نمایش برچسب :

داستان بلند

سرقت از کشتی


سرقت از کشتیخلاصه داستان در يككشتي مبلغ 300 هزار دلار مورد سرقت قرار مي گيرد. اين مبلغ از طرف يك شركت كشتيراني امريكايي به اين كشتي سپرده شده بود تا در يكي از بنادر امريكاي لاتين تحويل شود. هاگن، مامور امنيتي، براي بررسي اين قضيه به اسكله مي رود و وارد كشتي مي شود. هاگن در گفتگو با ناخدا دوم هارپر و حسابدار كشتي، فينلي، درمي يابد كه سارق با قايق موتوري وارد كشتي شده و در حالي كه چاقويي در دست داشته و ...

داستان طنز» حکایت عمه خانــــــوم


داستان طنز» حکایت عمه خانــــــوم      با باز شدن در ساختمان شرکت، نوشین که گوشه سالن پشت میز نشسته بود و مشغول تایپ نامه‌ای بود، از گوشه چشم نگاه مختصری به سمت در انداخت و دوباره به کار خود ادامه داد. اما ناگهان مثل جن گرفته‌ها از جا پرید و به سمت زن میانسالی که در آستانه در ایستاده بود با آشفتگی گفت: عمه‌جان! شما اینجا چه کار می‌کنین؟ عمه‌جان که مانتوی بلند و گشاد بر تن داشت و روسری کوچکی را زیر گلویش گره زده بود، ...

روی یخ گرد و خاک بلند نکن


روی یخ گرد و خاک بلند نکن      وقتی کسی بی خود و بی ‌جهت بهانه بگیرد این مثل را می ‌گویند . روز های آخر زمستان بود و هنوز کوه ‌‌ها برف داشت و یخبندان بود ، چوپانی بز لاغر و لنگی را که نمی‌ توانست از کوره ‌راه‌ های یخ بسته کوه بگذرد در سر " چفت " ( آغل ) گذاشت تا حیوان در همان اطراف چفت و خانه بچرد . عصر که می‌ شد و چوپان گله را از صحرا و کوه می ‌آورد این بز هم می ‌رفت توی رمه و قاطی آنها می‌ شد و شب را در " چفت " می ‌خوابید ...

بهترین تخیلی‌نویسان جهان معرفی شدند


بهترین تخیلی‌نویسان جهان معرفی شدند  فهرست نامزدهای شایسته دریافت جایزه نابلا در بخش‌های رمان، داستان، داستان کوتاه، مجموعه داستان، داستان‌های دراماتیک و اولین اثر ادبی یک نویسنده معرفی شد. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از لس‌آنجس تایمز، هئیت داوران این جایزه امسال در بخش‌های مختلف جایزه «نابلا» از 6 اثر و 6 نویسنده به عنوان شایسته‌ترین آثار و افراد برای دریافت جایزه نهایی نام برده است. این هئیت در بخش نامزدهای جایزه ...

برای کودکان با صدای بلند کتاب بخوانیم!


برای کودکان با صدای بلند کتاب بخوانیم!    مطالعات جدید دانشمندان نشان می دهد تا جایی که می توانید برای کودکان با صدای بلند کتاب بخوانید این کار به کودکان کمک می کند تا قدرت ذهنی و خلاقیت آنها پرورش یابد.به گزارش دیلی میل کودکان علاقه دارند تا قصه ها را هیجانی تر بشنوند تا راحت تر قصه ها را حل و فصل کنند این کار سبب به وجود آمدن نوعی آرامش در کودکان می شود.گفتنی است: کتاب خواندن با صدای بلند علاوه بر اینکه کودکان را به مطالعه ...

فواره چون بلند شود سرنگون شود


فواره چون بلند شود سرنگون شودفواره چون بلند شود سرنگون شود نیم بیتی بالا که به صورت ضرب المثل در آمده است در موردی به کار می رود که آدمی از حدود مقتدر و مشخص تجاوز نماید و دست به کاری زند که فوق قدرت و توانایی و بلکه شأن و شخصیت او باشد.   ساده تر آنکه شخص از گلیم خود پا را فراتر نهد و از محدوده خود به محیطی بر تر و بالاتر پرواز نماید . بدیهی است نقاد روزگار هر کس را در صف خود جای می دهد سهل است بلکه گاهی شتاب سقوط و اعاده ...

