سرگرمی


2 دقیقه پیش

تصاویری که شما را به فکر فرو می‌برد (34)

یک عکس، یک طرح یا یک نقاشی؛ بعضاً چنان تاثیری روی بیننده دارد که شنیدن ساعت ها نصیحت و یا دیدن ده ها فیلم نمی‌تواند داشته باشد. هنرمندانی که به ساده ترین روش ها در طول تاریخ ...
2 دقیقه پیش

دیدنی های امروز؛ سه شنبه 18 خرداد ماه

دیدنی های امروز؛ سه شنبه 18 خرداد ماه وبسایت عصرایران: نماز تراویح مسلمانان اندونزی در نخستین شب آغاز ماه رمضان – آچهمعترضان عوارض زیست محیطی یک پروژه انتقال آب در کاتالونیا ...

از مومیایی نفرین شده چه می دانید؟! +عکس


"اوتزی نفرین شده" عجیب‌ترین نمونه مومیایی موجود در جهان به شمار می‌آید، که امروز از اصلی‌ترین جاذبه گردشگری موزه و شهر تیرول جنوبی در مرز اتریش و ایتالیا به شمار می رود.

آوا لاین: "اوتزی نفرین شده" عجیب‌ترین نمونه مومیایی موجود در جهان به شمار می‌آید، که امروز از اصلی‌ترین جاذبه گردشگری موزه و شهر تیرول جنوبی در مرز اتریش و ایتالیا به شمار می رود.

روز نوزدهم سپتامبر 1991 برای دو كوهنورد آلمانی به نام‌های هلموت و اریكا سیمون روزی كاملا ویژه بود. آنها تصمیم داشتند تا به قله اوتزال صعود كنند و همه چیز برای عملی شدن این تصمیم مهیا بود. كار صعود به خوبی پیش می‌رفت و روز به نیمه رسیده بود كه در ارتفاع 3210 متری از سطح دریا چیزی غیر طبیعی توجه آنها را به‌خود جلب كرد.

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

بین یخ‌های كوهستان یك جسد یخزده به چشم می‌خورد. بقایای جسد به گونه‌ای بود كه این دو كوهنورد آلمانی اطمینان یافتند یك كوهنورد دیگر بتازگی در این محل كشته شده است و به‌همین‌دلیل به سرعت به پلیس محلی اطلاع داده شد.

متاسفانه جسد در لایه‌ای ضخیم از یخ قرار داشت و در روز بعد با كمك مته‌ها و دستگاه‌های ویژه‌ای كار در آوردن جسد از میان یخ‌ها شروع شد. كاری كه اگر چه در نگاه اول ساده به نظر می‌رسید، ولی به‌مدت چند روز به طول انجامیده و در این میان آوازه پیدا شدن این جسد در منطقه پیچیده و افراد كنجكاو به دیدن آن آمدند. نتایج بررسی‌های اولیه باعث به وجود آمدن موجی از حیرت شد.

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

اوتزی یا مرد یخی نام بهترین نمونه باقیمانده مومیایی طبیعی قاره اروپاست كه حدود 3300 سال پیش از میلاد زندگی می‌كرده و در سپتامبر 1991 در منطقه اوتزال كوهستان آلپ، جایی در حوالی مرز ایتالیا و اتریش پیدا شد.

امروزه این مومیایی ارزشمند در موزه باستان‌شناسی شهر تیرول جنوبی كشور ایتالیا نگهداری شده و شاید بتوان آن را مشهور ترین جاذبه گردشگری این منطقه و صد البته یكی از مشهورترین دیدنی‌های كشور ایتالیا و قاره اروپا دانست كه همه ساله هزاران گردشگر از سراسر جهان به دیدن این مسافر 5000 ساله می‌آیند.

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

در ابتدا به دلیل این‌كه این مومیایی بین مرزهای اتریش و ایتالیا قرار داشت، مسئولان كشور اتریش اعتراض كرده و ادعا كردند این مومیایی ارزشمند متعلق به كشور اتریش است. سرانجام پس از بحث و جدل‌های فراوان هیاتی مركب از ملیت‌های دو كشور نسبت به بررسی موقعیت پیدا شدن مومیایی اقدام كردند كه در نتیجه مشخص شد این مومیایی حدود 92 متر در خاك ایتالیا قرار داشته و در نتیجه مالكیت آن با ایتالیاست.

مومیایی مرد یخی مورد مطالعه كامل باستان شناسان قرار گرفت و بررسی‌های علمی نشان داد این مسافر دنیای باستان دارای قدی برابر یك متر و 65 سانتی‌متر و وزن 50 كیلوگرم بوده و هنگام مرگ 45 سال داشته است البته باید اشاره كرد كه وزن مومیایی ‌هنگام پیدا‌شدن تنها نزدیك به 14 كیلوگرم بود.

