فرهنگ و هنر


2 دقیقه پیش

تشریفات بهبود | تشریفات و خدمات مجالس

تشریفات بهبود | تشریفات و خدمات مجالس | برگزاری مراسم عروسی | باغ عروسی تشریفات ۵ ستاره بهبود با مدیریت بهبود اصلانی صاحب سبک در اجرای دیزاین های ژورنالی و فانتزی ، اجرا ...
2 دقیقه پیش

خواندنی ها با برترین ها (81)

در این شماره از خواندنی ها با کتاب جدید دکتر صادق زیباکلام، اثری درباره طنز در آثار صادق هدایت، تاریخ فلسفه یونان و... آشنا شوید. برترین ها - محمودرضا حائری: در این شماره ...

آیین و مراسم ازدواج در ایل بختیاری



رقص‌های محلی, مراسم دستمال‌بازی

آداب و رسوم و آیین های نمایشی ازدواج در ایل بختیاری

 
بختیاری‌ها در ازدواج جوانان این جشن را با مراسم و آیین‌های زیبا و نمایشی برپا می‌دارند تا در این برگزاری در كنار همتباران خود آنچه ماندگار‌تر را در ذهن به صورتی نمایشی ثبت نمایند.
ازدواج دارای خصوصیات و آداب و رسومی است كه در هر جا و هر قومی ممكن است متفاوت باشد.


در ایل بختیاری ازدواج به پنج صورت انجام می‌شود.
1. ازدواج ناف‌‌برون
2. ازدواج گا به گا
3. ازدواج فامیلی
4. ازدواج هم‌بری
5. ازدواج خون بس (خین‌برونxinburu)


1. ازدواج ناف‌برون: در میان ایل بختیاری رسم بر این بوده است كه هرگاه دختری و پسری در زمانی نزدیك به هم متولد گردند، اولیا این كودكان از همان بدو تولد تصمیم می‌گیرند، تا بندناف نوزاد را به نام پسری كه او نیز تازه دیده به جهان گشوده و یا كمی از وی بزرگ‌تر است می‌بریدند، به این نیت كه به هنگام بلوغ این دو كودك با هم ازدواج نمایند، یعنی عملاً سرنوشت آتی این دختر و پسر از همان ابتدا به دست والدین آن‌ها رقم می‌خورد، و این باور در دوره كودكی، تا نو‌جوانی و جوانی در آنان پدید آمده بود كه این دو به هم تعلق دارند.


2. ازدواج گا به گا: ازدواج گا به گا در میان ایل بختیاری برخی مواقع وجود داشته است، درمیان خانواده دختر و پسر مجرد و جوانی وجود داشت، بنا به تمایل طرفین، داماد خواهر خود را به عقد برادر همسر می‌دهد.


3. ازدواج فامیلی: یكی از ریشه‌دارترین و پرجمعیت‌ترین ازدواج در ایل بختیاری به شمار می‌رود، گستردگی این نوع ازدواج زبان‌زد خاص و عام است، شدت این ازدواج فامیلی به حدی بوده كه هر‌گاه در خانواده‌ای پسر جوانی كه هنگام ازدواج او فرامی‌رسید و یكی از دختران عمو، عمه، خاله، دایی، و یا دیگر افراد فامیل نزدیك مجرد بود، حق نداشت به خواستگاری دختر بیگانه‌ای برود زیرا عمل او توهین به خانواده‌های دختردار آن فامیل محسوب می‌‌شد و چنین عملی را سنت‌شكنی می‌دانستند و آن را مورد نكوهش قرار می‌دادند.

 

بنابراین هرگاه چنین جوانانی قصد پیوند زناشویی را می‌داشتند، نخست می‌باید به خواستگاری یكی از دختران فامیل نزدیك خود می‌رفتند و اگر درخواست آنان مورد موافقت قرار نمی‌گرفت آن‌گاه حق داشتند تا از میان دختران غیر فامیل، همسر آینده خویش را برگزینند، زیرا معتقد بودند كه با ازدواج‌های فامیلی، پیوند خانوادگی آن‌ها پیوسته مستحكم و استوار باقی خواهد ماند و فاصله‌ای بین آنان ایجاد نمی‌شود.

 

از سویی فرزندان این‌گونه خویشاوندی‌ها از لحاظ ژنتیكی، اجتماعی و فیزیكی از طبقه پایین‌تری نخواهند بود، تا نسل‌های بعدی دچار تزلزل شوند. این شیوه ازدواج صرف‌نظر از پاره‌ای تغییرات جزئی همچنان پابرجا مانده است و هنوز هم در بسیاری از خانواده‌ها رعایت می‌شود. و اگر از لحاظ ژنتیكی مشكلی نداشته باشند قدر مسلم آن است كه در پایداری اتحاد و همبستگی بین طایفه و فامیل مؤثر خواهد بود.


4. ازدواج هم‌بری بودن: در ازدواج هم‌بری اگر شخص موردنظر از دوران كودكی و یا نوجوانی نزد خانواده‌ای مشغول كار می‌شد، شخص صاحبخانه این فرد موردنظر را به عنوان شریك یا هم بر قبول می‌كرد به گونه‌ای كه او را در تمام اموال خود همانند فرزندانش شریك بداند و چنانچه شخص موردنظر از دختر صاحبخانه خواستگاری كند، صاحبخانه دختر خود را بدون اینكه از فرد موردنظر (داماد) شیربها و یا مهریه بگیرد به عقد او درمی‌آورد بدون گرفتن هیچ وجه مادی، و علتش این است كه دو نفر یكدیگر را قبول دارند و به عنوان رفیق و شریك یكدیگرند.