داستان سریال خواب بلند + تصاویر


داستان سریال خواب بلند + تصاویرسریال خواب بلند در شش قسمت 45 دقیقه ای در گروه سریال های تلویزیونی سیمافیلم تولید شده است و از شبکه ی سوم سیما پخش می شود.   بازیگران سریال خواب بلندلعیا زنگنه، امیرحسین مدرس، امیررضا دلاوری، محبوبه بیات، خاطره حاتمی، مجید مشیری، زهرا سعیدی و امیر کاظمی از جمله بازیگرانی هستند که در سریال خواب بلند نقش آفرینی می کنند.     داستان سریال خواب بلند در خلاصه ی داستان سریال خواب بلند ...

تجاوز به پسر 17 ساله در خودرو شاسی بلند/ کارمند "ویکتوریا سیکرت" دستگیر شد + عکس


تجاوز به پسر 17 ساله در خودرو شاسی بلند/ کارمند "ویکتوریا سیکرت" دستگیر شد + عکستجاوز به پسر 17 ساله در خودرو شاسی بلند/ کارمند "ویکتوریا سیکرت" دستگیر شد + عکس یک مادر 42 ساله به داشتن رابطه جنسی با یک پسر نوجوان در پارکینگ عمومی بعد از یک بازی فوتبال متهم شد. در حالی که خود مادر 3 فرزند نوجوان است و در یک برند معروف با نام "ویکتوریا سیکرت" کار می‌کند.     به گزارش باشگاه خبرنگاران، "ایریس گینی" 42 ساله حین تجاوز به یک پسر نوجوان در خودروی شاسی بلند، توسط یک مامور پلیس ...

ضرب المثل به ترتیب حروف الفبا (د)


ضرب المثل به ترتیب حروف الفبا (د)ضرب المثلهای ایرانی, انواع ضرب المثل   داری طرب كن، نداری طلب كن دادن به دیوانگی گرفتن به عاقلیدارندگیست و برازندگی دانا گوشت میخورد نادان چغندرداشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابهدانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسددانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه --- هر دو جانسوز است اما این كجا و آن كجا دختر، تخم تر تیزك است دختر تنبل، مادر كدبانو را دوست دارهدخترمیخواهی ماماش را بین --- كرباس ...

داستان واقعی؛ خاطره های گمشده


داستان واقعی؛ خاطره های گمشدهصبح بخیر:  در اتاق انتظار مطب، سارا به زن‌های دور و برش نگاه ‌کرد. زن مسنی روی صندلی کنار پنجره نشسته بود و به بیرون نگاه می‌کرد. سارا نگاه زن را دنبال کرد و خورد به دیوار همسایه. از پنجره هیچ چیز پیدا نبود. سارا فکر کرد: « کیست دارد، احتمالا باید رحمش را هم بردارد.» دو صندلی آن طرف‌تر زن جوانی نشسته بود و پاهایش را روی هم انداخته بود و با حالتی عصبی تکان‌شان می‌داد. کنارش دختر بچه 8-7 ساله‌ای ...

داستان واقعی؛ خاطره‌ های گمشده (3)


داستان واقعی؛ خاطره‌ های گمشده (3)مشاوره که تمام شد، سارا نفس راحتی کشید. احساس بهتری داشت. در خیابان قدم زد و به مشاوره‌اش فکر کرد. به تصویر کودکی که دیده بود. مشاور پیشنهاد کرده بود که به کودک تنهایی که در تصویر دیده بود، بیشتر فکر کند.  صبح بخیر:  آنچه گذشت: سارا، دکتر زنان جوانی است که با مشکل نازایی دست و پنجه نرم می‌کند. نسیم، دوست پزشکش مشکل او را عصبی می‌داند و او را به یک مشاور معرفی می‌کند. سارا، سهیلا، خواهر ...

