نمایش برچسب :

حکایتهای بهلول

بهلول و شيخ جنيد بغداد


بهلول و شيخ جنيد بغدادآورده‌اند كه شيخ جنيد بغداد به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت و مريدان از عقب او شيخ احوال بهلول را پرسيد. گفتند او مردي ديوانه است. گفت او را طلب كنيد كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرايي يافتند. شيخ پيش او رفت و در مقام حيرت مانده سلام كرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسيد چه كسي (هستي)؟ عرض كرد منم شيخ جنيد بغدادي. فرمود تويي شيخ بغداد كه مردم را ارشاد مي‌كني؟ عرض كرد آري. بهلول ...

حکایت بهلول و آب انگور


حکایت بهلول و آب انگور          روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟....بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: ...

حکایت های بهلول


حکایت های بهلولحکایت های بهلول دانا   داستان ها و حکایت های بهلول بهلول، یکی از عقلای مجانین سدهٔ دوم هجری و معاصر هارون‌الرشید بود. هارون و خلفای دیگر از بهلول موعظه می‌طلبیدند. بهلول را از شاگردان امام کاظم (ع) دانسته‌اند. زمانی که بهلول از سوی هارون‌الرشید در معرض خطر قرار گرفت خود را به جنون زد ولی در مواقع لزوم به مردم پند واندرز می‌داد. بهلول در سال ۱۹۰ قمری درگذشت. حکایت های بهلول دانا * حکایت ...

تاریخچه ورزش آرامش بخش یوگا


تاریخچه ورزش آرامش بخش یوگايوگا دانشي است رازآميز و شگفت انگيز برجاي مانده از تمدن هاي بسيار دور و کهن .ولي آنچه در تاريخ بجاي مانده قدمتي حداقل سه هزار ساله دارد . اولين اثر مكتوب و جمع آوري شده يوگا كتابي است به نام يوگا سوترا كه توسط فرزانه و حكيم بزرگ پتنجلی در سرزمين هند نگاشته شده است . اين اثر خوشبختانه در ايران به نام هستي بي كوشش ترجمه شده است . اين اثر آنچه را عرفا و فرزانگان گذشته براي كمال معنوی و نیروهای درون ...

حکایت خدا و گنجشک


حکایت خدا و گنجشک        روزگاری در مرغزاری گنجشکی بر شاخه یک درخت لانه ای داشت و زندگی می کرد .گنجشک هر روز با خدا راز ونیاز و درد دل می کرد و فرشتگان هم به این رازو نیاز هر روزه خو گرفته بودند تا اینکه بعد از مدت زمانی طوفانی رخ داد و بعد از آن ، روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت! فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت: " مي آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه ...

آشنایی با برج شمس تبریزی


آشنایی با برج شمس تبریزی      برج شمس تبریزی روی مزاری منسوب به شمس تبریزی در دوره صفویان در شهر خوی ساخته شد.   این بنا در محلهٔ امامزاده سید بهلول در شمال غربی شهر خوی در آذربایجان غربی واقع است. سطح بیرونی این مناره با شاخ‌هایی از قوچ وحشی که شاه اسماعیل صفوی طی اقامت 40 روزه‌اش در کوه چله خانهٔ خوی شکار کرده بود، تزیین شده است. طبق اسناد موجود، این بنا به دستور شاه اسماعیل صفوی ساخته شده و مناره آن به وسیله ...

حکایت بهلول و صدای پول


حکایت  بهلول و صدای پول    مردی فقیر چشمش به مغازه خوراک پزی افتاد تکه نانی را بالای بخاری که از سر دیگ بلند می شد، می گرفت و می خورد. هنگام رفتن صاحب مغازه گفت: تو از بخار دیگ من استفاده کرده ای، باید پولش را بدهی. مردم جمع شدند و مرد از همه جا درمانده، بهلول را دید و او را به قضاوت دعوت کرد.   بهلول به آشپز گفت: این مرد از غذای تو خورده است؟ آشپز گفت: نه ولی از بوی آن استفاده کرده است. بهلول چند سکه نقره از جیبش در ...