5. ازدواج خون‌بس: بختیاری‌ها با تكیه بر باور و خلق و خوی خویش كمتر ظلم و فشار را تحمل می‌كنند. چنانچه اجحافی در حق آنان روا می‌شد، در صدد انتقام برمی‌آمدند و با بروز هرگونه تنشی ممكن بود نزاعی میان دو طایفه یا دو خانواده به وجود آید و كسی كشته شود، كه در نتیجه یك نفر از خانواده مقتول به انتقام برمی‌خواست و اگر میانجی‌گری اشخاص خیّر و بزرگان ایل نمی‌بود، این كشت و كشتار همچنان تداوم می‌یافت، اما دخالت بزرگان طایفه‌های دیگر باعث می‌شد تا جلو هرگونه خون‌ریزی دیگری نیز گرفته شود و برای اینكه بتوانند ضمن پیشگیری از هر‌گونه اقدام انتقام‌جویانه زمینه تفاهم نسبی را نیز فراهم آورند، نخست با بزرگان دو طایفه وارد مذاكره شده و آن‌گاه با فروكش كردن موضوع نزاع، برای اینكه بتوانند هر چه بیشتر دو طایفه را به هم نزدیك‌تر نمایند، پیوندی خونی بین آنان برقرار می‌كردند.


در صورت بخشش از طرف خانواده مقتول، دختر یكی از بستگان نزدیك قاتل را به عقد و ازدواج پسر یا شخصی از خانواده مقتول درمی‌آوردند، تا بدین‌وسیله از هرگونه تنش و ستیز بعدی پیش‌گیری كرده باشند و جلو هرگونه خون‌ریزی مجدد را بگیرند كه به آن (خین‌‌برون) نیز می‌گویند.


این‌گونه ازدواج‌ها در میان بختیاری‌ها ضرب‌المثل شده‌اند و هر از گاهی كه نزاعی و یا حتی برخورد لفظی بین زن و شوهری به وجود می‌آمد، خانواده زن می‌گویند: «مگر دخترمان جای خون آمده است، كه این‌گونه با او رفتار می‌كنید.»

 
1. زون‌گشون
زون‌گشون یا بله گفتن با هدیه دادن به پدر و دختر توسط اقوام داماد همراه است. این هدیه به معنی آن است كه قبول كرده تا پیرامون خواستگاری از دخترش صحبت كنند. چنین هدیه‌ای معمولاً یك رأس قاطر و یا تفنگ و یا چیزی مشابه است كه سرانجام پس از عروسی به عروس (بویگ6) بخشیده می‌شود، پس از بله گفتن، پارچه لباس را به عنوان هدیه به دختر می‌دهند كه به آن بله‌برون می‌گویند.


2. دس‌بوسون

دست‌بوسون و یا شیرینی خورون، پس از آنكه خانواده داماد اجازه صحبت كردن از سوی خانواده دختر را یافتند، با هماهنگی قبلی روز و ساعت نیكی را برمی‌گزینند تا با آمادگی كامل و به همراه افراد فامیل و طایفه و عده‌ای از بزرگان سواره و پیاده با نواختن ساز و دهل و به همراه داشتن چندین رأس گوسفند و سایر وسایل پذیرایی كه كاملاً به عهده داماد است به سوی خانه پدر عروس رهسپار می‌شوند و بیشتر اوقات گوسفندان پیشاپیش توسط یكی از جوانان فامیل داماد فرستاده می‌شوند.

 

در طول این راه خانواده داماد و همراهان به سواربازی و شلیك تیرهای هوایی و شادی‌كنان و خواندن آوازی به نام دوالالی كه نوعی سرود و آهنگ شادی است و در مواقعی هم همراه با كل و گاله زنان و مردان جوان ایل كه منظره بسیار بدیع و خاطر‌ه‌انگیزی را در ذهن‌ها تجسم می‌‌كند، می‌پردازند و پس از رسیدن به نزدیكی خانه پدر عروس از آنان استقبال به عمل می‌آورند، سپس پدر داماد و عروس بعد از تعارفاتی چند وارد مذاكره شده و با هر یك از نزدیكان خود به شور می‌نشینند و پس از تبادل‌نظر پیرامون مسائل مادی از قبیل حق شیر (شیربها) و پشت قباله (مهریه) مباحثی مطرح و سرانجام و با وساطت بزرگان و ریش‌سفیدان طایفه، طبق سنت به توافق می‌رسیدند.

 

البته در مورد شیر‌بها (حق شیر) غالباً گوسفند و اسب و قاطر و گاو و غیره... و بعضی مواقع علاوه بر وجه نقدی ملك و باغ نیز به عنوان پشت قباله (مهریه) مطرح می‌شده، ولی مبلغ مورد توافق نهایتاً با توجه به مقتضیات زمان بسیار ناچیز بود، اما میزان حق شیر صرفاً بستگی به چشم و هم‌چشمی و دور و نزدیكی فامیل داشت. اگر طرفین از دو طایفه بودند، بدیهی است كه مبلغ مورد توافق و یا تعداد گوسفندان و حیواناتی كه بابت (شیربها) در نظر گرفته می‌شد، رقم قابل ملاحظه‌ای را تشكیل می‌داد و بعد از توافق‌ نهایی، حاضران دست پدر عروس را می‌بوسیدند و به همین منظور این مرحله را (دست‌بوسون) می‌گفتند.

