نمایش برچسب :

مريض

چگونه به کودک بیاموزیم خود را سرگرم کند؟


چگونه به کودک بیاموزیم خود را سرگرم کند؟    بچه‌ها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالي فشار رواني را تجربه مي‏كنند. برخي کودکان مجبورند با مشکلاتي چون کشمکش‌هاي خانوادگي، طلاق، تغييرات دائمي مدرسه، همسايه‌ها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههاي هم‌سال و بعضي وقت‌ها حتي با خشونت در خانواده يا جامعه‌شان دست و پنجه نرم کنند. بيشتر والدين كودكان نوپا آرزو مي كنند كه كودكشان بتواند تنهايي خودش را سرگرم كند. اين خواسته ...

دختر کوچک و آقاي دکتر


دختر کوچک و آقاي دکتر      در مطب دکتر به شدت به صدا درامد . دکتر گفت: در را شکستي ! بيا تو در باز شد و دختر کوچولوي نه ساله اي که خيلي پريشان بود ، به طرف دکتر دويد : آقاي دکتر ! مادرم ! و در حالي که نفس نفس ميزد ادامه داد : التماس ميکنم با من بياييد ! مادرم خيلي مريض است . دکتر گفت : بايد مادرت را اينجا بياوري ، من براي ويزيت به خانه کسي نميروم . دختر گفت : ولي دکتر ، من نميتوانم. اگر شما نياييد او ميميرد ! و اشک از چشمانش ...

ذکر و دعا جهت شفا یافتن مریض


ذکر و  دعا جهت  شفا یافتن مریض    این دعا را دائم بخواند :   بسم الله الرحمن الرحیم یا منزل الشفا و یذهب الداء صل علی محمد و اله و انزل علی وجهی الشفاء »»   دعای دیگر به جهت شفا یافتن از بیماری   «« مریض مکرر بگوید : بسم الله الرحمن الرحیم یا هو یا من هو یا من لیس الا هو صل علی محمد و آل محمد        

جالب و خواندنی از باورهای عامیانه مردم!


جالب و خواندنی از باورهای عامیانه مردم!    1- اگر هنگام انجام کاری عطسه بیاید با گفتن اینکه خدا مصلحت ندانسته از انجام کار پرهیز میکنند و از نیمه راه رفته بر می‌گردند. اگر عطسه دو بار بیاید، حمـل برشتــاب می‌کنند و بر سرعت انجـــام کـار می‌‌افزایند.   2- خارش کـف پا را حمل بر در پیش بودن سفــر و خاریدن کف دست را به رسیدن مـال و منال تعبیر می‌کنند.   3- اگر هنگام درآوردن کفش از پا، یک لنگه آن به روی لنگه دیگر افتد و یا اگر بدون ...
ویدیو مرتبط

ریشه ضرب المثل ناخوش خر خورده


ریشه ضرب المثل ناخوش خر خوردهداستان ضرب المثل ناخوش خر خورده   یك حكیمی بود كه پسرش از آب و گل درآمده بود و درسی خوانده بود و جناب حكیم‌باشی برای اینكه فوت و فن طبابت را به او یاد بدهد او را همراه خودش به عیادت مریض‌هایش می‌برد. یك روز كه جناب حكیم‌باشی بالای سر یكی از بیمارها رفت پسرش دید حال مریض از طبابت بابا بدتر شده و تب او بالا رفته و بستگان مریض هم خیلی پریشان هستند اما بابا خودش را از تنگ و تا ننداخته و مشغول ...