داستان تولد سری X خودروهای BMW


داستان تولد سری X خودروهای BMWسال 1994، شرکت ب‌ام‌و از شرکت هوافضای بریتانیا به‌منظور دستیابی به شرکت لندروور، مبلغ 800 میلیون پوند را پیشنهاد کرد. باوجود اینکه گروه روور افزایش فروش 35 درصدی را در 8 ماه گذشته تجربه کرده بودند، ولی کمپانی در حال سقوط بود. وب سایت پدال: سال 1994، شرکت ب‌ام‌و از شرکت هوافضای بریتانیا به‌منظور دستیابی به شرکت لندروور، مبلغ 800 میلیون پوند را پیشنهاد کرد. باوجود اینکه گروه روور افزایش فروش ...

دعواي دختر و پدر (طنز باحال)


دعواي دختر و پدر (طنز باحال)  سال 1230مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم...زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...-- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه     سال 1280مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ ...

سیر تکامل خواستگاری - طنز


سیر تکامل خواستگاری - طنز  یک هفته پس از خلقت آدم: چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت. پانصد سال پس از خلقت آدم: با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار بلند داد می زنی : هاکومبا زانومبا(یعنی من موقع زنمه)بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی کروکدیل شکار کنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ...

زنان فداکاری که همه را شگفت زده کردند!!!


زنان فداکاری که همه را شگفت زده کردند!!!      فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند... بر بالای تپه‌ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی‌و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است:   افسانه حاکی از آن است که در قرن 15، لشکر ...

لطیفه های جالب و خنده دار- سری 2


لطیفه های جالب و خنده دار- سری 2        یه روز دو تا تنبل میرن بانک میزنن، اولی میگه بیا پولا رو بشمریم. دومی میگه: ولش كن فردا رادیو میگه!   =======================   غضنفرمیره دكترمیگه آقای دكترمن فراموشی گرفته‌ام.دكتر میگه: چندوقته این بیماری رو دارین؟غضنفرمیگه: كدوم بیماری؟ ======================== غضنفر داشت نوارخالی گوش میداد و بلند بلند گریه میكرده، بهش میگن چرا گریه میكنی؟میگه: دلم واسه خواننده‌اش میسوزه، طفلكی لال بوده!   ========================   غضنفر ...

حکایت بهلول و صدای پول


حکایت  بهلول و صدای پول    مردی فقیر چشمش به مغازه خوراک پزی افتاد تکه نانی را بالای بخاری که از سر دیگ بلند می شد، می گرفت و می خورد. هنگام رفتن صاحب مغازه گفت: تو از بخار دیگ من استفاده کرده ای، باید پولش را بدهی. مردم جمع شدند و مرد از همه جا درمانده، بهلول را دید و او را به قضاوت دعوت کرد.   بهلول به آشپز گفت: این مرد از غذای تو خورده است؟ آشپز گفت: نه ولی از بوی آن استفاده کرده است. بهلول چند سکه نقره از جیبش در ...

داستان عاشقانه و غم انگیز قرار!


داستان عاشقانه و غم انگیز قرار!      نشسته بودم رو نیمکت پارک، کلاغ‌ها را می‌شمردم تا بیاید. سنگ می‌انداختم بهشان. می‌پریدند، دورتر می‌نشستند. کمی بعد دوباره برمی‌گشتند، جلوم رژه می‌رفتند. ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی‌ شدم. شاخه‌گلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت می‌پژمرد.   طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغ‌ها.   گل را هم انداختم زمین، پاسارَش کردم. گَند زدم بهش. ...

داستان جذاب شیطان


داستان جذاب شیطان      مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.   در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.   مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد.. در راه به مسجد ودر همان نقطه مجدداً زمین خورد!   او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی ...

