کودکان


2 دقیقه پیش

با بطری نوشابه برای پسر کوچولو هواپیما بسازید

به جای خریدن اسباب بازی های گران قیمت ، می توانید با استفاده از ابزاری که در خانه در اختیار دارید اسباب بازی هایی با کمک فرزندان خود بسازید که هم در هزینه ها صرفه جویی می ...
2 دقیقه پیش

از رایحه درمانی نوزادان بیشتر بدانید

آیا شما می خواهید برای مراقبت از نوزاد خود، یک رویکرد جامع تری را انتخاب کنید؟ آیا شما به عنوان یک پدر و مادر به دنبال درمان های طبیعی برای بچه های کوچک خود هستید؟ آیا می ...

مقابله با کوچولوی سلطه گر


در گذشته سیستم خانواده ها براساس پدرسالاری بوده و نه فرزندسالاری، اما در جامعه فعلی شرایط تغییر کرده است. براساس تحقیقی که در دانشگاه شهید بهشتی انجام شده در 70 درصد خانواده ها فرزندسالاری حاکم است.

ماهنامه پیام یاقوت - اسماعیل خوش نظر*: با چه روش هایی باید با فرزندسالاری مقابله کنیم و روش هایی که برای برخورد با این طرز رفتار در اطفال در پیش بگیریم کدامند؟ توصیه روان شناسان در این زمینه چیست؟ روش های اصولی برای برطرف کردن این نوع رفتارها کدامند؟

خانواده هایی که بیش از حد انتظارات فرزند خود را برآورده می کنند، به او اعتماد به نفس کاذب می دهند.

در گذشته سیستم خانواده ها براساس پدرسالاری بوده و نه فرزندسالاری، اما در جامعه فعلی شرایط تغییر کرده است. براساس تحقیقی که در دانشگاه شهید بهشتی انجام شده در 70 درصد خانواده ها فرزندسالاری حاکم است.

فرزندسالاری ممنوع!

تعریف فرزندسالاری

وقتی امور کلی خانواده و نیازهای آن و به صورت کلی محور خانواده روی فرزندان باشد، به این خانواده فرزندسالار می گوییم، اما تاثیر پدر یا مادر یکی از دلایلی است که باعث به وجود آمدن فرزندسالاری در خانواده می شود. دلیل این است که برخی نیازهای مادر یا پدری که در سیستم مادر سالارانه یا پدرسالارانه بزرگ می شوند، سرکوب شده و برای اینکه فرزندان آنها تجربه مشابه شان را نداشته باشند فرزندسالاری در سیستم خانواده به وجود می آید.

در چنین خانواده ای والدین نیازهای خود را سرکوب می کنند و اینجاست که خانواده به سوی مدرن شدن پیش می رود اما دلیل مهم دیگری که پشت فرزندسالاری وجود دارد، نگرانی والدین از آینده کودک است. درواقع، خانواده ها برای کم کردن نگرانی ها تمام تلاش خود را برای برآورده کردن اهداف فرزندشان انجام می دهند و در این راه حتی از خود و نیازهایشان نیز می گذرند.

صمیمیت زیاد ممنوع!

درست است که خانواده باید با فرزندشان صمیمی باشند اما این صمیمیت نباید به اندازه ای باشد که اقتدار پدرانه یا مادرانه زیر سوال برود و کودک احترام والدین را نگه ندارد. درواقع، صمیمیت زیاد باعث از بین رفتن مرز بین آنها می شود و در این بین کودکان از والدین خود انتظارات زیادی دارند. در خانواده هایی که والدین با اقدام به مثلث سازی از کودک به عنوان ابزاری در بحث ها و اختلافات شان استفاده می کنند تا حمایت او را به سمت خود جلب کنند نیز فضای فرزندسالاری شکل می گیرد.

فرزندسالاری ممنوع!

در این محیط ها کودک به خوبی رشد نمی کند و به تدریج به یکی از والدین گرایش پیدا می کند، اما در نتیجه این مثلث سازی کودک انتظارات زیادی از والدین خود خواهد داشت که از عوامل تاثیرگذار در فرزندسالاری است. می توان گفت اگر نوع ارتباطی که والدین با یکدیگر دارند و به دنبال آن انتظاراتی که از یکدیگر دارند درست و منطقی باشد، فرزندسالاری کمتر اتفاق می افتد.

