان می داد نظامیان آمریكایی در عراق كه شمار آنان در آن روز از 140 هزار تن بیشتر بود دچار كمبود تجهیزات نظامی و نقص وسائل حفاظتی هستند. وی كه با چند نظامی در عراق و خانواده های آنان در امریكا مصاحبه كرده بود گزارش كرد كه خودروهای سربازان بدنه محافظ (زرهی) ندارد، رادیوهای آنان «واكی تاكی» های معمولی هستند كه دیگران می توانند به مكالمات گوش كنند و همه آنان دوربین شب بین ندارند و .... یكی از نظامیان به استیو کرافت گفته بود كه پس از درخواست های مكرر، برای بعضی از واحدها خودرو (جیب های تازه) با درهای آهنی فرستادند، ولی این درها مسئله كف خودرو را حل نمی كند و مواد منفجره در زیر خودرو منفجر می شود. این نظامی افزوده بود كه قبلا نظامیان به ابتكار خودشان، بر بدنه خودروها كیسه شن می بستند. یك افسر آمریكایی كه مورد مصاحبه قرار گرفته بود، این مراتب را تایید كرد.

كرافت كه با تعجب گفت: پس بودجه 417 میلیارد دلاری نظامی آمریكا در كجا خرج می شود؟ سپس اظهارات خانواده های نظامیان را پخش كرد كه گفته بودند آماده اند با پول خود برای جوانانشان وسائل محافظت از حمله خریداری كنند و به عراق بفرستند!.

 

2006م:پنجم نوامبر 2006 و سه سال و هفت ماه پس از افتادن عراق به دست نیروهای نظامی آمریكا، در میان ادامه روزافزون زد و خوردهای خونین در آن كشور و نارضایی دو سوم آمریكاییان از این اوضاع، دو روز پیش انجام انتخابات كنگره آمریكا و پس از برقراری مقررات منع رفت و آمد در چندین منطقه عراق یك محكمه عراقی به ریاست عبدالرحمن رئوف كه در زمان حكومت صدام زندانی شده و آسیب دیده بود وی را در اتهام قتل 148 عراقی (و شیعه) در سال 1982 مجرم شناخت و به اعدام محكوم ساخت. این «رای» كه از چند روز پیش انتظار آن می رفت و برخی از مفسران آمریكایی ازجمله كریس متیوز (صاحب یك برنامه گفت و شنود روزانه در شبكه تلویزیونی ام. اس ـ ان بی سی) آن را یك تبلیغ انتخاباتی برای حزب جمهوریخواه آمریكا خوانده بودند قطعی نیست و درصورت اعتراض محكوم و یا وكیلان او، پرونده به دادگاه عالی عراق مركب از 9 قاضی احاله خواهد شد و رسیدگی این محكمه محدودیت زمانی ندارد. قاضی كردتبار محكمه بدوی همچنین بارزان برادر صدام و حامد البندر رئیس دادگاه انقلاب وقت عراق را به اعدام محكوم كرده است.

پیش از قرائت حكم كه پس از 39 جلسه محاكمه صادر شد، قاضی ارشد دادگاه «Ramsey Clark رمسی كلارك» یكی از وكیلان صدام را كه اعتراض داشت از جلسه اخراج كرد و به زبان انگلیسی خطاب به كلارك كه سالها پیش داستان كل آمریكا (وزیر دادگستری) بود و معروفیت لیبرال بودن دارد «گت اوت» گفت و بیرون انداخت. صدام دستور عبدالرحمن رئوف را كه بپاخیزد و هنگام قرائت متن حكم در حالت «ایستاده» باشد رد كرد كه دو مامور او را از جایش بلند كردند و ایستاندند.

به گزارش اسوسییتدپرس (خبرگزاری رسانه های آمریكا)، صدام هنگام قرائت رای محكمه فریاد «زنده باد مردم، مرگ بر دشمنان مردم ـ زنده باد ملت سرفراز، مرگ بر دشمنان این مردم» كشید و محاكمه اش را یك نمایش مسخره خواند.

 

Ramsey Clark


2008م:«باراك حسین اوباما» سناتور دور اول (جونیور) و 47 ساله ایالت ایلی نوی و فاقد تجربه كار اجرایی و دیپلماتیك از ژنجم نوامبر 2008 عنوان رئیس جمهور منتخب ایالات متحده را به دست آورد که از بیستم ژانویه 2009، چهل و چهارمین رئیس جمهور فدراسیون پنجاه ایالتی آمریكای شمالی شده است. انتخاب «اوباما» كه از یك پدر كنیایی و یك مادر آمریكایی به دنیا آمده و توسط پدر بزرگ و مادربزرگش بزرگ شده (كه مادر بزرگش چهارم نوامبر 2008 و در اثنای رای گیری درگذشت) نتیجه خسته و روی برگردان شدن آمریكاییان از سیاست های جورج دبلیو بوش و «كاوبوی دیپلماسی» او تلقی و وانمود شده است. رای دهندگان آمریكایی كه این بار مشاركت آنان در انتخابات بیش از هردوره دیگر (بیش از 130 میلیون) بود با انتخاب «اوباما» نه تنها سبک و روش های حکومتی جورج دبلیو بوش را رد كردند بلكه میراث اورا هم نپذیرفتند. بوش با كارهای خود در طول هشت سال حکومت، حزب جمهوریخواه را هم به شكست کشانید و به نوشته نیكلاس كریستف (روزنامه نگار آمریکایی)، جورج بوش با سیاست های نادرست خود به جای «ایران» آمریكا را در جهان منزوی ساخت.