 

پس از نوشتن صورت‌مجلس و رد و بدل شدن وجوه مورد توافق صورت مجلس و شناسنامه دختر را تا هنگام عروسی پیش یك نفر كه از سوی طرفین به عنوان معتمد انتخاب می‌شد، می‌گذاشتند، سپس با حضور افراد ذینفع و در موعد مقرر تحویل داده می‌شد، در طول نامزدی هرگاه داماد جهت سركشی و احوال‌پرسی به خانه نامزد (عروس) عزیمت می‌كرد، هدایایی از قبیل سكه‌های نقره و گاهی طلا و پارچه و یا روسری به همراه می‌برد، اگر پیش از عروسی مصادف با عید نوروز می‌شد مادر و خواهر داماد غذایی از برنج و گوشت و غیره تحت عنوان (آش عیدی) به خانه عروس می‌بردند.


پس از آمادگی داماد و تبادل‌نظر لازم و هماهنگی با خانواده عروس و تدارك نسبتاً وسیع، داماد و یا برادر او در بین طایفه‌هایی كه به نوعی با آن‌ها بستگی دارند می‌روند و به جمع‌آوری (باراوزی) buruzi می‌پردازند، مردم نیز گوسفند و بز و غیره را به او به عنوان هدیه می‌دهند، از این رو گوسفندان عروسی و گاهی خیلی بیشتر از تعداد مورد نیاز فراهم می‌شود، این امر باعث می‌شد تا در آغاز زندگی مشترك با فشار بار مالی مواجه نشوند، و این یكی از سنت‌های حسنه و كم‌نظیری است كه در این ایل پایدار مانده و جزئی از فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی آنان محسوب می‌شود.


در این هنگام با جمع شدن افراد فامیل و طایفه‌های وابسته سوار و پیاده زن و مرد همراه با ساز و دهل، در حالی كه گوسفندان (بار اوزی) و سایر بار و بنه‌ای كه تهیه شده توسط چند نفر جوان پیشاپیش روانه خانه پدر عروس می‌كنند، بعد از صرف غذا و سایر مراحل و در هنگام بازگشت یك تكه قند و یا شاخه نباتی به رسم شیرنی زندگی توسط بردار عروس به كمر او بسته می‌شود، آنگاه او را بر مادیانی اصیل سوار می‌كنند و در حالی كه چادر سفیدی بر سر دارد و دستمالی (روسری) كه از جنس حریر یا ابریشم بر روی سرش می‌اندازند كه به آن (سرانداز) یا (ری‌برقه) می‌گویند تا صورت او را هم بپوشانند آن‌گاه پسربچه خردسالی را بر ترك او سوار كرده به نیت اینكه ثمره ازدواج و فرزند اولش پسر شود به سمت خانه داماد حركت می‌كنند.


در بین راه چوپانانی كه در مسیر حركت عروس و همراهان قرار دارند با آوردن قوچ گله جلو عروس را می‌گیرند، به این منظور كه فرزند اول پسر شود و در این رهگذر داماد و یا یكی از بستگان او هدیه‌ای كه غالباً وجه نقد می‌باشد به آورنده قوچ می‌دهند و اگر مسافت طولانی باشد، ممكن است این عمل چندین بار تكرار شود و هر بار به آورنده قوچ گله و یا گاو نر هدیه‌ای از سوی داماد و یا همراهان نزدیك به او داده شود.


به هنگام رسیدن به خانه داماد، عروس وارد خانه نمی‌شود، زیرا مرحله گرزنون فرا رسیده و بدون دریافت هدیه از سوی داماد و یا پدر او وارد خانه وی نمی‌شود، پس از دریافت هدیه و ورود به خانه، مرحله قربانی كردن گوسفند فرامی‌رسد از این رو یك رأس گوسفند را كه قبلاً به منظور قربانی كردن در پیش پای عروس آماده كرده‌اند، سر می‌برند و كفش عروس را به خون آن آغشته می‌كنند.

 

مراسم عروسی در ایل بختیاری, آیین های ازدواج

 

پس از صرف شام و یا ناهار و پذیرایی از مدعوین وقت روگشون فرا می‌رسد، و اكثریت دعوت‌شدگان بنا به سنت و توانایی خویش مبلغی را به عنوان هدیه‌ به عروس می‌دهند (در بختیاری به این هدیه یوزی yuzi می‌گویند) در عوض اگر هدیه‌دهنده مرد باشد از سوی عروس یك جفت جوراب و یك عدد دستمال مردانه متقابلا به وی هدیه داده می‌شود و اما اگر هدیه دهنده زن باشد یا دختر باشد جوراب و روسری زنانه داده می‌شود.
پس از شب زفاف از سوی خانواده عروس غذایی تدارك دیده می‌شود تا به خانه داماد ببرند و در آنجا صرف شود كه به آن آش دم بردگونی گویند.


3. پاگشون
چند روز پس از مراسم عروسی، فامیل عروس و داماد آن‌ها را به صرف نهار یا شام دعوت می‌كنند و هدیه‌ای نیز به فراخور توانایی به آنان داده می‌شود. كه به این كار پاگشون می‌گویند.


4. جهیزیه
علاوه بر مقدار وسایل زنانه و سایر لوازم، از سوی پدر دختر معمولاً یك رأس قاطر ماده و یا مادیان اصیل جهت سواری دختر به وی داده می‌شود. همچنین یك رأس ماده گاو به منظور استفاده از شیر آن و یك عدد باده (بادیه) مسی جهت حمام كردن به عروس داده می‌شود.