حکایت بهلول و بهشت


حکایت بهلول و بهشت    هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.   آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.   ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش ...

بهلول و صاحب حساب


بهلول و صاحب حساب    آورده اند که بهلول به بصره رفت و چون در آن شهر آشنایی نداشت برای مدت کمی اطاقی اجاره نمود ولی آن اطاق از بس کهنه ساز و مخروبه بود به محض وزش باد یا بارانی تیرهایش صدا میکرد .   بهلول پیش صاحب خانه رفته و گفت اطاقی که به من داده اید بی اندازه خطرناک است زیر به محض وزش مختصر بادی صدا از سقف دیوارش شنیده میشود.   صاحب خانه که مرد شوخی بود در جواب بهلول گفت عیبی ندارد البته می دانید که تمام ...

نوشته بهلول بر دیوار قصر هارون


نوشته بهلول بر دیوار قصر هارون    هارون الرشید برای گردش و سرکشی به طرف ساختمان های جدید خود رفت. در کنار یکی از قصرها به بهلول برخورد، از او خواست خطی بر دیوار قصر بنویسد.   بهلول پاره ای از زغال برداشت و نوشت: گل بر روی هم انباشته شده ولی دین خوار و پست گردیده. گچ ها بر هم مالیده شده اما دستور صریح دین از بین رفته است. اگر این کاخ را از پول و ثروت حلال خود ساخته ای اسراف و زیاده روی نموده ای که خداوند اسراف کنندگان را دوست ...

مسجد بهلول ( حکایت )


مسجد بهلول ( حکایت )    می گویند: مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟گفتند: مسجد می سازیم.   گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا.   بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند «مسجد بهلول» شبانه آن را بالای سر در مسجد نصب کرد.   سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالای در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول». ناراحت ...

درس بهلول به شیخ جنید


درس بهلول به شیخ جنید    آورده اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او. شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.   شیخ پیش او رفت و سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داد و پرسید چه کسی هستی؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می کنی؟ عرض کرد آری.   بهلول فرمود ...

سه حکایت شنیدنی


سه حکایت شنیدنی        شاعر بی پول یک شب نصرت رحمانی وارد کافه نادری شد و به اخوان ثالث گفت : من همین حالا سی تومن پول احتیاج دارم . اخوان جواب داد : من پولم کجا بود ؟ برو خدا روزی ات را جای دیگری حواله کند. نصرت رحمانی رفت و بعد از مدتی بر گشت و بیست تومان پول و یک خودکار به اخوان داد . اخوان گفت این پول چیه ؟ تو که پول نداشتی . نصرت رحمانی گفت : از دم در ؛ پالتوی تو رو ورداشتم بردم پنجاه تومن فروختم . چون بیش ...

بهلول و داروغه بغداد


بهلول و داروغه بغداد  روزی داروغه بغداد در اجتماعی که بهلول در آن حضور داشت، گفت: تاکنون هیچ کس نتوانسته است مرا گول بزند.   بهلول گفت: گول زدن تو چندان کاری ندارد، ولی به زحمتش نمی ارزد. داروغه گفت: چون از عهده ات خارج است، این حرف را می زنی و الا مرا گول می زدی.   بهلول گفت: حیف که الان کار دارم و الا ثابت می کردم که گول زدنت کاری ندارد. داروغه گفت: حاضری بروی کارت را انجام بدهی و فوری برگردی؟   بهلول گفت: بله ...

حکایت لقمان و میوه ها


حکایت لقمان و میوه هازندگینامه لقمان حکیم   روزگاری، لقمان حکیم در خدمت خواجه ای بود. خواجه، غلام های بسیار داشت. لقمان بسیار دانا همواره مورد توجّه خواجه بود. غلامان دیگر بر او حسد می ورزیدند و همواره پی بهانه ای می گشتند برای بدنام کردن لقمان پیش خواجه.   روزی از روزها، خواجه به لقمان و چند تن از غلامانش دستور داد تا برای چیدن میوه به باغ بروند. غلام ها و لقمان، میوه ها را چیدند و به سوی خانه حرکت کردند. در ...