والدین باید به صورت منطقی و بجا نیازهای کودک را برآورده کنند. در غیر این صورت باعث بالارفتن سطح انتظارات فرزندشان خواهند شد.

رقابت طلبی کودکان بیشتر شده است

اگر خاطرتان باشد در زمان های گذشته میزان همبستگی و نزدیکی بین کودکان بیشتر بود. برای مثال بچه ها از یک پاک کن یا مداد مشترک استفاده می کردند و اگر فرضا کسی مداد نداشت بچه های دیگر به او قرض می دادند.

درواقع، فضای هماهنگ و همسطح بین کودکان باعث می شد آنها نزدیکی بیشتری با یکدیگر احساس کنند، اما امروزه در رقابت طلبی بین افراد و حتی بین کودکان بیشتر مشاهده شده و کودکان برای اینکه بتوانند با دوستان و همسالان خود رقابت کننده داشته های خود را به آنها عرضه می کنند زیرا در چنین سیستمی اگر داشته های یکی از بچه ها کمتر از دیگری باشد باعث تمسخر و تحقیر بچه های دیگر می شود و کودک برای این که بتواند در چنین محیطی دوام بیاورد خانواده اش را برای برطرف کردن نیازهایش تحت فشار قرار می دهد.

فرزندسالاری ممنوع!

اما خانواده ها در مقابل بروز چنین شرایطی برخلاف میل باطنی خود نیازهای کودک را برطرف می کنند زیرا دوست ندارند فرزندشان فشار و تحقیر همسالان را تجربه کند که دلیل این اتفاق همان طور که قبلا هم به آن اشاره کرده ایم سرکوب شدن نیازهایی است که والدین در دوران کودکی خود داشته اند و نمی خواهند چنین اتفاق مشابهی برای فرزندشان تکرار شود.

آسیب های فرزندسالاری

اولین آسیبی که فرزندسالاری ایجاد می کند در درجه اول متوجه والدین است. هر چقدر سطح انتظارات کودک از والدین بیشتر باشد باعث فشار بیشتری روی والدین می شود و این فشارها نه تنها از لحاظ روانی بلکه از نظر جسمی نیز آثار نامطلوبی را بر جای می گذارد و این شرایط به تدریج باعث ایجاد فاصله بین کودک و والدین می شود.

اما آسیب بسیار جدی ای که فرزندسالاری به دنبال دارد شکل گیری اعتماد به نفس کاذب در کودک است. از آنجا که والدین تمام خواسته ها و نیازهای کودک را برآورده می کنند او به یک حس رضایت خواهد رسید، اما اگر او در محیطی قرار بگیرد که خواسته و نیازش در آنجا برآورده نشود 2 حالت سراغ او می آید؛ مورد اول خشم و مورد دوم ناتوانی و احساس ضعف نسبت به توانایی های خود.

خودشیفتگی در کودکان

فرزندسالاری همان طور که باعث خودشیفتگی و اعتماد به نفس کاذب در کودکان می شود، از طرفی باعث ایجاد حس ناتوانی نیز می شود، اما این نکته را هم باید اضافه کرد که خودشیفتگی نیز نشانه نبود اعتماد به نفس است. درواقع، از لحاظ روان شناسی واکنش وارونه خودش را نشان می دهد یعنی کسانی که شخصیت خودشیفته و اعتماد به نفس کاذب دارند به نوعی از نبود اعتماد به نفس رنج می برند. رفتار کودکان در این موقعیت متناقض است یعنی در ظاهر شخصیتی خودشیفته دارند اما از درون بدون اعتماد به نفس هستند.

فرزندسالاری ممنوع!