در انتخابات چهارم نوامبر 2008، دمكراتها دارای اكثریتی بزرگ در مجلس نمایندگان شدند (كه تصویب لوایح مالی برعهده این مجلس است) و اكثریت خودرا در سنا نیز افزایش چشمگیر دادند.

انتخابات 4 نوامبر 2008 در شرایطی برگزار شد، كه طبق نتایج نظر سنجی ها حکومت جورج دبلیو بوش تنها از حمایت 28 درصد آمریكاییان برخوردار بود (پایین ترین درصد در طول تاریخ آمریکا). به این ترتیب؛ در پنجاه و ششمین سالروز انتخاب ژنرال آیزنهاور و به قدرت رسیدن حزب جمهوریخواه پس از سه دهه كنار بودن، این حزب بار دیگر كنار گذارده شد. استخواندارهای این حزب ازقبیل «گینگریج» وضعیت كشور و روحیه مردم را ازقبل حدس زده بودند كه نامزد انتخابات این دوره نشده بودند و میدان را برای مك كین 72 ساله عصبی و بدخلق و خوی خالی گذارده بودند.

«اوباما» ی سیاهپوست در روزی به ریاست جمهوری آمریكا انتخاب شد كه «نات ترنر» رهبر جنبش بردگان سیاهپوست ویرجینیا در سال 1831 به مرگ محكوم و 11 نوامبر اعدام شده بود. اوباما در همین ایالت محافظه كار و کانون کنفدراسیون ضد رهایی سیاهپوستان در دهه 1860 هم پیروز شد. یکی از دلایل پیروزی اوباما کثزت مهاجرت غیر اروپاییان به آن کشور از دهه 1950 قرن بیستم بیان شده است. این «تغییر» را شبكه های تلویزیونی آمریكا در طول ماهها مسابقه های انتخاباتی این دوره تقویت کردند. با اینكه این شبكه ها متعلق به كمپانی های بزرگی همچنون جنرال الكتریك (سازنده موتور جت و ...) و وستیگهاوس هستند تبلیغ برای اوباما را تا آخرین لحظه قطع نكرده بودند و در حقیقت این شبكه های تلویزیونی بودند كه اوبامای گمنام سیاسی تا چند سال پیش را رئیس جمهور كردند. تاریخدانان بی طرف انگیزه این کار شبکه های تلویزیونی آمریکا را با هدف تغییر چهره آمریکا در میان ملل جهان دانسته اند. بنابراین، این عمل بی سابقه تلویزیونی طبقه نقشه و با محاسبه دقیق انجام شده بود. تخریب چهره آمریکا و ساختن یک سلطه گر و زورگو از آن در دوران حکومت جورج بوش بویژه با نطق ها و مصاحبه های او و کاندو لیزا رایس وزیر امورخارجه اش به اوج رسیده بود و لازم بود که با انتخاب فردی خلاف روال گذشته، تغییر این چهره - ولو بطور موقت - اعلام و نظر جهانیان برگردد. طبق روال دویست و اندی ساله آمریکا، روسای جمهوری این فدراسیون اصطلاحا از " وسپ ها (سفید پوست انگلوساکسون پروتستان)" بودند. به علاوه، کارکنان تحریری شبکه های تلویزیونی اخراج «دن راذر» سردبیر اخبار «سی بی اس» به اشاره بوش را فراموش نكرده بودند. این نخستین بار در تاریخ دمکراسی بوده است که تلویزیون نقش اصلی را در انتخابات برعهده گرفته بود.

 


1492: كریستوفر كلمبوس درپی آشناشدن با سیب زمینی، گوجه فرنگی و توتون در كوبا، در این روز با نوعی غله كه همانا ذرت بود و بومیان آن را به جای گندم مصرف می كردند رو به رو و با فواید آن آشنا شد و یقین حاصل كرد كه با انتقال بذر آن به اروپا به قحطی كه هر چند سال یكبار بروز می کرد پایان خواهد داد.

1605: نقشه انفجار پارلمان انگلستان، پیش از انجام كشف شد و بشكه های باروت از راهرو زیر بنای ساختمان بیرون برده شدند. «گای فاوكسGuy Fawkes» به اتهام طرح این نقشه دستگیر و پس از محاكمه اعدام شد.

1811: در جریان جنگ های استقلال طلبی لاتین های قاره آمریكا و رهایی از قید استعمار اسپانیا، السالوادوری ها هم بپا خاستند.

1907: روزنامه روح القدس به اتهام تندنویسی برضد محمد علیشاه قاجار ــ شاه وقت ــ به محاق توقیف افتاد.

1914: در این روز كه هنوز زمانی طولانی از آغاز جنگ جهانی اول نگذشته بود انگلستان جزیره قبرس ازمستملكات عثمانی را متصرف شد. با این كه این جزیره در نیمه دوم قرن 20 استقلال خود را به دست آورده انگلستان هنوز پایگاههای نظامی اش را در انجا حفظ كرده است.

1917: شورای كلیسا های ارتدوكس روسیه از فرصت پیروزی انقلاب بلشویكی و طرد سلطنت استفاده كرد و پس از 217 سال دفتر اسقف اعظم ارتدوكس را بازكرد كه پتر اول (كبیر) در سال 1700 میلادی آن رابسته بود.

1947: (1326 خورشیدی) دادستان شهرستان تهران برای رضا روستا رئیس شورای متحده مركزی كارگران وابسته به حزب كمونیست توده كیفر خواست اعدام صادر كرد و پرونده را جهت محاكمه به دادگاه فرستاد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com


ویدیو مرتبط :
تقویم ۹۰ ( نود 25 آبان )