كیسه آرد و موش كوچولو


كیسه آرد و موش كوچولو      اسماعیل كارگر یك نانوایی بود. صبح به صبح ماشین بزرگ، كیسه‌های زیادی آرد می‌آورد و دم در نانوایی می‌ریخت. اسماعیل هم به محض این‌كه از خواب بیدار می‌شد این كیسه‌ها را داخل نانوایی می‌برد.مادر اسماعیل چندین روز بود كه مریض شده بود و دكترها گفته بودند او باید عمل شود و پول عملش هم زیاد بود.طبق معمول آن روز ماشین آرد آمد و تعداد زیادی كیسه آرد در مغازه خالی كرد.   اسماعیل هم بلند شد ...

رستوران مبتکر


رستوران مبتکر    یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود: شما در این مکان غذا میل بفرمایید، ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد.   راننده ای با خواندن این تابلو اتومبیلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد و نوش جان کرد.   بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که بیرون برود، ولی دید که خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا جلویش سبز شده است.   با تعجب گفت: مگر شما ...

ما ماهواره و آتاری نداشتیم


ما ماهواره و آتاری نداشتیم    ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودندما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می ...

درسی از باورها


درسی از باورها    در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات ...

سپر و سنگ (حکایت)


سپر و سنگ (حکایت)      مردی با سپری که به دوش انداخته بود به میدان جنگ رفت. از طرف دشمن سنگی بر سرش خورد و سرش شکست. فریاد مرد بلند شد و گفت: ای بی مروت، مگر کوری و سپر به این بزرگی را نمی بینی که سنگ بر سر من می زنی؟   منبع:seemorh.com

شعر کودکانه برای شب یلدا


شعر کودکانه برای شب یلدا    یک شعر کودکانه زیبا برای شب یلدا برای بچه های سنین مهد کودک، پیش دبستانی و دبستان در این نوشته برای شما عزیزان آمده است.   سی ام آذره و یک  شب زیبا یه  شب بلند به اسم شب یلدا شب شب نشینی و شادی و خنده شبی که واسه ی همه خیلی بلنده همه ی اهل خونه خوشحال و خندون آجیل و شیرینی و میوه  فراوون شب قصه گفتن و یاد قدیما قصه ی لحاف کهنه ی ننه سرما شب یلدا که سحر شد،فصل پاییز میره جای ...

فلفل نبین چه ریزه ، بشکن ببین چه تیزه


فلفل نبین چه ریزه ، بشکن ببین چه تیزه  موشی به نام فلفلی در دشت برای خودش لانه ای درست کرد و خیالش راحت بود که زمستان را به خوبی سپری می کند . یک روز گاوی برای علف خوردن به دشت آمد و روی لانه آقا موشه نشست و مشغول استراحت شد . موش آمد و از آقای گاو خواهش کرد که از روی لانه اش بلند شود تا خراب نشود . ولی گاو هیچ توجهی به موش نکرد و گفت : ” تو نیم وجبی به من دستور می دهی که از اینجا بلند شوم . می دانی من کی هستم؟ می دانی من چقدر قوی و پر ...

سیر مرد سالاری از عهد بوق الی الابد !


سیر مرد سالاری از عهد بوق الی الابد !  حوالی سال 1230 ه.ش: مرد: دختره‌ ی خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته میشم! زن: آقا، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده! مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش! (بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون ...

بوی حلوایش می آید


بوی حلوایش می آید  عبارت مثلی بالا ناظر بر افراد معمر و سالمند و سالخورده است که آفتاب عمرشان به لب بام رسیده به اصطلاح دیگر بوی الرحمانشان بلند شده است .   یکی از مراسم و تشریفاتی که هم اکنون پس از تغسیل و تکفین میت به عمل می آید این است که به هنگام تشییع جنازه یک یا چند نفر از خدمه بسته به تمکن و شخصیت متوفی مجمعه ای پراز نان و حلوا بر سر می گیرند و به عنوان پیش جنازه در جلوی تابوت حرکت می کنند . این نان و حلوا ...

داستان: طوطی‌ها از غصه دق می‌كنند !