راهکار چیست؟

اولین نکته ای که والدین باید به آن توجه کنند ایجاد رابطه صمیمی اما در عین حال مقتدر با فرزندان است. اگر والدین بتوانند جذابیت و اقتدار خود را حفظ کنند و رابطه ای صمیمی با فرزندان داشته باشند می توانند نقش زیادی در بالا رفتن اعتماد به نفس کودکان در رویارویی با شرایط و موقعیت های مختلف پیرامونش داشته باشند. والدین باید با فرزندان صداقت داشته باشند یعنی اگر در شرایطی نتوانند خواسته فرزندشان را برآورده کنند بهتر است روراست باشند و خود را دچار تنش و فشار نکنند.

نکته مهم دیگری که والدین باید به آن توجه کنند بررسی وضعیت اعتماد به نفس کودک است. تعامل والدین با فرزندان و شرایط بیرونی که کودک در آن قرار دارد تاثیر زیادی در اعتماد به نفس کودک دارد. کودکانی که دارای اعتماد به نفس بالا هستند کمتر والدین خود را برای ارضای خواسته هایشان در فشار قرار می دهند و انطباق و سازگاری بیشتری با محیط دارند و مهم تر از همه به رقابت با دیگران نمی پردازند.

خانواده ای ایده آل است که نه فضای فرزندسالاری در آن باشد و نه پدرسالاری یا مادرسالاری بلکه در یک خانواده سالم تمام اعضای خانواده با یکدیگر تعامل دارند و اگر انتقاد و اعتراضی از یکدیگر داشته باشند آن را ابراز می کنند. رد سایه صمیمیت و اقتدار والدین با بچه هاست که اعتماد به نفس در آنها تقویت می شود و خانواده میل به سوی فرزندسالاری، پدرسالاری یا مادرسالاری نخواهد داشت.

* کارشناس روان شناسی


ویدیو مرتبط :
سیر تخریبی الگوی سلطه گر

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

راههای مقابله بااضطراب



اضطرابحتي براي موفق‌ترين آدمها هم پيش آمده كه دچار اضطراب شوند و براي يكبار هم كه شده دست‌هاي لرزان و عرق كرده را تجربه كنند.اين موضوع كاملاً طبيعي است. شايد شما هم اولين باري كه چنين حسي را تجربه كرديد وقتي بوده كه روي صحنه آمفي‌تئاتر مدرسه براي سرود خواندن حضور پيدا كرده بوديد.وقتي پرده‌ها بالا مي‌رفت، نفستان تنگ مي‌شد، قلبتان به شماره مي‌افتاد و دست و پايتان مي‌لرزيد، اما به‌هرحال مجبور بوديد كه وظيفه خود را به انجام برسانيد.

حتي در دنياي آدم بزرگ‌ها و حتي براي افرادي كه دنياي اعتماد به نفس هستند، باز هم صحبت كردن در يك جمع رسمي مترادف است با عرق سرد و دستان لرزان.

اين نوع استرس، سياستمدار، هنرمند، ورزشكار و موسيقي دان نمي‌شناسد، همه برايش يكي هستند و همه محكوم به تحمل اين شرايط هستند، اما زياد هم نگران نباشيد، روش‌هايي براي كاهش اين نوع استرس وجود دارد.

كاملاً آماده و مسلح وارد ميدان شويد. روز قبل از سخنراني خودتان را به عنوان يك مستمع فرض كنيد و مطالبي كه آماده كرده‌ايد را براي خودتان كنفرانس دهيد. براي هر يك دقيقه از زمان سخنراني، پنج دقيقه وقت بگذاريد.

متن صحبت‌هايتان را با صداي بلند بخوانيد و كاملاً به لحن صدايتان توجه كنيد، اما تصور نكنيد اين روش استرس شما را كاملاً از بين مي‌برد. نه. حتي وقتي كه به نظر مي‌آيد كاملاً براي حضور در جمع آماده هستيد، باز هم ممكن است احساس ترس و اضطراب اعصابتان را به بازي بگيرد.

اگر فكر مي‌كنيد به‌خاطر تمرين بي‌عيب و نقصي كه ديروز داشتيد حالا هم بايد مثل يك قهرمان قوي و با صلابت باشيد، بايد بگوييم كه اشتباه مي‌كنيد. حقيقت اين است كه احساس گيجي و عدم تمركزي كه در لحظات اوليه سخنراني حس مي‌كنيد بخاطر عدم توانايي شما در كنترل استرس است. حتي ماهرترين سخنرانان هم بعضي مواقع نمي توانند از دست استرس قصر در بروند.

