سلامت


2 دقیقه پیش

نشانه ها و عوارض کمبود ویتامین‌ها در بدن

ویتامین‌ها نقش مهمی‌ را در بدن انسان ایفا می‌کنند. به‌نحوی‌که کمبود ویتامین‌ (حتی یکی از آن‌ها) می‌تواند برای هر فردی مشکلات اساسی را به وجود آورد. گجت نیوز - معین ...
2 دقیقه پیش

چرا پشه ها بعضی ها را بیشتر نیش می‌زنند؟

فصل گرما و گزیده شدن توسط پشه ها فرا رسیده، دوست دارید بدانید پشه ها بیشتر چه کسانی را دوست دارند؟ بیشتر کجاها می پلکند؟ و از چه مواد دفع کننده ای نفرت دارند؟ وب سایت ...

آموزش سلامت جنسی در مدارس



اگر امروز زن و شوهرهایی را می‌بینیم که علی‌رغم عشق و عاطفه کافی نسبت به هم، قدرت برقراری ارتباط صحیح عاطفی و زناشویی ندارند، باید به زمان کودکی و نوجوانی آنها بازگردیم. زمانی که نخستین پایه‌های تربیت روانی و عاطفی فرد گذاشته می‌شود و اگر از همان زمان این پایه‌ها به درستی گذاشته نشود، ممکن است فاجعه بزرگی در انتظار خانواده‌ها و جامعه‌مان باشد.

 

مدرسه نه تنها فارسی و ریاضی بلکه می‌تواند موضوعات بسیار گسترده‌تری را نیز به فرزندان ما به صورت مستقیم و غیرمستقیم آموزش دهد. از جمله این موارد آموزش مسایل مرتبط با سلامت جنسی است. در مورد این موضوع و نقش مشاوران در این زمینه با دکتر رهنما، روان شناس و عضو هیأت علمی‌ دانشگاه شاهد و پژوهشگر کلینیک سلامت جنسی خانواده گفتگو کردیم...

 

آموزش


مشاوران مدارس به چه شکل می‌توانند در امر سلامت جنسی نقش داشته باشند؟ آیا اصلا آنها این صلاحیت را دارند که وارد حیطه خطیر آموزش سلامت جنسی شوند؟

 

بخشی از وظایف مشاور در مدارس، دادن همین آگاهی‌ها است. یکی از روش‌های موثر نیز همین بحث‌های عمومی ‌و آگاهی بخشی کلی است که قدم اول پیشگیری به حساب می‌آید و بحثی است که همه به آن نیاز دارند و البته قبل از زمانی که فرد مشکل جنسی پیدا کند. به ویژه اینکه در جامعه ما مسایل جنسی حالت تابو دارد.

 

این آگاهی بخشی را می‌شود در قالب آموزش‌های رسمی‌ و با بهانه قرار دادن مسایلی که حتما باید آموزش داده شود، مثل ایدز یا بحث اعتیاد، مطرح کرد چون مسایل جنسی مسایلی هستند مرتبط با سایر جنبه‌های زندگی. می‌تواند مشاوره‌های فردی باشد یا مشاوره‌های گروهی یا آموزش‌های گروهی برای دانش‌آموزان راهنمایی یا دبیرستان و یا انتشار بروشورهایی که خود مشاور می‌تواند در این زمینه تهیه کرده باشد.

 

البته هر مشاوری در مدرسه به عنوان اینکه مشاور است نمی‌تواند مسایل جنسی را آموزش دهد، ممکن است لازم باشد از مشاور دیگری دعوت شود که آموزش‌هایی دیده و با مسایل آشناست. این یک بعد قضیه هست یعنی بعد عمومی ‌مساله است که به پیشگیری برمی‌گردد.

 


وقتی دانش‌آموزی در مدرسه دچار مشکلی شده است، مشاور به چه شکل می‌تواند کمک کند؟

 

بله، این بعد دوم قضیه است که می‌توان آن را جنبه «درمان»، در مقابل پیشگیری، نامید و بر می‌گردد به زمانی که مساله شدت پیدا کرده باشد و در این حالت باید اقدامات درمانی نیز صورت گیرد. برمی‌گردد به زمانی که مساله حاد می‌شود که به درمان می‌رسیم. به عنوان مثال، زمانی که نوجوان دچار انحراف اخلاقی شده و یا به ایدز و اعتیاد مبتلا شده باشد یا آنجایی که دیگر مشاور باید اقدامی انجام دهد.