 

در مراسم عروسی بختیاری هم‌زمان با شب عروسی مراسم رقص‌های متنوعی اجرا می‌‌شود، كه شكل و اجرا آن از ویژگی‌های نمایشی زیبایی برخوردار است.

 

رقص‌های محلی, مراسم دستمال‌بازی

ایل بختیاری دارای مراسم رقص های متنوعی می باشند.

 

1. دستمال‌بازی (دسمال‌بوزی dasmal buzi)
در این رقص زنان و دختران و مردان در یك دایره قرار می‌گیرند و با دو دستمال حركات زیبای رقص پا و رقص دستمال را اجرا می‌كنند. كه هم‌زمان آهنگ دستمال‌بازی نواخته می‌شود.
در مراسم عروسی زن و مرد به طور گروهی با هم می‌رقصند و با اینكه قید و بند حجاب كاملاً در این منطقه وجود دارد (البته برای غریبه‌ها)، در مراسم شادمانی شركت آن‌ها در رقص‌های گروهی مجاز است و می‌توانند دست در دست دیگر رقصندگان با آهنگ ساز و دهل برقصند.


رقص محلی زنان در این هنگام تماشایی است، زیرا زنان با لباس‌های رنگارنگ و زیورآلات مخصوص، در رقص دستمال شركت می‌كنند. دو عدد دستمال در دو دست خود می‌گیرند و با تكان دادن دست و پا و جلو و عقب رفتن، در محیط دایره فرضی می‌رقصند، در حالی كه تماشاگران آن‌ها را در بر گرفته‌اند هر كه قدرت تحمل رقص بیشتری را داشته باشد، مورد تشویق تماشاچیان قرار می‌گیرد.


رقص آرام
در این نوع رقص، رقصندگان سه قدم به طور ضربی به جلو برمی‌دارند و دو قدم به عقب بر می‌گردند و این حركات طوری تنظیم شده است كه از دایره منظم رقص خارج نمی‌شوند، ریتم این نوع رقص به نسبت رقص‌های دیگر بختیاری آرام است.


رقص تند
در این نوع رقص نیز حركات پاها مثل رقص آرام است با این تفاوت كه رقص ریتم تندی دارد. اجراكنندگان رقص دستمال‌ها راتندتند به دور سر می‌چرخانند و روی شانه‌ها می‌اندازند. گام‌ها نیز به صورت تند به طرف جلو برداشته می‌شوند ولی رقصندگان به عقب برنمی‌گردند.


رقص مجسمه
این رقص با آهنگ ساز اجرا می‌شود. هروقت كه نوای ساز قطع می‌شود، رقص‌كننده نیز در همان حال و به آن حالی كه آخرین لحظه آهنگ بوده، در جای خود می‌ایستد و تا آهنگ بعدی نواخته نشده حق ندارد از خود حركتی انجام دهد. مهارت رقصنده در حالتی مشخص می‌شود كه بتواند به موقع توقف كند و به موقع حركت نماید.

 

مراسم عروسی در ایل بختیاری, آیین های ازدواج

 

 2. سواربازی
در میان راه و به هنگام مراجعت به خانه داماد، در حالی كه با تیراندازی از سوی سواران فامیل بدرقه می‌شوند، پس از طی مسافتی هم‌سو بانواختن ساز و دهل و خواندن آواز (دواللی) توسط زنان و كل و گاله و شلیك تیرهای هوایی، سواركاران به سواربازی و هنرنمایی می‌پردازند و داماد در حالی كه بر اسبی تیزرو و چابك سوار است با یك حركت چست و چالاك ری‌برقه (سرانداز) عروس را ربوده و با جست و خیز چشم‌گیری فرار كرده و بقیه سواركاران همراه، وی را تعقیب می‌كنند تا شاید بتوانند سرانداز را از وی بگیرند و چنانچه فردی موفق شد كه دستمال (سرانداز) را از داماد بگیرد. مجدداً همگی فرد گیرنده را دنبال می‌كنند و همین وضع تا منزلگاه داماد ادامه دارد.


3. نیزه‌بازی
مردان در میدان بزرگی همراه با اسب‌های تنومند خود جمع می‌شوند و هر كدام برای خود نیزه‌ای فراهم می‌كنند و تعدادی تخته خیس‌شده را به یك اندازه در صفوف حركت سواركاری قرار می‌دهند به صورتی كه هر سواركار بتواند با نیزه به آن تخته‌ها ضربه زده و آن‌ها را همراه خود ببرد و هر سواركاری كه بتواند تعداد بیشتری از تخته‌ها را جمع‌آوری كند، لقب بهترین سواركار را می‌گیرد و در طی این كار مردم و خصوصاً زنان با كل و گاله آن‌ها را مورد تشویق قرار می‌دهند. در ابتدا و قبل از شروع مسابقه هم سواركاران به حركات انفرادی پرداخته و هنر سواركاری خود را نمایش می‌دهند. در طول كار نوازنده دهل قطعه مخصوص نیزه‌بازی را می‌نوازد كه این كار بر زیبایی كار سواركاران می‌افزاید.

 

رقص‌های محلی, آیین های ازدواج

چوبازی یکی از آیین های نمایشی در ایل بختیاری می باشد.


4ـ چوبازی یا تركه بازی
برای چوب‌بازی دو چوب مختلف، نازك و ضخیم استفاده می‌شود. تركه ، چوب نازكی از جنس درخت انار، بید و توت كه آن را از شب قبل از شاخه جدا كرده و در آب می‌خیسانند تا دیرتر بشكند. درك چوب بلند و محكمی از چوب بلوط است كه برای دفاع و دفع یورش حمله‌كننده از آن استفاده می‌شود.