داستان حمام رفتن بهلول


داستان حمام رفتن بهلول  روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند. با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی کردند.   بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت ولی ....   این دفعه تمام کارگران با کمال احترام او را شست و شو نموده و مواظبت بسیار ...

حکایت بهلول از ملک و سلطنت !


حکایت بهلول از ملک و سلطنت !  روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.   خلیفه گفت: مرا پندی بده!   بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنه‌گی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟   گفت : ... صد دینار طلا.   پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟   گفت: نصف پادشاهی‌ام را.   بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟   گفت: ...

حکایت خواندنی زبان تبر


حکایت خواندنی زبان تبر  متن حكایتهیزم شكن تنومند اما بدخلقی در نزدیكی دهكده شیوانا زندگی می كرد. هیزم شكن بسیار قوی بود و می توانست در كمتر از یك هفته یكصد تنه تراشیده درخت قطور را تهیه و تحویل دهد اما چون زبان تلخ و تندی داشت با اهالی شهرهای دور قرار داد می بست و برای مردم دهكده خودش كاری نمی كرد.برای ساختن پلی روی رودخانه نیاز به تعداد زیادی تنه درخت و الوار بود و چون فصل باران و سیلاب هم نزدیك بود، اهالی دهكده ...

پاسخ جالب بهلول عاقل به خلیفه


پاسخ جالب بهلول عاقل به خلیفهروزی بهلول از مسجد «ابوحنیفه» می‌گذشت، دید خطیب مردم را موعظه می‌کند. ایستاد و به سخنانش گوش داد. او می‌گفت: جعفربن محمد عقیده دارد که کارها با اختیار از بندگان، در صورتی که آنچه از بندگان انجام می‌دهند خواست خداست و انسان از خود اختیاری ندارد. دیگر این که در روز قیامت شیطان در آتش می‌سوزد و حال آن که شیطان از آتش آفریده شده است و آتش هم جنس خود را عذاب نمی‌کند.دیگر این که خداوند موجود ...

قیمت پادشاهی (داستانک)


قیمت پادشاهی (داستانک)روزی بهلول بر هارون وارد شد. هارون گفت: ای بهلول مرا پندی ده. بهلول گفت: اگر در بیابانی هیچ آبی نباشد تشنگی بر تو غلبه کند و می خواهی به هلاکت برسی چه می دهی تا تو را جرئه ای آب دهند که خود را سیراب کنی؟ گفت: صد دینار طلا. بهلول گفت اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی؟ گفت:...  نصف پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت: پس از آنکه آشامیدی، اگر به مرض حیس الیوم مبتلا گردی و نتوانی آن را رفع کنی، باز ...

حکایت جالب قضاوت بهلول


حکایت جالب قضاوت بهلولهارون الرشید درخواست نمود کسی را برای قضاوت در بغداد انتخاب نماییداطرافیان او همه با هم گفتند عادل تر از بهلول سراغ نداریم او را انتخاب نماییدخلیفه دستور داد بهلول را نزد او بیاورندبعد از دیدار با بهلول به او پیشنهاد قاضی شدن در بغداد را دادبهلول گفت : من شایسته این مقام نیستم و صلاحیت انجام چنین کاری را ندارمهارون الرشید گفت : تمام بزرگان بغداد تو را انتخاب کرده اند چگونه است که تو قبول ...