 

معمولاً در اینجا باید اقدام کلینیکی گسترده‌تری صورت بگیرد، مشاور باید فرد را به روان پزشک، روان شناس بالینی یا مددکار اجتماعی که می‌تواند رابط بین مدرسه و خانواده باشد، معرفی کند که این مستلزم این است که مشاور با متخصصان بالادستی خود ارتباط داشته باشد. دانش آموز را ارجاع بدهد و بعد پیگیری کنند چون ممکن است فردی را که معرفی کرده نیاز به بستری یا پیگیری‌های عمیق‌تر داشته باشد. ما در این زمینه هم نیاز به برنامه‌ریزی‌های بیشتری داریم.

 

آموزش


بعضی معتقدند مطرح کردن این صحبت‌ها و موضوعات مرتبط با سلامت جنسی، برای بچه‌ها و دانش آموزان مشغولیت‌های ذهنی پیش از موعد ایجاد می‌کند و در نتیجه نباید خیلی به بچه‌ها اطلاعات داد. نظر شما چیست؟


ما می‌گوییم یک حد میانه را باید رعایت کرد. این نگرانی درست است اما به خاطر این نگرانی، ما نمی‌توانیم اطلاعات اساسی و موردنیاز فرزندان‌مان را به آنها ندهیم چون در این صورت حس کنجکاوی باعث می‌شود که پاسخ آن را از منابع ناسالم و حتی منحرف‌کننده جستجو کند. ما آن طرف قضیه را هم باید ببینیم.

 

ضمن اینکه باید هوشیار باشیم که اگر در این سن، اطلاعات لازم را به نوجوانان مطابق با جنسیت و سن وی به آنها ندهیم، آنها در زمان بزرگسالی دچار اختلالات روحی و روانی و حتی تربیتی می‌شوند و علاوه بر آن، احتمال اینکه بتواند زندگی سالم و موفقی در آینده داشته باشند،‌ کم می‌شود اما نکته در اینجاست که باید مسایل را به‌ تدریج و درجای خود و به میزان لازم به بچه‌ها منتقل کنیم و شرط لازم هم این است که مشاور ارتباط صحیحی با بچه‌ها برقرار کرده باشد تا در موقع لزوم، بتواند به او آموزش هم بدهد و سوالات وی را به‌طور مناسب پاسخ دهد.

 


و این آموزش‌ها دقیقا از چه سنی باید شروع شود؟


معمولا در روان شناسی می‌گوییم وقتی که خود فرد می‌آید سوال می‌پرسد، بهترین و مناسب‌ترین سن برای دادن آموزش است. آنجا باید به صورت درست جواب بدهیم و در کنار پاسخ به سوال، مطالب دیگری که لازم است را نیز به او منتقل کنیم.

 


چه باید کرد؟


باید توجه داشته باشیم که ما از طریق آموزش زمینه را برای تغییر نگرش ایجاد می‌کنیم. در واقع آموزش وسیله است و تغییر نگرش می‌شود هدف. نگرش مورد نظر ما این است که افراد بدانند که سلامت جنسی بخشی از بهداشت روانی خود آنهاست. چون تغییر نگرش در سنین بالاتر خیلی مشکل است.

 

نکته دوم این است که در هر مرحله‌ای باید بخشی از مسایل را آموزش داد تا آموزش یک روند و سیر طبیعی پیدا کند ولی اگر یک دفعه این آموزش‌ها بخواهد هجوم بیاورد، فرد مشکل پیدا می‌کند. نکته سوم اینکه در آموزش مسایل جنسی قرار نیست که ما فقط به بحث رابطه جنسی بپردازیم. مسایل پیرامونی مثل برقراری رابطه یا حریم خصوصی، این موارد هم بخشی از تربیت جنسی فرد است که در برخی از موارد باید از سنین پایین‌تر به آن پرداخته شود.

 

جای بعضی آموزش‌ها در پیش دبستانی و دبستان است. از جمله اینکه در این سن، بچه‌ها باید به تدریج حریم‌ها را یاد بگیرند و آن وقت است که آموزش ما یک روند طبیعی پیدا می‌کند و اینکه اجازه ندهند که هر کسی لمسشان کند. این موارد را باید به بچه آموزش داد، در قالب‌های جذاب و متناسب باید با توجه به سن کودک یا نوجوان به وی آموزش داد؛ مثلا به شیوه‌هایی از قبیل نمایش، داستان، بازی‌های عروسکی با کودک.