ابتدا نوازنده كرنا می‌نوازد، همة جوانان و علاقه‌مندان به شكل دایره‌ای به دور هم جمع می‌شوند و با هلهله و كف‌زدن مجلس را پر از شور می‌كنند و سپس دهل كرنا را همراهی می‌كند و با آمدن دو داوطلب كار شروع می‌شود. مهاجم تركه را در دست می‌گیرد و مدافع درك را در دست می‌گیرد. ابتدا هر دو در حالی كه چوب‌ها را بالای سر و گاهی روی شانه قرار داده به رقصی در درون دایره دست می‌زنند كه شبیه به مهمان رقص پا در دستمال‌بازی است.

 

با آغاز كار مهاجم با صدای هو  (كه به معنای حاضری) سعی در حمله و زدن قوزك پای مدافع را دارد و مدافع با صدای بیو  (به معنای آماده‌ام) سعی در دفاع دارد، كه این لحظه حمله و دفاع نقطه اوج رقص آن‌ها است و در هر صورت چه موفق شود یا نشود چوب‌ها را با هم عوض كرده و این با مهاجم مدافع و مدافع مهاجم می‌شود و این رقص نمایشی با نفرات جدید ادامه می‌یابد.

منبع:seemorgh.com


ویدیو مرتبط :
هان هه جین در مراسم ازدواج سونگ ایل گوک

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

مراسم ازدواج ترکمنها



 

مراسم ازدواج ترکمنها

 

ترکمنها پدرتبار هستند. آنها قبل از این قرن دارای خانواده های گسترده بسیار بزرگ با یک رییس خانواده (پدر) مقتدر و مستبد بوده اند. خانواده کوچکتر و هسته ای (زن و شوهری)، در قرن حاضر و به تدریج در میان آنها پا گرفته است.
در میان ترکمنها، فعالیتهای زن و مرد به طور جداگانه مشخص شده است. مردان کارهای کشاورزی و دامداری را انجام می‌دهند در حالی که زنان به کارهایی همچون برپا کردن و برچیدن (اُی) (آلاچیق ترکمنی)، تهیه آرد، چیدن و خشک کردن میوه، دوشیدن شیر گاو و گوسفند، قالی بافی، نمدمالی، تهیه لبنیات و تمیز کردن پشم می‌پردازند. گذشته از آن، زنان فعالیتهای دیگری همچون بزرگ کردن بچه، نگهداری کودک، آشپزی و شست و شو را انجام می‌دهند.
در جامعه ترکمن، زنان در طبقه پایینتر از مردان قرار می‌گیرند. زنان نمی‌توانند با مردان در یکجا و در یک محوطه باشند. زنان جوان باید از بزرگان خانواده اطاعت کنند و آنها همچنین باید همواره و حتی در میان زنان آهسته صحبت کنند.

ازدواج، بخصوص از جهت اقتصادی در میان ترکمنها اهمیت دارد. ترکمنها دارای اجداد مشترک در تمام رده ها هستند. یعنی در خانواده دارای یک جد مشترک (پدر) بوده، در طایفه نیز جد مشترکی دارند که فاصله اش بیشتر است همین طور تا سطح قبیله و کل جامعه ترکمن که «اُغوذخان» جد مشترک همه آنهاست، در نتیجه ترکمنها در هر رده با هم نزدیکی و قرابت داشته و دارای جد مشترک هستند.
بنابراین، در میان ترکمنها، ازدواج به مفهوم وصل کردن خانواده ها و دارای جد مشترک شدن، بی معنا است. زیرا همواره این مورد در بین آنها وجود دارد. ازدواج در بین ترکمنها از این جهت مهم است که باعث می‌شود یکی از افراد فعال اقتصادی یعنی زن، از خانواده دهنده زن یعنی خانواده (عروس) کم می‌شود و در مقابل یک عضو فعال به خانواده گیرنده زن (یعنی خانواده داماد) اضافه می‌شود. بنابراین خانواده ای که زن را می‌گیرد باید به خانواده ای که زن را می‌دهد شیربها بپردازد.
فاصله سنی در میان ترکمنها مسأله ای نیست. در گذشته مرد پنجاه ساله با دختر هشت، نه ساله و زن سی ساله با پسر پانزده ساله ازدواج می‌کرد. گاهی نیز ازدواج در سنین پایین برای دو طرف (زن و شوهر) اتفاق می‌افتاد. در حال حاضر سن ازدواج در میان ترکمنها بالا رفته است.
ترکمنها به ازدواج به عنوان یک رسم زندگی و یا چیزی طبیعی، مثل چیزهای دیگر نگاه می‌کنند. ازدواج و تولیدمثل به قدرت خانواده و طایفه می‌افزاید و رشد جمعیت را تسریع می‌کند.

