فرهنگ و هنر


2 دقیقه پیش

تشریفات بهبود | تشریفات و خدمات مجالس

تشریفات بهبود | تشریفات و خدمات مجالس | برگزاری مراسم عروسی | باغ عروسی تشریفات ۵ ستاره بهبود با مدیریت بهبود اصلانی صاحب سبک در اجرای دیزاین های ژورنالی و فانتزی ، اجرا ...
2 دقیقه پیش

خواندنی ها با برترین ها (81)

در این شماره از خواندنی ها با کتاب جدید دکتر صادق زیباکلام، اثری درباره طنز در آثار صادق هدایت، تاریخ فلسفه یونان و... آشنا شوید. برترین ها - محمودرضا حائری: در این شماره ...

چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟



عصرهای غم انگیزی بود. سیزدهم فروردین دهه ۶۰ معمولا آخرین برنامه تفریحی یکی از دو شبکه صدا و سیما برنامه ای بود به نام «کمدی کلاسیک»؛ برنامه ای که اختصاص داشت به پخش فیلم های کمدی قدیمی که جذاب ترینش برای بچه های تعطیلات تمام شده چارلی چاپلین بود و غم انگیزترین شان باستر کیتون. کمدینی با چهره ای جدی و بدون لبخند که خنده دار بودن کارهایش برای بچه های کم سن و سال فهمیدنی نبود. زمان برای آن بچه ها می گذشت و زمان خنده شان به عبدلی و اوستا رسید، بعد هم خنده های محمود شهریاری که همه شان عمری کوتاه داشتند. بچه ها، نوجوان شده بودند که یکی شبیه خاطرات غم انگیز قدیمی شان روی صفحه تلویزیون ظاهر شد. مردی که در جوانی هم جاافتاده بود و چهره عبوس و جدی اش یادآور سیزده فروردین و برنامه کمدی کلاسیک و باستر کیتون بود.

 

مهران مدیری,قهوه تلخ

 

● آیا مهران مدیری افسرده است؟

 

همین چند وقت پیش، در سکوت و توقف «قهوه تلخ»، چند روزنامه و مجله خبر از افسرد گی مهران مدیری دادند. کسی که نزدیک به دو دهه با چهره گرفته و جدی اش تماشاگرانش را شاد می کرد و در آخر انگار گرفتار مشکل قیافه ظاهری خود شد. افسرد گی ای که بنا بر شنیده ها و گفته ها خیلی هم ربطی به توقف «قهوه تلخ» و حواشی اش نداشت. مرد کمدین برعکس آن همه نمایش بیرونی خنده دار ، از درون غمگین شده بود و گوشه عزلتش را لابد با شعر، موسیقی و دیگر علاقه های هنری اش پر می کرد.

 

● شما چه فکر می کنید؟

 

تصور همیشگی جامعه نسبت به شاعران، آدم های غمگین و افسرده ای است که ۲۴ ساعته گوشه ای نشسته اند، آه می کشند و شعر می نویسند و در همین حال کمدین ها کسانی هستند که شبانه روز در حال خندیدن و شادی کردن هستند. تصاویری ذهنی که البته هیچ کدام نسبتی با واقعیت ندارند اما اگر همین تصاویر فانتزی و تخیلی را هم بپذیریم، واقعا تصور جامعه از مهران مدیری چیست؟ یک شاعر کمدین یا یک کمدین شاعر؟ یک خوشحال غمگین یا یک غمگین خوشحال. این چنین تضاد و پارادوکسی هرکسی را می تواند افسرده کند.

 

● وقتی که او را درک نمی کردیم

 

یک بار محمود شهریاری، مجری خنده روی تلویزیون تعریف می کرد که پشت فرمان ماشین، پشت چراغ قرمز بوده و به مشکلاتش فکر می کرده که راننده یکی از اتومبیل های کناری، صدایش می زند و می گوید: چیه؟ چرا نمی خندی؟

 

سؤالی که لابد به شکل دیگری ذهن طرفداران مدیری را اشغال کرده است: چرا دیگه ما رو نمی خندونی؟ این یک توقع ابدی است که هیچ وقت از مهران مدیری دور نمی شود؛ حتی وقتی در یک نقش کاملا جدی جلو دوربین برود.

 

وقتی «ساعت خوش» ممنوع شده بود، یک فیلم ویدئویی از اجرای تئاتر هملت دست به دست می شد که مدیری یکی از نقش های اصلی اش را ایفا کرده بود. کسانی که در غیبت برنامه محبوب شان، چشم شان به چهره مدیری روشن شده بود، بدون توجه به اینکه با یک نمایش تراژیک و تلخ و یک نقش جدی مواجه هستند، ناخودآگاه لبخند یا قهقهه می زدند؛ طوری که انگار با یکی از آیتم های روده برکننده ساعت خوش طرف هستند. چندسال بعدترش هم وقتی مدیری اولین حضور سینمایی اش را با یک فیلم جدی و غم انگیز به نام «دیدار» تجربه کرد، تماشاگران با هر دیالوگ گفتن و نگاه کردنی از خنده ریسه می رفتند. واکنشی که ربطی به اجرای مبتدی یا غلط مدیری نداشت. تماشاگران آنچنان درگیر خاطرات خنده دارشان بودند که نمی توانستند این حضور متفاوت را هضم کنند.