 

از سوم دبستان تا اول راهنمایی، دوره نهفتگی است، یعنی به صورت موقت مسایل جنسی برای فرد مشغولیت ایجاد نمی‌کند. در این دوره آموزش‌های لازم به صورت تدریجی و به شکلی که تابوی آن برای فرد شکسته شود، لابه‌لای مسایل اخلاقی باید آموزش داده شود اما اگر یک دفعه این آموزش بخواهد هجوم بیاورد، ذهن کودک به هم می‌ریزد. در آموزش مسایل جنسی قرار نیست که ما فقط به بحث رابطه جنسی بپردازیم، مسایل پیرامونی مثل برقراری رابطه یا حریم خصوصی نیز باید آموزش داده شود.

 

تا این سن، یعنی قبل از بلوغ و قبل از رفتن به دبیرستان نیز آگاهی دادن به صورت عمومی ‌و غیرمستقیم انجام می‌شود اما وقتی می‌رسند به سن دبیرستان و بلوغ، باید برخی موارد دیگر به صورت مستقیم برای آنها مطرح شود که شامل مواردی مانند آموزش مهارت‌های ارتباطی، مثل مهارت برقراری رابطه با جنس مخالف و راه‌های ارضای صحیح عاطفی و تهدیدهای موجود در این زمینه می‌باشد که می‌تواند از آن حالت آگاهی بخشی عمومی فراتر رود.

 

ما باید همه کمک کنیم. اگر بخواهیم از آسیب‌هایی مثل ایدز و یا انحرافات اخلاقی در جامعه خود به دور باشیم یا سازگاری زندگی زناشویی را بالا ببریم، اگر بخواهیم پدران و مادرانی داشته باشیم که آنها هم به نوبه خود فرزندان سالمی تربیت کنند و فرزندان سالمی ‌داشته باشند، همه باید عزم داشته باشند، از والدین، مسوولان مدرسه، دانشگاهیان، صاحب‌نظران و مسوولان کشوری، همه و همه و این عزم باید تدوام داشته باشد، نه اینکه یک دفعه موجی بیاید که برود و باز بعد از مدتی همه فراموش کنند.

 

این آموزش‌ها باید نهادینه شوند. اگر غفلت کنیم، مشکلاتی جدی خواهیم داشت. مدارس نقش ویژه‌ای در این خصوص دارند چون بین ۶ تا ۱۸ سالگی فرزندان ما بهترین سال‌های عمرشان را در مدرسه می‌گذارانند. اگر این فرصت را در مدرسه از دست بدهیم، وقتی که به دانشگاه می‌رسند، دیگر می‌شود تهدید.

 

 

 


ویدیو مرتبط :
تجاوز و آزار جنسی کودکان در مدارس انگلیس!

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

آموزش سلامت جنسی به مبتلایان سندرم داون


چهره شان متفاوت اما پر مهر و معصوم است. با کوچکترین توجهی، لبخند به لب شان می نشیند و با کوچکترین اخم و ناملایمتی، قلبشان می شکند و چهره شان در هم می رود؛ درست مانند یک کودک.





هفته نامه سلامت - ستاره محمد: چهره شان متفاوت اما پر مهر و معصوم است. با کوچکترین توجهی، لبخند به لب شان می نشیند و با کوچکترین اخم و ناملایمتی، قلبشان می شکند و چهره شان در هم می رود؛ درست مانند یک کودک.

صحبت درباره مبتلایان به سندرم داون است؛ نشانگانی که به دلیل یک اختلال کوچک در زمان تشکیل جنین به وجود می آید و تا پایان عمر فرد را دچار انواع مشکلات جسمی و ذهنی می کند.

این بیماری گرچه باعث عقب ماندگی ذهنی و بروز رفتارهای کودکانه می شود اما مانعی برای بلوغ جنسی نیست. به عبارتی، مبتلایان به نشانگان داون مانند سایر افراد قادر به درک عشق و روابط زناشویی هستند؛ اما آیا واقعا ازدواج و بچه دار شدن برای این افراد امکانپذیر است؟ دکتر سید علی آذین متخصص پزشکی اجتماعی پاسخ می دهد.