در جامعه ترکمن معمولاً پدر برای پسرش زن پیدا می‌کند و قراردادهای مربوط به ازدواج را انجام می‌دهد. شیربها، نیز به وسیله پدر داماد به پدر عروس داده می‌شود. اگر داماد در هنگام ازدواج مستقل بوده یعنی بیوه باشد یا بخواهد زن دوم بگیرد، در این صورت خودش باید قراردادهای مربوط به ازدواج را انجام داده و شیربها را بپردازد. اگر پدر عروس فوت کرده باشد، شیربها به بزرگترین مرد خانواده پدر عروس که معمولاً بزرگترین برادرش است، داده می‌شود.
معیار انتخاب همسر در میان دهندگان و گیرندگان زن فرق می‌کند. خانواده زن ترجیح می‌دهند که دخترشان را به خویشاوند نزدیک و تقریبا هم سن، نه به غریب، حتی ازدواج نکرده، شوهر دهند. در حالی که برای خانواده داماد (گیرندگان زن)، عروس ازدواج نکرده، برای داماد ازدواج نکرده، سالم بودن عروس و فعال بودن او و بچه آوردن مهم است.

آداب و رسوم مربوط به ازدواج ترکمنها مفصل و طولانی است. نخستین مرحله ازدواج تعیین مخارج و شیربهاست. در میان ترکمنها تعیین کننده شیربها معمولاً وضعیت تأهل مرد است یعنی: مرد یا مجرد است یا بیوه و یا متأهل؛ هر یک از اینها می‌توانند یا با دختر ازدواج کنند یا با زن بیوه. مرد مجرد با دختر مجرد، 10 مال شیربها لازم دارد. مرد بیوه با دختر مجرد، 20 مال شیربها لازم دارد. علتش این است که اولاً دختر مجرد باید جایی رود که قبلاً زنی آنجا بوده و بعد مرده است. این مسأله برای دختر مجرد چندان خوش آیند نیست و معمولاً کسی که زنش می‌میرد سنش بالاست. از طرفی معمولاً چند تا بچه هم دارد، به همین دلیل خانواده دختر، دخترشان را با اکراه می‌دهند و اگر بخواهند این کار را انجام دهند مال بیشتری طلب می‌کنند. (یک گوسفند یا یک شتر را یک مال گویند، اما امروز جای مال را پول نقد گرفته اما سبتها حفظ شده است).
اگر دختر مجرد با مرد متأهل ازدواج کند 30 مال، شیربها لازم دارد. اگر زن، بیوه باشد پسرهای مجرد با او ازدواج نمی‌کنند مگر اینکه زن شوهر مرده، زن برادر مرد باشد که به عقد وی (یعنی برادر کوچکتر) در آید.
چون پسرهای مجرد با زنان بیوه ازدواج نمی‌کنند این زنهای بیوه الزاما یا با مرد متأهل ازدواج می‌کنند یا با مرد بیوه که در این صورت میزان شیربهای زنان بیوه بالاست؛ یعنی بیشتر از مقداری است که اگر زن بیوه با برادرشوهر مرده خود ازدواج می‌کند. شیربهای زنهای دوم تا چهارم نیز معمولاً بیشتر از زن اول است. شیربها به اضافه مخارج عروسی باید به وسیله داماد (معمولاً پدر داماد) پرداخت شود. شیربها برای دختر و پسری که برای نخستین بار ازدواج می‌کنند 10 مال است.
جشن ازدواج معمولاً در هفته های آخر پاییز یعنی وقتی که چیدن پنبه آغاز می‌شود، انجام می‌گیرد. البته لازم به تذکر است که این امر، امروزه مصداق کاملی ندارد و ترکمنها هر وقت که صلاح بدانند ازدواج می‌کنند.

سه یا چهار زن از خویشاوندان داماد مقداری نان را در سفره ای گذاشته و به خانه پدر عروس می‌روند. پس از سلام و احوالپرسی و خوردن چند استکان چای، یکی از زنان سفره را باز می‌کند و نان را میان افرادی که حاضرند تقسیم می‌کند. در آن زمان پدر عروس نیز گوسفندی را قربانی کرده و با گوشت آن غذایی به نام «باترمه» درست کرده و از مهمانان و نیز چند تن از همسایگان پذیرایی می‌کند. پدر عروس با انجام این عمل موافقت خود را با عروسی اعلام می‌دارد.
روز بعد، پدر داماد چند تن از ریش سفیدان طایفه خود را برای نهار یا شام دعوت می‌کند. او در باره عروسی پسرش با آنها به صحبت و مشورت می‌نشیند. آنها به او تبریک گفته و هزینه عروسی و شیربها را برآورد می‌کنند. اگر پدر داماد به آن میزان پول نداشته باشد، ریش سفیدان هر کدام طبق وضعیت مالی خود مقداری پول به او می‌دهند. فردای آن روز چند نفر از افراد خانواده داماد به نزدیکترین شهر رفته و لوازم مورد نیاز عروسی را فراهم می‌کنند.

دعوت شدگان یک روز قبل از عروسی آمده و در منزل پدر داماد یا خویشان خود اقامت می‌کنند. روز بعد، این جماعت همراه با چند نفر ریش سفید طایفه داماد برای آوردن عروس به خانه پدر عروس می‌روند. در گذشته عروس را با شتر می‌آوردند اما این روزها با ماشین به خانه داماد می‌رود.
وقتی مردم به منزل پدر عروس می‌رسند همه آنها به جز مادر و بزرگترین خواهر داماد، از ماشین پیاده شده و قدم به منزل پدر عروس می‌گذارند. گروهی از زنان فامیل عروس به آنها خوش آمد می‌گویند و هر زن خویشاوند عروس، پای یک زن خویشاوند داماد را گرفته و سعی می‌کند او را به زمین بزند.
پس از آن همه آنها به منزل پدر عروس وارد شده و به اتاقها یا «اُی»هایی که برای این کار در نظر گرفته شده است می‌روند. مردان و زنان به اتاقها یا «اُی»های جداگانه می‌روند و با چای و غذا پذیرایی می‌شوند. عروس را با ندیمه هایش به اتاق یا «اُی» خویشاوندانش می‌برند.
پس از صرف غذا و چای یکی از مردان خویشاوند داماد می‌گوید: «ما حالا غذا خوردیم، بنابراین وقت رفتن است».