 

● من شاد نیستم، باور کنید

 

فقط کافی است مصاحبه های مدیری و دوستانش را مرور کنید، تا با شخصیت دیگری از او آشنا شوید. کسی که همه بر جدی بودن و مبادی آداب بودنش تاکید دارند، دقیقا چیزهایی که خیلی در نقش هایش به چشم نمی خورد. مثلا در یکی از محبوب ترین کارهایش یعنی «پاورچین» او نقش کسی را ایفا می کند که کل زند گی اش حتی در محیط کار در خوشگذرانی و تفریح و بازی خلاصه می شود و پایبند به هیچ یک از قوانین معاشرتی و اجتماعی نبود. جدی گرفتن چنین نقش هایی توسط تماشاگران می تواند برای بازیگر منتهی به یک تراژدی تمام عیار شود. دقیقا مثل کاریکاتوری که چند سال پیش نشریه طنز و کاریکاتور منتشر کرده بود و دلقکی را نشان می داد که روی صحنه خودش را دار زده بود اما تماشاگرانش از خنده ریسه رفته بودند. مدیری هم سعی کرد تصویر یک آدم خوش باش و بی خیال را از خودش دور کند. ترانه های غم انگیز خواند، چند تا از شعرهایش را در مجلات چاپ کرد و در مصاحبه هایش از ناراحتی ها و افسرد گی هایش گفت. کارها و رفتارهایی که انگار خیلی افاقه نکرده، آنقدر که نمایشگر محبوب و افسرده ما می خواهد در آخرین پرده دست به یک کار خیلی عجیب بزند.

 

● کمدین متفاوت

 

مرد افسرده امروز در روزهایی که لقبش مرد خنده تلویزیون بود، همیشه نقش های پرجنب وجوش را به بازیگران دیگر می داد و خودش نقش ایستا و ساکت و تا حدی جدی را به عهده می گرفت تا از بین این تضاد و تفاوت کمدی زاده شود. او مثل همتایش مهران غفوریان نبود که وسط صحنه بایستد و سعی کند برای خنداندن مخاطب حتی پشتک هم بزند. وسط نمایش هایش هم یک جور گوشه نشینی و انزوا داشت که خیلی هم به چشم مخاطب می آمد و تبدیل به پرهوادارترین کاراکتر داستان می شد. حتی وقتی در کار دیگران جلو دوربین می رفت، مثلا در کار پربازیگری مثل «دایره زنگی»، بدون کمترین تلاشی برای دیده شدن و خنده دار بودن، با کوچک ترین فعالیتی توجه تماشاگران را جلب می کرد. شاید آنقدر نگاه ها و لحنش در خنده دار بودن نقش هایش موثر بود که وقتی در قالب جدی هم قرار می گرفت، نمی توانست از تاثیرات شان فرار کند.

 

● بازی در قلب یخی؛ فرار از

 

حتما در خبرها خوانده اید که تصویربرداری قهوه تلخ ازسرگرفته شده و قسمت های جدیدش به بازار خواهد آمد. از طرف دیگر اگر اخبار سریال محبوب شبکه خانگی یعنی قلب یخی را دنبال کرده باشید، حتما خبر دارید که در فصل جدید با حضور سامان مقدم به عنوان کارگردان جایگزین، بازیگرانی به این مجموعه اضافه شده اند که یکی از آنها کسی نیست جز مهران مدیری. یک طرف قهوه تلخ است و داستان یک دربار و مشنگ بازی های خنده دارش و طرف دیگر قلب یخی است و روایتی پر از جنایت و قتل و معما. یک جا مهران مدیری طناز و بامزه را داریم و جای دیگر احتمالا یک مدیری جدی و عبوس و چه بسا ترسناک. این مسابقه ای ست که یک نمایشگر با خودش ترتیب داده. یک سمت، ور خنده دارش می دود و سمت دیگر نیمه غمگین و جدی اش. اینکه کدام برنده می شود و تماشاگران آغوش شان را برای پذیرفتن کدام یک بیشتر باز می کنند، معلوم نیست. اما شاید اگر انتخاب با مدیری باشد، دلش بخواهد در هر دو میدان پیروز شود و بالاخره یک جا تصویر کامل و انسانی اش را در قلب مخاطب جا باز کند. مردی که هم جدیست و هم شوخ. گاهی افسرده است و گاهی شاد. دقیقا مثل تمام مردم دنیا؛ مثل تمام انسان های عادی./مجله زندگی ایده آل