حکایت بهلول شکم سیر


حکایت بهلول شکم سیرروزی از روزها هارون الرشید از بهلول دیوانه پرسید :ای بهلول بگو ببینم نزد تو ” دوست ترین مردم ” چه کسی است ؟بهلول پاسخ داد : همان کسی که شکم مرا سیر کند دوست ترین مردم نزد من است !هارون الرشید گفت : اگر من شکم تو را سیر کنم مرا دوست داری ؟بهلول با خنده پاسخ داد : دوستی به نسیه و اما و اگر نمی شود !منبع:namakstan.ir

داستان بهلول و شکستن سر استاد


داستان بهلول و شکستن سر استادروزی بهلول در حالی که داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردانش می گوید :من امام صادق (ع) را قبول دارم اما در سه مورد با او کاملا مخالفم !یک اینکه می گوید :خداوند دیده نمی شودپس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارددوم می گوید :خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزانددر حالی که شیطان خود از جنس آتش است و آتش تاثیری در او نداردسوم هم می گوید :انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهددر حالی که چنین ...

حکایت بهلول و جمع دیوانگان


حکایت بهلول و جمع دیوانگانحکایت های شیرین و پند آموز بهلول عاقل ترین دیوانههارون الرشید به همراه مهمانانش عیسی بن جعفر برمکی و مادر جعفر برمکی در قصر نشسته بود و حوصله اش سر رفته بوداز سربازان خواست بهلول را بیاورند تا آنها را بخنداندسربازان رفتند و بهلول را از میان کودکان شهر گرفته و نزد خلیفه اوردندهارون الرشید به بهلول امر کرد چند دیوانه برای ما بشماربهلول گرفت : اولین دیوانه خودم هستم و با اشاره دست به سمت مادر ...

ضرب المثل جیم شدن


ضرب المثل جیم شدنهر کس از جمعیتی بگریزد و یا به علت ارتکاب جرم و گناهی از انظار مخفی شود اصطلاحا می گویند : « فلانی جیم شده است »به جز ارباب اطلاع و تحقیق ، کمتر کسی می داند که « جیم » چیست و از چه عصر و زمانی ، این حرف ناظر بر اختفا شده است . بهلول که به معنی گشاده رو و خوب آمده است و مردان اهل مزاح و بذله گو حاضرجواب و عاقل کهنه کار را به او تشبیه می کنند ، اگرچه به ظاهر دیوانه می نمود ولی از عقلا و خردمندان روزگار ...

حکایتهای شگرف از امام حسن مجتبی(علیه السلام)


حکایتهای شگرف از امام حسن مجتبی(علیه السلام)حکایتهای شگرف از امام حسن مجتبی(علیه السلام)امام حسن علیه السلام و خبر از غیبدر زندگی امام حسن علیه السلام موارد گوناگونی از بیان اخبار غیبی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود: 1) زمانی امام حسین علیه السلام و عبدالله بن جعفر در تنگدستی واقع شده بودند. امام حسن علیه السلام یکی از روزهای ماه را نام برد و فرمود در آن روز از طرف معاویه هدایایی به آنان خواهد رسید. درست در همان روز فرستاده ...

داستان های کوتاه و آموزنده بهلول دانا


داستان های کوتاه و آموزنده بهلول داناآورده اند که روزی زبیده زوجه ی هارون الرشید در راه بهلول را دید که با کودکان بازی میکرد و با انگشت بر زمین خط می کشید.پرسید : چه می کنی؟گفت : خانه می سازم.پرسید : این خانه را می فروشی؟گفت : آری.پرسید : قیمت آن چقدر است؟بهلول مبلغی ذکر کرد.زبیده فرمان داد که آن مبلغ را به بهلول بدهند و خود دور شد.بهلول زر بگرفت و بر فقیران قسمت کرد.شب هارون الرشید در خواب دید که وارد بهشت شده به خانه ای رسید و چون ...