یکی از ریش سفیدان طایفه عروس در جواب می‌گوید: «خوب ... خداحافظ ... اما چیزی را که آورده اید بدهید.» پیرترین ریش سفید طایفه داماد شیربها را می‌آورد و در یک دستمال قرار می‌دهد و به ریش سفید طایفه عروس می‌دهد. او نخست پول را می‌شمارد و مقدار کمی‌ از آن را در همان دستمال گذاشته و به ریش سفید طایفه داماد پس می‌دهد. پس از آن آخوند یا یکی از ملاها سوره ای از قرآن مجید را قرائت می‌کند و بعد همه از اتاق خارج می‌شوند.
ریش سفید طایفه داماد به زنان طایفه داماد می‌گوید: «ما اجازه گرفتیم ... شما می‌توانید عروستان را به خانه ببرید.» این زنها که بیشتر زن برادر یا زن دایی و یا زن عموی داماد هستند پس از شنیدن این کلمات به اتاق یا «اُی» عروس و ندیمه هایش می‌روند و در مقابل ندیمه های عروس می‌نشینند. اگر عروس، زن اول داماد نباشد، نخست باید مقداری پول به ندیمه ها داده شود تا اجازه رفتن به اتاق را بدهند. وقتی آنها وارد اتاق شدند عروس در میان زنان دو خانواده می‌نشیند. در این موقع یکی از زنان خانواده داماد یک چادرشب قرمز بر روی عروس می‌اندازد تا با آن عروس را بپوشاند اما یکی از ندیمه های عروس (تعداد این ندیمه ها گاهی به 30 نفر رسیده است) آن را به طرف او پرت می‌کند. این کار سه بار تکرار می‌شود. در بار سوم، زن چادرشب را با ترشرویی مصنوعی روی سر عروس انداخته و به سختی او را در آغوش گرفته و سعی می‌کند او را از اتاق بیرون ببرد. در این هنگام زنان خانواده عروس با او نزاع می‌کنند و زنان دیگر خانواده داماد هم وارد نزاع می‌شوند. در این حال چند نفر از زنان خانواده داماد از فرصت استفاده کرده عروس را به بیرون اتاق می‌برند. پس از این اتفاق، نزاع ساختگی پایان می‌گیرد.
بعد از اینکه عروس را از اتاق بیرون آوردند، مردان و زنان طایفه عروس، او را دور کرده و به طرف ماشین می‌برند.
عروس همراه با چند نفر از ندیمه هایش سوار ماشین می‌شود. جهیزیه عروس را نیز در ماشین می‌گذارند. وقتی ماشین شروع به رفتن می‌کند، خویشاوندان عروس به طرف آن سنگ و کلوخ پرتاب می‌کنند.

وقتی عروس به منزل داماد می‌رسد آنجا بسیار شلوغ می‌شود. زنان خانواده داماد، برنج و «باترمه» می‌پزند و تمام بزرگسالان، جوانان، بچه ها و دیگر زنان، منتظر آمدن عروس هستند. زنان معمولاً لباس نو پوشیده و با خود نوعی شیرینی به نام «قِتلمه» می‌آورند. «قتلمه» را در سفره ای گذاشته و به عنوان هدیه به مادر داماد می‌دهند. مادر داماد نیز در عوض برای آنها روسری، پارچه یا چیز دیگر می‌فرستد.
وقتی ماشین عروس به منزل داماد می‌رسد، عروس و دیگران از ماشین پیاده می‌شوند. پدر داماد به آنها خوش آمد می‌گوید. مادر داماد مقدار کمی‌ آرد گندم به عنوان نشانه خوشبختی و برکت روی سر عروس می‌ریزد، تمام خویشاوندان داماد، میوه، خشکبار و سکه های پول از کنار داماد به داخل جمعیت می‌ریزند که به وسیله مردان، جوانان و بچه ها جمع آوری می‌شود.
عروس و ندیمه های او به یک اتاق یا «اُی» که متعلق به نزدیکترین خویشاوند داماد است برده می‌شوند. چند نفر از زنان جوان خانواده داماد از قبل در اتاق بوده و در را بسته اند. برای اینکه در را باز کنند یکی از ندیمه های عروس مقداری پول در دستمال گذاشته و از سوراخ در به آنها می‌دهد و می‌گوید: «برای شماست».
زنان جوان پس از گرفتن پول در را باز کرده و بیرون می‌روند. در این هنگام عروس خیلی خسته است. ندیمه ها، عروس را در اتاق می‌نشانند. اتاق با آمدن زنان و دختران خویشاوند داماد شلوغ می‌شود.