داستان: طوطی‌ها از غصه دق می‌كنند !  سفارت روسیه خیلی بزرگ بود. یك باغ وسیع و بزرگ؛ پــر از درختهای بلند. دیوارهای سیمانی بلندی كه لبه آن را هم مانند دیوار برلین؛ سیم خاردار كشیده بودند.... شبهای تابستان انتهای باغ كه درست به سمت خانه ما بود سینمای روبازی برپا میشد و جلوی آن؛ هم به ردیف صندلی می‌چیدند. كافی بود كه بروی توی پشت بام  و تكیه بدهی لبه دیوار پشت بام و حوصله كنی و فیلمها را با زبان روسی تحمل كنی.....      فیلمها ...

طشت رسواییش از بام افتاد


طشت رسواییش از بام افتاد   چون راز مهمی فاش شود و موجب فضیحت و رسوایی گردد به عبارت مثلی بالا استناد جسته اصطلاحا می گویند: طشتش از بام افتاد. و یا به عبارت دیگر: طشت رسواییش از بام افتاد.زن حائضه به دلایل مختلف در ادوار گذشته همیشه جدیت می کرد پارچه های قرمز رنگ حیض را در جایی پنهان کند که احدی از افراد خانواده چشمش به طور اتفاق نیز به آن نیفتد.برای این کار هیچ جایی بهتر و مطمئنتر از پشت بام نبود زیرا در بلند ...

داستان کوتاه عطر شکلات


داستان کوتاه عطر شکلاتپیرمردی در بستر مرگ بود. در لحظات دردناک مرگ، ناگهان بوی عطر شکلات محبوبش از طبقه پایین به مشامش رسید. او تمام قدرت باقیمانده اش را جمع کرد و از جایش بلند شد. همانطور که به دیوار تکیه داده بود آهسته آهسته از اتاقش خارج شد و با هزار مکافات خود را به پایین پله ها رساند و نفس نفس زنان به در آشپزخانه رسید و به درون آن خیره شد. او روی میز ظرفی حاوی صدها تکه شکلات محبوب خود را دید و با خود فکر کرد یا ...

ریشه تاریخی ضرب المثل «شتر دیدی؟ ندیدی»


ریشه تاریخی ضرب المثل «شتر دیدی؟ ندیدی»   اگر یك نفر از رازی خبردار باشد و بروز دادن آن، باعث زحمت و گرفتاری خودش با دیگری بشود به او می‌گویند شتر دیدی ندیدی. ‌گویند: سعدیاز دیاری به دیار دگر می‌رفت. در راه چشمش به جای پای یك مرد و یك شتر افتاد كه از آنجا عبور كرده بودند. كمی كه رفت جای پنجه‌های دست مسافر را دید كه به زمین تكیه داده و بلند شده، پیش خود گفت: «سوار این شتر زن آبستنی بوده» بعد یك طرف راه مگس و طرف دیگر پشه به پرواز ...

ریش و قیچی به دست كسی سپردن(ضرب المثل)


ریش و قیچی به دست كسی سپردن(ضرب المثل)  این عبارت را موقعی بكار می برند كه طرف مقابل از هر جهت مورد اعتماد و اطمینان كامل باشد .آورده اند كه ...در قرون و اعصار گذشته مخصوصاً بعد از اسلام و با توجه به دستور فرمان پیامبر اكرم ( ص ) كه فرموده اند ( ریش ها را بلند و سبیل ها را به اندازهٔ كافی كوتاه كنید ) ، برای صاحبان ریش هیچ بلا و مصیبتی بالاتر از این نبود كه كسی از باب دشمنی ، ریشش را به زور بتراشند و او را كه از افراد مومن و متقی شناخته ...

سه پله بالاتر (حکایت)


سه پله بالاتر (حکایت) ابن جوزی یکی از خطبای معروف بود. روزی بالای منبر که ۳ پله داشت برای مردم صحبت می کرد زنی از پایین منبر بلند شد و مسئله ای پرسید.ابن جوزی گفت: نمی دانم. زن گفت: تو که نمی دانی پس چرا ۳ پله از دیگران بالاتر نشسته ای؟ او جواب داد: این سه پله را که من بالاتر نشسته ام به آن اندازه ای است که من می دانم و شما نمی دانید و به اندازه معلوماتم بالا رفته ام. اگر به اندازه مجهولاتم می خواستم بالا روم، لازم ...