آموزش سلامت جنسی به مبتلایان سندرم داون

آیا مبتلایان به نشانگان داون مثل بقیه افراد به بلوغ می رسند و نیاز و احساس جنسی پیدا می کنند؟

- مبتلایان به نشانگان داون چه از لحاظ جسمی و چه از نظر شناختی، در طیفی از اختلال های ملایخ و خفیف تا شدید قرار دارند. این افراد معمولا از لحاظ تکاملی از هم سن و سالان خود به مراتب عقب تر هستند و قد و اندام های کوتاه تر و قدرت عضلانی کمتری دارند اما مانند سایر افراد بلوغ را تجربه خواهند کرد. علائم بلوغ ممکن است در برخی پسران مبتلا با کمی تاخیر شروع شود اما در مورد دختران نشانه های بلوغ و نهایتا قاعدگی مثل سایرین بین 10 تا 14 سالگی آغاز می شود. تغییرات هورمونی و جسمانی بلوغ در این بیماران مثل سایر نوجوانان است اما معمولا در رشد اجتماعی، کنترل هیجانی و برقراری ارتباطات اجتماعی تاخیر نشان می دهند و توانایی آنها در تفکر انتزاعی و حل مشکل محدود است.

سال ها اینطور تصور می شد که این افراد بعد از بلوغ نیز کماکان در حال و هوای کودکی سیر می کنند، بنابراین دغدغه ای از بابت جنسیت و موضوعات جنسی ندارند در حالی که همه مبتلایان به نشانگان داون با تکانه ها و احساسات جنسی مواجه می شوند و به صمیمیت عاطفی نیاز ندراند؛ بنابراین خانواده و مراقبان فرد باید بیان این احساسات را در شکلی قابل قبول و متناسب با شرایط اجتماعی و سن فرد به رسمیت بشناسند. شیوع رفتارهای جنسی مثل خودارضایی در نوجوانان مبتلا بیشتر از جمعیت عادی نیست، اگرچه برخی مطالعات اقدام به آن را در دختران مبتلا، بیش از پسران گزارش کرده اند.

مهم این است که برخوردی نامناسب یا همراه با انواع پیش قضاوت های غلط با آنها انجام نگیرد. به خصوص به موازات آنکه تلاش می شود این افراد از انزوا خارج و با حضور در جامعه و داشتن برخی نقش های اجتماعی، پذیرفته شوند؛ بنابراین طبیعی است که ملاحظات مربوط به امور جنسی را نیز باید مد نظر قرار داد. جالب اینجاست که بسیاری از آنها همان ویژگی های روانشناختی، تغییرات خلقی و ویژگی های ظاهری سایر نوجوانان (مثل مدل خاص لباس یا مو) را دارند.

آیا این افراد عشق به جنس مخالف را تجربه می کنند و قادر به درک ازدواج هستند؟

- برخورداری از رضایت هیجانی و عاطفی در این افراد، متناسب با ملاحظات فرهنگی، یک حق است. امروزه این افراد با حضور در مدارس و همچنین به واسطه مواجهه با انواع رسانه ها، آگاهی های بیشتری در خصوص مسائل جنسی پیدا می کنند. اغلب آنها علاقه دارند دوستانی صمیمی از جنس مخالف داشته باشند یا حتی ازدواج کنند. در بسیاری از کشورها این موضوع صریح بیان می شود. البته در ایران شاید کمتر چنین صراحتی دیده شود؛ بنابراین موضوع ازدواج افراد مبتلا به نشانگان داون قابل تصور است و عملا گاه اتفاق نیز می افتد. البته تجربه های موفق اغلب محدود به زمانی است که فقط یکی از طرفین مبتلا باشد (به خصوص در موارد ابتلای خانم) و زوج از حمایت کافی و صحیح اطرافیان برخوردار باشند.

چگونه می توان بهداشت جنسی را به آنها آموزش داد؟

- لزوم آموزش های جنسی برای این افراد اگر از جمعیت عادی بیشتر نباشد، قطعا کمتر نیست. به دلیل مشکلات شناختی، مبتلایان به نشانگان داون در خطر بیشتری برای سوءاستفاده های جنسی، بارداری ناخواسته و ابتلا به بیماری های منتقل شونده از راه تماس جنسی هستند. آموزش ها برای این افراد باید اختصاص و متناسب با قابلیت های ذهنی شان طراحی شود و قابل فهم باشد.