بهلول و چوب زدن او بر قبرها


بهلول و چوب زدن او بر قبرهانقل کرده اند بهلول چوبى را بلند کرده بود و بر قبرها مى زد. گفتند: چرا چنین مى کنى؟ بهلول گفت: صاحب این قبر دروغگوست، چون تا وقتى در دنیا بود دایم مى گفت: باغ من ، خانه من ، مرکب من و... ولى حالا همه را گذاشته و رفته است و اکنون هیچ یک از آن ها، مال او نیست که اگر مال او بود حتما با خود برده بود.منبع:pandamoz.com

بهلول و شستن لباس


بهلول و  شستن لباسازبهلول پرسیدند لباسهایت چرک شده چرا نمی شوئی؟بهلول جواب داد : بازچرک خواهد شد !گفتند : مرتبه دوم بشوی .بهلول گفت : باز هم چرک خواهد شد !گفتند دوباره بشوی !بهلول گفت :معلوم می شود که من برای لباس شستن دنیا آمدم . منبع:cloob.com

ضرب المثل بز به پای خود، میش به پای خود


ضرب المثل بز به پای خود، میش به پای خودریشه تاریخی ضرب المثل بز به پای خود، میش به پای خود   هارون‌الرشید مردی بود ظالم و اذیت و آزارش به مردم زیاد. به همین جهت بهلول از كارهای او خیلی ناراحت بود و گاهی نمی‌شد كه كسی خنده او را ببیند. یك روز هارون علت ناراحتی او را پرسید ولی بهلول جواب نداد تا اینكه هارون شخصی را انتخاب كرد و به او گفت: «پشت سر بهلول بدون اینكه متوجه شود راه برو و اگر خنده او را دیدی بیا به من بگو و صد درهم از من ...

حکایت راه حل بهلول برای پرداخت پول بخار


حکایت راه حل بهلول برای پرداخت پول بخارحکایت بهلول و آشپز   یک روز عربی ازبازار عبور می کرد  که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد.هنگام رفتن صاحب دکان گفت : تو از بخار دیگ من استفاده کردی وباید پولش را بدهی.مردم جمع شدن  مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود بهلول را دید که از آنجا می گذشت.از بهلول تقاضای قضاوت کرد بهلول  به آشپز گفت : آیا این مرد ...

داستانک: درسی که بهلول به پادشاه داد


داستانک: درسی که بهلول به پادشاه دادروزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد. خلیفه گفت: مرا پندی بده...! روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.خلیفه گفت: مرا پندی بده!بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنه‌گی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟گفت: صد دینار طلا.پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟گفت: نصف پادشاهی‌ام را.بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع ...

داستانک؛ حمام رفتن بهلول


داستانک؛ حمام رفتن بهلول  صبح بخیر : روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند. با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی کردند. بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت ولی ....این دفعه تمام کارگران با کمال احترام او را شست و شو نموده و ...

حیف از تو نیست با این خرها نشسته ای؟!


حیف از تو نیست با این خرها نشسته ای؟!روزی بهلول، پیش خلیفه هارون الرشید نشسته بود. جمع زیادی از بزرگان خدمت خلیفه بودند... عصرایران: روزی بهلول، پیش خلیفه " هارون الرشید " نشسته بود . جمع زیادی از بزرگان خدمت خلیفه بودند .طبق معمول ، خلیفه هوس کرد سر به سر بهلول بگذارد. در این هنگام صدای شیهه اسبی از اصطبل خلیفه بلند شد.خلیفه به مسخره به بهلول گفت: برو ببین این حیوان چه می گوید ، گویا با تو کار دارد.بهلول رفت و بر گشت و گفت:این حیوان ...

توکلی: مسئولین دروغ نگویند شاخص اطمینان بالا می رود


توکلی: مسئولین دروغ نگویند شاخص اطمینان بالا می رود        رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گفت: ترویج راستگویی در مسئولان، آن را در میان مردم ترویج داده و اعتماد را بالا می برد. احمد توکلی شامگاه چهارشنبه در ادامه همایش ملی بهلول، شگفتی روزگار بااشاره به صفت راستگویی این عالم مبارز در هر شرایطی اظهار داشت: امروزه بیش از هر زمان نیاز است تا صفات چنین مردانی را بکار گیریم. وی ادامه داد: اگر مسئولین دروغ نگویند شاخص اطمینان بالاتر رفته ...