ویدیو مرتبط :
مهران مدیری چونه چگونه

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

چرا مهران مدیری در فیلم «خانوم» بازی نکرد؟/ انتقادات شدید خطیبی از فیلم نیکی کریمی



اخبار ,اخبار فرهنگی ,فیلم خانوم

 

اخبار فرهنگی -  چرا مهران مدیری در فیلم «خانوم» بازی نکرد؟/ انتقادات شدید خطیبی از فیلم نیکی کریمی

رفتم با سیامک انصاری قرارداد ببندم آقای مدیری هم آنجا بودند و گفتند «آمدی با من قرارداد ببندی؟» و با شوخی و خنده فیلمنامه را گرفتند و همان شب خواندند، گفتند من این نقش را خیلی دوست دارم.

تینا پاکروان که پس از چندین سال تجریه مدیر تولیدی و برنامه‌ریزی و ساخت چند فیلم کوتاه و تله فیلم با «خانوم» تجربه کارگردانی یک فیلم سینمایی بلند را پشت سر گذاشته است، به گزارش شبکه ایران، در تازه‌ترین گفت‌وگوی خود با «صبا» در باره علت انصراف مهران مدیری از حضور در این فیلم سینمایی گفته است: انتخاب آقای مدیری انتخاب اول این نقش نبود،‌اتفاق افتاد.

 

من رفتم با سیامک انصاری برای اپیزود اولم قرارداد ببندم آقای مدیری هم آنجا بودند و گفتند «آمدی با من قرارداد ببندی؟» و با شوخی و خنده فیلمنامه را گرفتند و همان شب خواندند، گفتند من این نقش را خیلی دوست دارم چون برای بازیگر یک چالش خوب به حساب می‌آید و 180 درجه با خودم فرق می‌کند و این برایم جالب است نقشی را بازی کنم که هیچ وقت در زندگی‌ام نمی‌نوانم آن را بازی کنم.

 

من در آن لحظه به پخش و فروش فیلمم فکر می‌کردم که به آقای مدیری صحبت کردم و همیشه این ترس را داشتم که اسم آقای مدیری و انصاری در این فیلم توقعی را برای تماشاچی ایجاد می‌کند که فیلم من آن توقع را برآورده نمی‌کند.

 

پس من دروغ می‌گویم و این دروغ تماشاچی را پس خواهد زد. یعنی این‌که سینما می‌رود تا بخندد ولی گریه‌اش می‌گیرد که این اصلا جذاب نیست. برای همین همیشه در موضع تردید بودم البته به خاطر معضل پخش فکر می‌کردم مهران مدیری بهترین انتخاب است که حداقل از این معضل رها شوم اما به دلیل گرفتاری ایشان و ماجراهایی که پیش آمد نتوانستیم همکاری کنیم.


«سوت پایان» را به عنوان یک فیلم قبول ندارم/ رفتیم سر صحنه تا خودمان آن را بسازیم
اما اشکان خطیبی بازیگر این فیلم نیز در بخشی از این گفت‌وگو در واکنش به سوالی در باره مقایسه نقش‌اش با فیلم «سوت پایان» نیکی کریمی انتقادات شدیدی به این فیلم مطرح کرده و گفته است: من «سوت پایان» را به عنوان یک فیلم قبول ندارم.


وی در این باره توضیح داده است: ممکن است خانم کریمی از دستم ناراحت شود ولی می‌گویم. دلیلش این است که همان زمان هم که داشتیم کار می‌کردیم نمی‌دانستیم که چه کاری انجام می‌دهیم. «سوت پایان» از آن دست فیلم‌هایی بود که رفتیم سر صحنه تا خودمان آن را بسازیم. ضمن این‌که من نقش زیادی در آن فیلم ندارم که در تدوین کمتر شده. ولی اگر تورج اصلانی در آن فیلم نبود، معلوم نبود چه اتفاقی برای این فیلم می‌افتاد. به همین دلیل فکر می‌کنم اصلا این دو تا فیلم را با هم مقایسه نکنیم.


دغدغه فیلمساز فقط حرف زدن درباه زن‌ها بود
این بازیگر ادامه داده است: من خیلی نمی‌توانم این دو را با هم مقایسه کنم. چون در «خانوم» پروسه ساخت یک فیلم را حس می‌کردم ولی آنجا فقط برایم این بود که سر صحنه بروم و فقط جلوی دوربین حضور پیدا کنم.


خطیبی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفته است: به هر حال آن فیلم هم داعیه‌ی اجتماعی بودن را داشت که من آن را نفهمیدم، به نظرم بیشتر یک فیلم «سلف پرتره» بود تا این‌که بخواهیم از آن به عنوان یک فیلم اجتماعی یاد کنیم و فکر می‌کنم در آنجا دغدغه فیلمساز فقط حرف زدن درباه زن‌ها بود!

اخبار فرهنگی - شبکه ایران