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

عكسبرداری‌های اشعه ایكس و آزمایش‌ها نشان می‌داد كه اوتزی برای آخرین بار در حدود هشت ساعت پیش از مرگش مقداری غذا شامل گوشت بزكوهی و غلات به همراه میوه خورده بود. در شانه چپ مومیایی یك سر‌تیر مسی وجود داشت كه وی تلاش كرده بود آن را از بدنش خارج كند و در نتیجه میله آن بیرون آمده و سرتیر در جای خود باقی‌مانده بود و دلیل مرگ وی نیز خونریزی ناشی از جراحت‌های وارده و ضربه شدیدی كه به جمجمه‌اش برخورد كرده بود، تشخیص داده شد.

در كنار جسد مقداری لوازم و تجهیزات نیز به دست آمده بود كه امروزه در كنار مومیایی به نمایش گذاشته شده است كه مهم‌ترین آنها تبری از جنس مس، چاقویی كوچك و 14 تیر مخصوص كمان است.

لباس‌های اوتزی شامل یك ردای بافته‌شده از ساقه گیاهان، یك روپوش، یك جفت مچ‌پیچ‌و‌یك جفت كفش بود كه بــرای راه رفتن روی برف بسیار مناسب هستند.

غیرطبیعی بـودن مومیایی به تنهایی توان جذب گردشگران بسیاری را دارد، ولی موضوع دیگری كه بیشتر بین توده عوام مردم شهرت یافته و سبب شده تا هاله‌ای از شگفتی این مرد یخی را احاطه كند، موضوعی است كه به نفرین اوتزی معروف شده است؛ البته این موضوع پایه علمی نداشته و بیشتر مبتنی بر تصادف و شاخ و برگ پیدا كردن رویدادهای مربوط به این جسد از سوی مردم است، ولی بد نیست بدانید تعداد زیادی از افرادی كه به نوعی با این مومیایی سروكار داشتند به نحو مرموزی كشته شده‌اند.

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

در حقیقت تا امروز مرگ هفت نفر از این افراد شامل هلموت سیمون یكی‌از كوهنوردان كاشف جسد، كننراد اشپایندلر اولین دانشمندی كه آن را بررسی كرد و پنج نفر دیگر از اعضای تیم‌های پژوهشی مربوط به مرد یخی به صورت غیرعادی و قتل یا تصادفات مشكوك گزارش شده است و این موضوع باعث شده تا مردم شهر تیرول جنوبی باور داشته باشند كه مرگ این افراد به خاطر اوتزی نفرین شده است.

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس

مورد عجیب مومیایی نفرین‌ شده! +عکس


ویدیو مرتبط :
اثر اپی نفرین و نوراپی نفرین بر کاردیومیوسیت

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

از نفرین فراعنه مصر چه می‌دانید؟!!



 

 

از نفرین فراعنه مصر چه می‌دانید؟!!

 

کاهنان دربار فراعنه در تمدن مصر باستان، در زمره مرموزترین شخصیت‌های تاریخ به شمار می‌روند تا جایی که در خصوص زندگی برخی از آنان کتاب‌هایی مستقل به چاپ رسیده است.
هوش و فراست این دولت مردان در سایه تمدن مصر، تنها به دایره نفوذ انکارناپذیر آنان در ساختار حکومت فراعنه ختم نمی‌شوn؛ بلکه با تسلط آنان برخی از علوم مانند، فیزیک و شیمی ‌با استفاده از نوع معماری و مواد مهلک و سمی، مقبره فراعنه رابه مرگ‌بارترین مکان‌ها برای هر فرد متجاوز به قبر فراعنه تبدیل می‌کردند تا جایی که هر فرد راه یافته به گنجینه‌های مدفون در مقابر، اگر از تله‌های گوناگون چون فرو ریختن سقف با حرکت خود و با برداشتن سنگی از قبور عبور کند، گرفتار قارچ‌های سمی ‌می‌شود که در فضایی بسته انتظار هر راهزنی را می‌کشد.

تبحر معماران مصر باستان در مهندسی اهرام تا بدان جا بود که وقتی یکی از رهبران شوروی سابق حضور در مقبره یکی از فراعنه در اهرام ثلاثه را در برنامه‌های خود قرار داده بود. سرویس جاسوسی شوروی سابق با نتیجه گیری از آخرین داده‌های دانشمندان در خصوص تمرکز انرژی در نقطه مرکزی آرامگاه، دیدار وی را لغو کرد.
امروز آمیزه ای از واقعیت‌های اثبات شده علمی ‌با برخی از حوادث و اتفاقات روزمره زندگی، به سوژه‌ای جذاب برای نویسندگانی مبدل شده است که مخاطبین خود را برای لحظه ای در فضای افسانه و حقیقت رها می‌سازند.