هميشه چند دقيقه قبل از سخنراني وحشتناك‌ترين حال را داريد، حجم بالاي اضطراب، تپش‌هاي آزاردهنده قلب و ترس از بروز اتفاقات كوچك و بزرگ. در چنين مواقعي حتماً نگران يك سري مسائل مشابه هستيد.

مي‌ترسيد نكند از شدت اضطراب مغزتان هنگ كند و از كار بيفتد، مي‌ترسيد نكند ديگران متوجه لرزش دستان‌تان شوند، مي‌ترسيد نكند دست پاچه شده و كار خجالت‌آوري انجام دهيد يا حرف احمقانه‌اي بزنيد كه خودتان متوجه نشويد، يا اينكه مي‌ترسيد نكند وسط كار، ديگر قدرت ادامه سخنراني را نداشته باشيد.

در اينجا چند روش براي مقابله با اضطراب‌هاي اينچنيني به شما معرفي مي‌كنيم:

هميشه به اين نكته توجه داشته باشيد كه آگاهي از وجود ترس‌هاي دروني كمك بزرگي براي شماست. گاهي مواقع قبول اين موضوع كه مضطرب هستيد و كنار آمدن با اين قضيه به كاهش اضطراب كمك مي‌كند.

تصوير ذهني شما از اينكه در هنگام سخنراني خرابكاري كنيد چيست؟ تصور مي‌كنيد مردم عصباني مي‌شوند و گوجه فرنگي به طرفتان پرتاب مي‌كنند ؟ اگر اينقدر از خودتان نااميد هستيد واقعاً بهتر است در كل ذهنيات خود تجديد نظر كنيد. تصورات منفي را با ذهنيات مثبت جايگزين كنيد. تصوير يك سخنراني بي عيب و نقص را در ذهنتان مرور كنيد كه در آخر مورد تشويق حضار قرار مي‌گيريد.

يك راه براي مقابله با استرس مبالغه كردن در علائم و نشانه‌هاي استرس است. اگر دستتان مي‌لرزد و كف دستتان عرق كرده، سعي نكنيد اين علائم را پنهان كنيد. اجازه دهيد دستانتان هر چقدر دوست دارند و بدون رودربايستي بلرزند و عرق كنند.

حتي به آنها كمك كنيد تا بيشتر اين علائم را بروز دهند. كمي بعد متوجه مي‌شويد كه همه چيز به حالت عادي برگشته و هيچ نشانه‌اي از اضطراب در وجود شما نيست. يادتان باشد اگر شما توانايي افزايش علائم اضطراب را داشته باشيد، مسلماً توانايي كنترل آنها را نيز خواهيد داشت.

يك روش موثر ديگر اين است كه قبل از شروع سخنراني زودتر در محل حاضر شويد. با اينكار با حضار آشنا مي‌شويد و شايد چهره آشنايي در اين ميان پيدا كنيد. وقتي سخنان خود را شروع كرديد، روي صورت يك فرد تمركز كنيد و هنگام سخن گفتن در چشمان او خيره شويد در اين صورت تاثير كلام شما افزايش مي‌يابد.

پس از چند ثانيه به صورت فرد ديگري نگاه كنيد و همين ارتباط را با او برقرار نماييد. ارتباط با حضار باعث احساس راحتي بيشتري در شما مي‌شود. اگر تمايل داشتيد حين صحبت كردن از حركت دست خود بطور معقولي استفاده كنيد.

با اينكار نه تنها توجه حضار را جلب كرده و آنها را به شنيدن سخنان خود تحريك مي‌كنيد، بلكه به اضطراب و تنش‌هاي دروني خود اجازه ي بروز و ظهور داده‌ايد. همچنين براي كاهش اضطراب نفس‌هاي عميق بكشيد و ريتم تنفس خود را آرام و يكنواخت كنيد.