در این زمینه نباید فقط بر جنبه های جسمانی سلامت جنسی و باروری متمرکز شد بلکه توجه ویژه به مهارت های تصمیم گیری، هنجارهای فرهنگی، کنترل فشار همسالان و سایر روابط و مهارت های اجتماعی نیز باید در برنامه آموزشی در نظر گرفته شود. حتی می توان مباحث مربوط به جنسیت را در همان زمینه مهارت های اجتماعی به آنها آموزش داد؛ مثلا اینکه بدن خود و قسمت های خصوصی آن را بشناسند، هیجانات خود را تشخیص دهند و حد و حدود ارتباط، صمیمیت و مفهوم رابطه را درک کنند.

این آموزش ها باید واقع گرایانه، علمی و با تاکید بر مسئولیت فردی به عنوان یک بزرگسال باشد و با توجه به احتمال بروز سوءاستفاده های جنسی، آموزش در این زمینه باید مرتب در طول زندگی ادامه یابد. همچنین باید بر مهارت های ابراز وجود، نه گفتن و صحبت کردن در این خصوص با افراد مورد اطمینان تاکید شود. لازم است به موضوع کارآموزی، تقویت اعتماد به نفس و توجه به استانداردهای محیط زندگی یا کار آنها (به لحاظ ایمنی و افرادی که با آنها در ارتباط هستند) نیز توجه داشت. علاوه بر اینها مبتلایان به نشانگان داون صرف نظر از اینکه از لحاظ جنسی فعال هستند یا نه، باید مراقبت ها و خدمات سلامت باروری و غربالگری هایی مثل پاپ اسمیر اولیه یا معاینات دوره ای پستان را دریافت کنند.

آموزش سلامت جنسی به مبتلایان سندرم داون

آیا استفاده از روش های پیشگیری از بارداری برای این افراد امکانپذیر است؟

- یکی از نگرانی های جدی والدین مبتلایان به داون موضوع پیشگیری از بارداری است، بنابراین عرضه کنندگان خدمات سلامت (پزشک، روانشناس و ...) حتما باید برای صحبت با والدین در این خصوص پیشقدم شوند. از نظر تئوری دختران مبتلا می تواند از همه روش های پیشگیری از بارداری معمول استفاده کنند و ممنوعیت خاصی به جز همان مواردی که در جمعیت عمومی وجود دارد. برای آنها مطرح نیست اما طبیعی است که محدودیت شناختی این افراد عملا استفاده از روش هایی که به مداخله خود فرد نیاز دارد، با میزان شکست به مراتب بیشتری همراه می کند. تزریق آمپول های Depo-provera یک روش نسبتا مطمئن است که حدود 50 درصد موارد باعث قطع خونریزی های قاعدگی می شود، بنابراین به حفظ بهداشت فردی این افراد هم کمک می کند.

روش عقیم سازی دائمی برای دختران همواره به عنوان یک روش کاملا موثر مطرح بوده اما با توجه به لزوم رضایت آگاهانه فرد برای چنین اعمالی و محدودیت های ذهنی این افراد، این موضوع همیشه یک چالش اخلاقی بوده است. استفاده از کاندوم (مردانه یا نوع زنانه آن که در کشور ما دسترسی به آن محدود است) تنها روش پیشگیری از بارداری است که همزمان می تواند شانس ابتلا به بیماری های منتقل شونده از راه تماس جنسی را کاهش دهد؛ بنابراین حتی استفاده از سایر روش های پیشگیری از بارداری نمی تواند جایگزین این خاصیت شود، اگرچه استفاده صحیح از آن نیازمند آموزش و مقداری از توانمندی ذهنی حداقلی است.

آیا این بیماران قادر به تربیت و نگهداری از فرزندان خود هستند؟

- در صورت بارداری، احتمال زایمان پیش رس و تولید نوزاد کم وزن تا حدودی در این افراد بیشتر است. به هر حال پیامدهای بارداری کاملا به سطح شناختی و سلامت جسمانی فرد بستگی دارد. به خصوص مشکلات قلبی مادرزادی که در این افراد ناشایع نیست یا مشکلات تیروییدی یا کبدی که می توانند سلامت مادر و جنین را تهدید کنند. در مورد قابلیت این افراد برای ایفای نقش پدر و مادر نیز مطالعات محدودی انجام گرفته است. نتایج نشان داده اند شرایط کودکان آن گروه از بیماران که کم توانی ذهنی شان کمتر بوده است، از کودکانی که در خانواده هایی با مشکلات عمده فرهنگی و اجتماعی زندگی می کنند، نامناسب تر نیست. در مجموع کودکان این افراد بیشتر ممکن است از جنبه های مختلف مورد بی توجهی قرار بگیرند اما سوءرفتار عامدانه با فرزندان در این بیماران شایع نیست.