در هفدهم فوریه سال 1923 م. در شهر لوکسور مصر، حدود بیست نفر در برابر یک دیوار سنگی گرد آمده بودند. این دیوار چندین هزار سال پیش تعبیه شده بود تا آرامش ابدی فرعون جوان «توتن خامون» را حفظ کند.
در حدود بیست نفر شاهد، پشت سر اردکارنارون و هوارکارتر باستان شناسان انگلیسی که سرنوشت خارق‌العاده شان موجب شد تا در سراسر جهان مشهور شوند، صف کشیده بودند. اندکی از ساعت دو بعدازظهر گذشته بود. چند دقیقه بعد، هئوارکارتر تخریب این دیوار را که راه ورودی مقبره را بسته بود، آغاز کرد.

بازوی کارتر بالا رفت. در دست راست او یک چکش سنگین بود و با دست چپش مته بزرگی را گرفته بود تا این دیوار اسرارآمیز را سوراخ کند. حاضرین جملگی می‌لرزیدند و لردکارنارون ناخودآگاه به فکر کتیبه ای افتاد که بر روی گل آخری نقش بسته بود. چند هفته پیش این کتیبه را یافته و با زحمت بسیار موفق به خواندن متن آن شده بودند. در این کتیبه، ظاهرا به پیداکنندگان مقبره چنین اعلام خطر شده بود:
«هرکسی که آرامش فرعون را بر هم زند، عفریت مرگ بال‌های خود را بر او خواهد کوفت». کارتر، سوراخی را به اندازه دو برابر قطر بازوی خود ایجاد کرد و مقبره را به مدد یک لامپ برقی روشن کرد. جزئیات درون فضای آرامگاه را دیگر می‌شد به روشنی دید. درخشش اشیاء، چشمانش را زد. همه جا روی دیوارها و روی زمین آکنده از طلا بود. آرامگاه زرین در برابر دیدگان بهت زده باستان شناسان می‌درخشید. این دو مرد شکاف دیوار را وسیع تر کردند. صندوق زرین عظیمی ‌تقریبا همه فضای مقبره را انباشته بود. در یک سوی آن دو در فقل تعبیه شده بود که بدون زحمت و سروصدای زیاد باز شدند. در درون این صندوق، یک جعبه دیگر آن هم طلایی وجود داشت؛ اما بر روی درهایی که در صندوق قرار گرفته بود، مهر و موم دست نخورده ای دیده می‌شد که معلوم بود از زمان تدفین فرعون تا این زمان، هیچ کس آن چه را که پشت این مقبره در بسته پنهان شده، ندیده است.

این دو باستان شناس، با دقت هر چه تمام تر، درهای سرداب را بستند و دوباره راه آن را مسدود کردند.
در میان حاضرانی که در بحر مکاشفت فرو رفته بودند، هیچ کس یک کلمه صحبت نمی‌کرد. در آن جا، یک وزیر، چندتن صاحب منصب عالی مقام دولت، باستان شناسان، دانشمندان، بازرس‌های کل اداره باستان شناسی مصر و دو زن وجود داشتند. در این جمع بیست نفری، سیزده نفر آنها در مدت چند ماه به طرز خشونت بار و مرموزی از بین رفتند...
در حدود چهل روز بعد، هوارکارتر از قاهره تلگرامی ‌دریافت کرد به او خبر داده شده بود که لردکارنارون شدیدا بیمار است. هوارکارتر که در لوکسور بود، زیاد به این تلگرام اهمیت نداد؛ ولی به زودی تلگرام دومی ‌با این عبارت رسید: لردکارنارون به طور جدی بیمار است و تب شدیدی دارد.
کارتر با شتاب فراوان به سوی پایتخت مصر روانه شد.

دوازده روز بود که لردکارنارون با تب‌های بسیار شدید دست و پنجه نرم می‌کرد. در اطاقی که در هتل کنتینانتال داشت، گرما غالبا به چند درجه می‌رسید. پسر لردکارنارون برای دیدن و مواظبت دائمی‌ پدر به مصر رسید. در همان شب ورود، در ساعت دو و ده دقیقه کم شب، توسط پرستار از خواب بیدار شد. پدش مرده بود. به اطاق پدر دوید و در لحظه ای که می‌خواست وارد اطاق شود، ناگهان همه چراغ‌ها خاموش شد.
خواهر لردکارنارون اشک می‌ریخت و آخرین کلماتی که لرد بر زبان جاری کرد، واقعا عجیب بودند: «صدایش را می‌شنیدم به دنبالش راه افتاده ام...» در همان لحظه ای که لرد در قاهره مشغول جان دادن بود. هزاران کیلومتر دورتر، یعنی در انگلستان و در منزل خانوادگی کارنارون‌ها، سگ کوچک لرد شروع به نالیدن کرد و آن گاه بر روی دو پای خود ایستاد و سپس مرد.