بیوگرافی زرین تکیندور بازیگر نقش گل تن در سریال کوزی گونی


بیوگرافی زرین تکیندور بازیگر نقش گل تن در سریال کوزی گونی بیوگرافی زرین تکیندور (بازیگر نقش گل تن چایاک در سریال کوزی گونی) متولد: ۵ آگوست ۱۹۶۴ در برهانیه ترکیه.وی بازیگر تآتر و سینما و تلویزیون و نقاش ماهری است.از هنرستان حاجت تپه فارغ التحصیل شد.او در سال ۲۰۰۴ موفق به کسب بهترین بازیگر نقش مکمل زن جایزه کمدی تئاتر Afife شد.وی با کیوانچ تاتلیتوگ (کوزه ی) در سریال عشق ممنوع در نقش مادمازل هم بازی شده بود.کیوانچ نیز نقش بهلول یا مهند را در مقابل برن ...

ازدواج داماد ۸۷ ساله و عروس ۶۲ ساله در خانه سالمندان +عکس


ازدواج داماد ۸۷ ساله و عروس ۶۲ ساله در خانه سالمندان +عکس  اخبار اجتماعی - ازدواج داماد ۸۷ ساله و عروس ۶۲ ساله جشن ازدواج مرد ۸۷ ساله گنابادی با عروس ۶۲ ساله روز سه شنبه در »خانه سالمندان علامه بهلول» گناباد برگزار شد. به گزارش ایرنا، مراسم عقد و ازدواج این زوج ساکن خانه سالمندان با مهریه یک جلد کلام الله مجید و 14 شاخه گل یاس با حضور جمعی از سالمندان برگزار شد.داماد 87 ساله هدف این ازدواج را «پایان دادن به تنهایی» ذکر و بیان کرد: در خانه سالمندان ...

توجیه کردن، اولین راه فرار!


توجیه کردن، اولین راه فرار!توجیه کردن انگار درد بی درمانی است! برای خود شما چندبار پیش آمده که پشت سر دوست و غیر دوست حرف بزنید با این بهانه که تو هم بدانی خوب است! یا حرف نزنم خفه می شوم! یا بدتر از همه اینکه می گوییم پیش خودش هم این حرف را خواهم زد!روزی بهلول بر هارون وارد شده خلیفه را دید كه مشغول صرف شراب است. خلیفه خواست خود را از خوردن حرام تبرئه نماید، لذا از بهلول سئوال كرد : اگر كسی انگور بخورد حرام است؟بهلول جواب ...

خشونت اقتصادی علیه زنان


خشونت اقتصادی علیه زنان«طرح استخدام نیمه وقت زنان برای افرادی که از زمان تصویب این طرح به بعد می‌خواهند در شرکت یا سازمانی استخدام شوند الزامی است.» بیان این جمله از زبان سید بهلول حسینی، عضو كمیسیون عمران مجلس كافی بود تا دوباره این حس در جامعه ایجاد شود كه تبعیض و اجحافی جدید(!) در حقوق زنان در حال شكل‌گیری است. طرحی كه به گفته نماینده مطرح‌كننده‌اش قرار است سه خصوصیت داشته باشد؛ «اشتغال زنان تحصیلکرده و جویای ...

اعلام نتیجه‌ بررسی‌ اولیه‌ حادثه اتوبان قم


اعلام نتیجه‌ بررسی‌ اولیه‌ حادثه اتوبان قمسید بهلول حسینی عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی با اشاره به تهیه گزارش حادثه اتوبان تهران-قم در این کمیسیون گفت: بررسی‌های نهایی برای اعلام نتیجه در مورد حادثه اتوبان تهران-قم تا دو هفته آینده اعلام می‌شود، اما در حال حاضر نیز تقریبا علت این حادثه مشخص است. خبرگزاری تسنیم: سید بهلول حسینی عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی با اشاره به تهیه گزارش حادثه اتوبان تهران-قم در این کمیسیون ...