نکاتی که شب زفاف باید مورد توجه قرار گیرد


نکاتی که شب زفاف باید مورد توجه قرار گیرد    شب زفافشب زفاف (شب اول عروسی )شبی است که که عروس و داماد اولین رابطه جنسی خود را انجام می دهند. هم در گذشته و هم در حال حاضر در خانواده های سنتی ایرانی رسم است که در شب اول عروسی (شب زفاف) زنان پشت در اتاق عروس و داماد می نشینند تا داماد پارچه ای خونین را نشان آنها بدهد تا از پشت در بلند شوند و به خانه های خود بازگردند. این دستمال خونی نشان دهنده پاره شدن پرده بکارت عروس توسط داماد است.شب ...

ریشه تاریخی ضرب المثل قوز بالاقوز


ریشه تاریخی ضرب المثل قوز بالاقوز  ریشه تاریخی ضرب المثل قوز بالاقوز هنگامی که یک نفر گرفتار مصیبتی شده و روی ندانم کاری مصیبت تازه ای هم برای خودش فراهم می کند این مثل را می گویند.فردی به خاطر قوزی که بر پشتش بود خیلی غصه می خورد. یک شب مهتابی از خواب بیدار شد خیال کرد سحر شده، بلند شد رفت حمام. از سر آتشدان حمام که رد شد صدای ساز و آواز به گوشش خورد. اعتنا نکرد و رفت تو. سر بینه که داشت لخت می شد حمامی را خوب نگاه نکرد و ...

داستان ضرب المثل"از این نبود سر علم"


داستان ضرب المثل"از این نبود سر علم"  وقتی كسی كار ناصواب خود را توجیه كند ، این مثل آورده می شود .آورده اند كه ...حكایت كنند شبی خیاطی در خواب دید كه صحرای محشر بر پاست و علمی از آتش سوزان بر بالای سرش نگه داشته اند كه شدت حرارتش تا اعماق استخوانهای بدنش اثر می كند . همین كه سر بلند كرد ، دید پارچه آن علم ، مركب از هزاران قطعه پارچه هایی است كه در موقع بریدن لباسهای مردم زیاد آورده است و همگی را برای خود برداشته است .از مشاهدهٔ ...

مسابقه دوی قورباغه ها (داستانک)


مسابقه دوی قورباغه ها (داستانک)   مسابقه دوی قورباغه ها (داستانک) روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه دو بدهند. هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود. جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند و مسابقه شروع شد. کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچکی بتوانند به نوک برج برسند.از بین جمعیت جمله هایی این چنینی شنیده می شد: «اوه، عجب کار مشکلی!!»، ...

فروغی نماند در آن خاندان


فروغی نماند در آن خاندان  فروغی نماند در آن خاندان در آن ایام اعصاری که کلیه شئون مملکت در دست مردان بود و زنان ایرانی را جز کنج خانه و گوشه مطبخ جایی نبوده است اگر بر حسب اتفاق یا تصادف، بانویی در میان جامعه سر بلند می کرد و استعداد فطری و نبوغ ذاتی خود را در امری از امور به احسن وجه نشان می داد مردان را عرق حسادت و خود خودخواهی به جوش می آمد و شعر بالا را دور از انصاف و معدلت در زیر لب زمزمه می کردند. خیر النساءبیگم ...

نقش هایی که دوست داشتیم جای آنها باشیم!


نقش هایی که دوست داشتیم جای آنها باشیم!سایت «آی ام دی بی» لیستی از فیلم ها و سریال هایی را تهیه کرده است که کارهای رویایی را به تصویر کشیده اند. کارها و نقش هایی که افراد زیادی دوست دارند خودشان را به جای هنرپیشه اول فیلم بگذارند. این روزها فیلم «دوران انترنی» با بازیگری اوون ویلسون و وینس وان روی پرده سینماها آمده است. فیلم داستان دو فروشنده را روایت می کند که شغلشان با پیشرفت تکنولوژی تغییر کرده است و حالا باید دوباره از اول ...