چند روز بعد، باستان شناس آمریکایی آرتورمیس که به کارتر کمک کرده بود تا دیوار اطاق فرعون را خراب کند، احساس خستگی کرد. پیش از آن که حتی پزشکان بتوانند کوچک ترین اظهار نظری کنند، عقلش را از دست داد و در همان هتلی که لرد از دنیا رفته بود، او نیز جان داد.
در همان زمان‌ها، میلیاردر معروف آمریکایی جرج جی گلوله که شدیدا از مرگ دوست قدیمی‌خود لردکارنارون متأثر شده بود، به وسیله کارتر، مقبره توتن خامون را تماشا کرد و فردای آن روز، تب وحشتناکی او را انداخت. پزشکان نظر دادند که بر اثر نارسایی قلبی مرده است. مرگی که به هر حال عجیب و غریب بود و چهار هفته بعد از اعلامیه او در انکار نفرین فراعنه روی داد؛ یعنی همان روزی که در موزه قاهره که توسط جمال محرز اراده می‌شد اشیای گران بهایی را که از مقبره توتن خامون به دست آمده بود. قرار می‌دادند؛ به ویژه ماسک طلایی این فرعون را که بیست و پنج لیور سنگینی داشت.

در تاریخ سوم نوامبر 1962 م. یک پروفسور پزشکی و زیست شناسی دانشگاه قاهره، بعد از مطالعه تمام نظریه‌ها و طرح نظریه رادیواکتیویته و همین‌طور مسمومیت محیط مقبره فرعون به علت بسته بودن کامل، خود را برای اعلام نظریه جنجال آفرین در باب این به اصطلاح نفرین آماده می‌کرد. پرفسور عزالدین طاها، این حقه اسرارآمیز را شکسته بود. روزنامه نگاران سراسر جهان به سالن کنفرانس هجوم آوردند و پروفسور رشته کلام را به دست گرفت.
«چندمین ‌سال است که من تعداد فراوانی از باستان شناسان و کارکنان موزه‌ها را مورد معاینه قرار می‌دهم. در تمام موارد مشاهده کرده ام که در بدن مریض‌های من ویروسی وجود دارد که موجب تورم مجاری تنفسی شده و تب‌های بسیار شدیدی را موجب می‌شود: لذا توانسته ام در انستیتوی میکروب شناسی دانشگاه قاهره، یک سلسله ویروس‌های خطرناکی را که موجب ناخوشی‌های گوناگون است و بین آنها ویروس آسپرژینوس نیژر نیز بود، مشخص کنم. این ویروس می‌تواند به طور غیر عادی در درون مومیایی‌ها، در مقابر و اهرام، حدود حداقل سه تا چهارهزار سال زنده بماند...» .

پرفسور طاها چنین نتیجه گرفت: «این کشف، یک بار برای همیشه این فکر خرافی را در هم می‌شکند که جستارگرانی که در مقابر باستانی کار کرده اند، در تأثیر نفرین مرده باشند. امروز هنوز هم کسانی هستند که به تأثیر نیروهای فوق طبیعی باور دارند؛ ولی ما بر این مزخرفات خط بطلان می‌کشیم».
شب سوم نوامبر 1962 م. بسیاری از کسانی که در تماس با مومیایی فراعنه، مقابر و اهرام بوده اند، از سخنان پرفسور طاها تسکین یافتند و ترسشان از میان رفت. روزنامه نگاران چکیده‌های فراوانی از کنفرانس طاها تهیه کرده و منتشر نمودند. «ما بر این مزخرفات خط بطلان می‌کشیم» و البته که این حرفها چرند و پرند بود. توجیه مرگ اسف بار حدود سی نفر محقق، فقط از جهت علمی‌ مقدور است و نظریه پرفسور طاها قابل نقض و رد نبود.
چند روز بعد، پرفسور طاها در جاده بین قاهره و سوئز اتومبیل می‌راند. او پشت فرمان بود و در کنارش دو نفر از همکاران علمی ‌او نشسته، از این مزخرفات سخن می‌گفتند که ناگهان، درحالی که اتومبیل پرفسور طاها در هفتاد کیلومتری مشرق قاهره مشغول رفتن بود، بدون هیچ دلیلی به طرف دست چپ منحرف شد و این اتومبیل در این جاده خلوت با اتومبیل دیگری بی دلیل تصادف کرد و پرفسور طاها و دو همکارش بی درنگ به قتل رسیدند؛ ولی مسافران اتومبیل دیگر فقط جراحات اندکی برداشتند. تشریح جسد پرفسور طاها نشان داد که او نیز قربانی نارسایی قلبی شده است!

منبع: hawzah.net