حرف آخر؟

- باید وجود تکانه های جنسی و همچنین نیاز به صمیمیت عاطفی را در این افراد به رسمیت بشناسیم. طبیعی است که با توجه به محدودیت های عمده، بسیاری از آنها توانمندی لازم را برای اداره یک زندگی مستقل ندارند اما اگر از حمایت والدین برخوردار باشند و طرف مناسبی نیز وجود داشته باشد، حتی می توان با ازدواج های حمایت شده به نیاز جنسی و عاطفی آنها پاسخ داد؛ در غیر اینصورت باید به آنها نشان دهیم که احساسات شان را درک می کنیم و برای عواطف و حتی مسائلی مثل حریم خصوصی و خلوت آنها احترام قائل هستیم.

4 نکته مهم در مورد نشانگان داون

1- در تعداد کمی از افراد مبتلا به نشانگان داون همه سلول های بدن 47 کروموزومی نیستند و فقط برخی از سلول ها حاوی کپی اضافه از کروموزوم 21 هستند. در تعداد دیگری نیز جابجا شدن قسمتی از کروموزوم 21 و اتصال آن به کروموزومی دیگر عامل ایجاد بیماری است.

2- این نشانگان در اغلب موارد به ارث نمی رسد بلکه به دلیل اشکال در تقسیم سلولی در اسپرم ها، تخمک ها یا رویان ایجاد می شود. تنها نوع توأم با جابجایی کروموزومی است که می تواند از یکی از والدین به ارث برسد.

3- برخی مادران با خطر بیشتری برای داشتن فرزند مبتلا به نشانگان داون مواجه هستند؛ از جمله مادران با سن بالا، مادرانی که قبلا فرزندی با این مشکل به دنیا آورده اند و مادرانی که خود یا همسرشان حامل کروموزوم دارای جابجایی باشند.

4- اگرچه این افراد محدودیت های فیزیکی واضحی دارند اما عمده محدودیت های آنها به لحاظ نقصان در قدرت ذهنی و شناختی آنها رخ می دهد. البته این موضوع به هیچ وجه دلیلی بر آموزش ناپذیری آنها نمی شود.

1- آنجلا بچیلر

آموزش سلامت جنسی به مبتلایان سندرم داون

در ایالت وایادولید اسپانیا اولین فرد مبتلا به نشانگان داون است که در سال 2013 به عنوان مشاور انتخاب شده است. وی به مدت 3 سال در سازمان خدمات و تامین اجتماعی به عنوان دستیار فعالیت می کرده. بچیلر که عاشق مطالعه و سفر است، امیدوار است با انجام کارهای داوطلبانه خود بتواند یک نور کوچک در زندگی مبتلایان به نشانگان داون روشن کند. او امیدوار است که بتواند تغییری در زندگی افراد مبتلا به سایر معلولیت ها نیز ایجاد کند.

2- تیم هریس

آموزش سلامت جنسی به مبتلایان سندرم داون

صاحب رستورانی است که نام آن را را «رستوران تیم» گذاشته است. او در مدرسه با رأی بچه ها به عنوان نماینده انتخاب شد و در دانشگاه نیز بارها به عنوان دانشجوی نمونه انتخاب و معرفی شد.

تیم همیشه آرزوی داشتن یک رستوران خوب را داشته و برای واقعیت بخشیدن به آرزوی خود در دانشکده هتلداری شروع به کار و تحصیل کرده است. تیم علاوه بر افتتاح رستوران خود یک بنیاد خیریه به نام «قلب بزرگ» برای کمک به مردم با ناتوانی های جسمی دارد و به آنها برای ایجاد کسب و کار کمک می کند.

3- مگان مک کورمیک

آموزش سلامت جنسی به مبتلایان سندرم داون

اولین فرد مبتلا به نشانگان داون است که با عنوان شاگرد برجسته و ممتاز از دانشکده فنی فارغ التحصیل شده. مک کورمیک در انجمن های مختلفی در کالج خود فعالیت دارد و می خواهد به آ»وزش و پرورش ابتدایی ملحق شود. وی معتقد است همه آدم ها می توانند با حمایت درست به اهداف خود برسند؛ با نشانگان داون یا بدون نشانگان داون.