ریش سفیدان، ملاها و سایر مهمانان مرد در اتاق دیگری می‌نشینند و غذا می‌خورند، پس از آن برای عروس و داماد غذای مخصوص می‌آورند. این غذا از گوشت گوسفند درست شده که قبل از آن به دو بخش تقسیم شده است؛ یک بخش را به عروس و بخش دیگر را به داماد می‌دهند.
پس از صرف این غذا چهار نفر از طلبه های آخوند نزد داماد رفته و به او گوشزد می‌کنند تا وکیل خود را برای انجام مراسم مذهبی ازدواج معرفی کند. آنها از نزد داماد برگشته و وکیل او را معرفی می‌کنند و وکیل نیز به عنوان موافقت، سر خود را تکان می‌دهد. پس از آن به اتاق عروس رفته و از او نیز می‌خواهند تا وکیل خود را معرفی کند. آنها از نزد عروس به اتاق برگشته و وکیل عروس را نیز معرفی می‌کنند و وکیل نیز سر خود را به نشانه موافقت تکان می‌دهد. در این زمان آخوند هر دو وکیل را احضار کرده و نخست از وکیل عروس می‌پرسد: «شما اینجا چکار دارید؟»
او در حالی که به وکیل داماد اشاره می‌کند می‌گوید: «من طلبی از این شخص دارم که باید همین حالا پس بگیرم.»
در این موقع وکیل داماد با حالتی عصبی می‌پرسد: «من چگونه بدهکار شما شده ام؟»
سپس یک دعوای ساختگی بین آنها آغاز می‌شود. سرانجام آخوند آنها را نصیحت کرده و یک شیرینی را به دو قسمت تقسیم کرده و هر قسمت را به یکی از آنها می‌دهد و دعوای ساختگی تمام می‌شود. پس از آن آخوند صیغه عقد را جاری می‌کند. در این هنگام چند زن به نشانه بریدن نفرین دشمنان این ازدواج، قیچی را باز و بسته کرده و به هم می‌زنند.

بعد از جاری شدن صیغه عقد به وسیله آخوند، شیرینی یا گاهی شربت به تمام افرادی که در آنجا هستند داده می‌شود. پس از آن همگی ازدواج را تبریک گفته و برای مراسم «سمچک» می‌روند.
«سمچک»، رسمی‌ است که در آن هر مردی از خانواده یا طایفه داماد که می‌خواهد دوستی و شادی خود را نشان دهد، بالای پشت بام رفته و یک نشانه (معمولاً جعبه کوچک یا چوب) را نشان داده و مبلغی پول را اعلام می‌کند. سپس آن را به طرف جمعیت پرت می‌کند. کسی که آن را بگیرد و به او پس بدهد مقدار پول اعلام شده را خواهد گرفت. در این مراسم، زنان فقط نظاره گرند.
پس از این مراسم، داماد با راهنمایی چند تن از زنان خویشاوندش به اتاق عروس می‌رود. یکی از زنان، انگشت کوچک عروس و داماد را روی هم قرار داده و از داماد می‌خواهد که هرگز به عروس نان جو ندهد، لباس بد نپوشاند و اجازه ندهد که دیگران به او زخم بزنند. به این مراسم «الّشدرمه» می‌گویند.
پس از آن، داماد از اتاق بیرون آمده و دوستان وی او را به اتاق دیگر می‌برند. او در آنجا چند استکان چای خورده و سپس به اتاق عروس برمی‌گردد.
شب هنگام، داماد و عروس و دو تن از ندیمه هایش در اتاق باقی می‌مانند. معمولاً پرده ای در اتاق هست که اتاق را به دو بخش تقسیم می‌کند. عروس و داماد به بخش دیگر اتاق در پشت پرده می‌روند.
در هنگام شب، آوازخوانی ترکمنی نیز وجود دارد که معمولاً در یک چادر بزرگ انجام می‌شود و تا نیمه شب ادامه دارد.

داماد، عروس و ندیمه هایش در روز بعد به خانه داماد می‌روند. آنها پرده را نیز با خود می‌برند و یک شب را نیز در آنجا می‌مانند (پرده ای که اتاق را به دو بخش تقسیم می‌کرد). پس از آن پدر و مادر و چند تن از خویشاوندان داماد، عروس را به خانه پدرش برمی‌گردانند. عروس یک یا دو سال در منزل پدرش می‌ماند و برای زندگی آینده اش قالی بافته و نمد درست می‌کند و معمولاً داماد در این مدت نمی‌تواند عروس را ببیند. همچنین او نباید به طرف منزل پدر عروس برود مگر آنکه عروس، زن اول او نباشد. پس از تمام شدن این مدت، خانواده عروس او را به خانه داماد برمی‌گردانند. او به مدت 20 ـ 15 روز در آنجا می‌ماند و دوباره آنها او را به خانه پدرش برمی‌گردانند. این بار عروس پس از 11 ـ 10 ماه برمی‌گردد و در این مدت داماد می‌تواند پیش او برود و او را ببیند.
ممکن است عروس نخستین فرزندش را در این مدت در خانه پدرش به دنیا بیاورد. پس از این زمان، والدین داماد به خانه والدین عروس رفته و عروسشان را برای مدتی که گاه به چندین سال می‌رسد به خانه خود می‌آورند. در این مدت منزل جدید داماد یا «اُی» او نیز آماده شده و آنها زندگی جدیدی را در آنجا شروع خواهند کرد.
لازم به ذکر است که آداب یاد شده در میان ترکمنهای کنونی ایران از بین رفته است بخصوص در میان «گوکلانها» که قبل از دیگر گروههای ترکمن به یکجانشینی پرداخته اند و در نتیجه با شهرهای اطراف در ارتباط بوده و تغییرات فرهنگی را زودتر پذیرفته اند.
چنین است در مورد گروههای دیگر ترکمن یعنی «یموتها» و «تکه ها». و در حال حاضر کمتر خانواده‌ای را می‌توان یافت که فاصله ازدواج تا همخانه شدن آنها به بیش از یک سال برسد.

منبع: hawzah.net