سلامت


2 دقیقه پیش

نشانه ها و عوارض کمبود ویتامین‌ها در بدن

ویتامین‌ها نقش مهمی‌ را در بدن انسان ایفا می‌کنند. به‌نحوی‌که کمبود ویتامین‌ (حتی یکی از آن‌ها) می‌تواند برای هر فردی مشکلات اساسی را به وجود آورد. گجت نیوز - معین ...
2 دقیقه پیش

چرا پشه ها بعضی ها را بیشتر نیش می‌زنند؟

فصل گرما و گزیده شدن توسط پشه ها فرا رسیده، دوست دارید بدانید پشه ها بیشتر چه کسانی را دوست دارند؟ بیشتر کجاها می پلکند؟ و از چه مواد دفع کننده ای نفرت دارند؟ وب سایت ...

روشهای به خاطر سپردن اسامی افراد



 

روش به خاطر سپردن اسامی

 

توانایی به خاطر سپردن نامها، ویژگی بسیار ارزشمندی است که هم در زندگی کاری و هم زندگی اجتماعی بسیار مفید می باشد. این توانایی به شما کمک میکند با افراد جدید، سریع ارتباط خوب برقرار کنید و از آنجا که خیلی از شرکت ها ارزش زیادی برای مهارت های رابطه ای و میان فردی قائلند، این ویژگی می تواند تاثیر بسیار خوبی بر کارفرمای شما داشته باشد.

 


تکنیک های زیر به شما کمک می کند اسم هر کس را که ملاقات می کنید، به خاطر بسپارید.


علاقه نشان دهید: خیلی از ما حتی وقتی طرف مقابل را به ما معرفی می کنند، توجهی به اسم او نمی کنیم و همه حواسمان به خودمان است. پس اولین قدم برای به خاطر سپردن یک اسم این است که وقتی فرد به شما معرفی می شود، توجه و علاقه نشان دهید.

 

بررسی کنید: وقتی فرد به شما معرفی می شود، همان موقع مشخص کنید که دوست دارد به چه نام خوانده شود. مثلاً در یک کنفرانس یا سمینار، ممکن است نام اشتباهاً چاپ شده باشد یا ممکن است فرد بخواهد نام او را رسمی تر یا غیررسمی تر صدا کنید.

یا ممکن است کسی شما را به هم معرفی کرده باشد که طرف مقابلتان را خوب نمی شناخته است. وقتی خودتان از او بپرسید که دوست دارد به چه نامی خوانده شود، هم اسم او در ذهنتان تکرار خواهد شد و هم خاطرتان جمع می شود که از اسمی استفاده خواهید کرد که خوشایندشان باشد.

 

تصور کنید روی پیشانیشان حک شده است: فرانکلین روزولت همه کارکنانش را متعجب کرده بود که نام تقریباً تمام آنها را از بر بود. راز این کارش در چه بود؟ او سعی می کرد پیش خود تصور کند که اسم فرد روی پیشانی او حک شده است. این تکنیکی بسیار قدرتمند است که تجسم کنید نام فرد با رنگ ماژیک دلخواهتان روی پیشانی او نوشته شده است.

 

نوشتن آن نام را تجسم کنید: برای پیش بردن قدم سوم، متخصصین برنامه ریزی زبانشناسی وابسته به اعصاب عقیده دارند که وقتی پیش خود تجسم می کنید که نوشتن اسم فرد مقابلتان به چه صورت می تواند باشد و آن را با نوک انگشتتان در هوا بنویسید، در به خاطرسپاری آن به شما کمک می کند.

 

از هم پیوند های آن اسم استفاده کنید: می توانید اسم طرف مقابلتان را با یا تصویر آشنا یا یک فرد معروف ارتباط دهید. مثلاً اگر اسم خانمی ژاکلین است، او را به شکل ژاکلین کندی در یک لباس صورتی و کلاه تجسم کنید. اگر اسم مردی آرنولد است، فیلم ترمیناتور یا هیکل یک بدنساز و پرورش اندامی را به ذهن بسپارید.

 

بارها از آن استفاده کنید: سعی کنید نام فرد را سه تا چهار مرتبه طی گفتگویتان تکرار کنید. اول وقتی تازه با هم آشنا می شوید، بعد وقتی سوالی از او می پرسید، و در زمان خداحافظی و غیره.

 

آن نام را در فایل "ارتباطات جدید" ذخیره کنید: خوب است که نام فردی که با او ملاقات کرده اید، و محل و اطلاعات مربوط به آن ملاقات را در جایی ذخیره و یادداشت کنید. هر از گاهی نگاهی به این اسامی بیندازید، مخصوصاً وقتی می خواهید در کنفرانسی یا جلسه ای شرکت کنید که چند نمونه از آن افراد در آن شرکت دارند.

 

روش به خاطر سپردن اسامی

 

بااستفاده از این تکنیک ها قدرت به خاطر سپاردن اسامی در شما تقویت می شود اما همیشه این امکان وجود دارد که این اسم ناگهان از ذهنتان بیرون رود و فراموشش کنید. اگر خواستید با شخصی ملاقات کنید که قبلاً یکبار ملاقات کرده باشید و نامش را می دانستید، اما نتوانستید نام او را به خاطر بیاورید، دو انتخاب پیش روی شماست:

 

اول اینکه با آغوش باز با او روبه رو شوید و با خیره شدن به چشمانش بگویید، "از ملاقات دوباره با شما خیلی خوشوقتم" و بعد اسم او را از کس دیگری یا لیست اسامی میهمانان پیدا کنید.

 

و یا کمی صادقانه تر برخورد کنید، یعنی با همان گرمی از او استقبال کنید اما بگویید، "من خیلی خوب شما را به خاطر می آورم اما متاسفانه نامتان را فراموش کرده ام..."


ویدیو مرتبط :
تیزر سریال به یاد آور /به خاطر سپردن

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

روشهای کمک به افراد افسرده



 

 

روشهای کمک به افراد افسرده

 

کاری که شما می توانید بکنید تا دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند چیست؟ پیشنهادات زیر شاید به نظر خیلی ساده برسند اما واقعاً موثرند.

 


قانون شماره یک:

 

چه یک گیاه باشد، چه حیوان و چه انسان، اگر زنده باشد، با مهر و محبت شما شانس بیشتری برای پیشرفت و کامیابی دارد.

 


قانون شماره دو:

 

تنهایی کشنده است. لازم نیست حرف من را باور کنید، فقط کافی است آمار مرگ و میر کودکانی که در یتیم خانه هستند را با آنهایی که در خانه و با خانواده بزرگ می شوند مقایسه کنید. یا مرگ و میر سالمندان بیماری که در خانه پرستاری می شوند و آنهایی که در خانه سالمندان.

 

کسی که افسرده است به طور ناخواسته دیگران را از خود دور می کند. این افراد هر چیزی که می شنوند یا می بینند و به هر چه که فکر می کنند، هر چه که می گویند و هر کاری که انجام می دهند از فیلتر آن افسردگی رد می شود. هر زمان که اطلاعات از یک احساس منفی فیلتر شود، تحریف می گردد. می بینید که خیلی وقت ها که به آنها می گویید درمورد افسردگیشان حرف بزنند، بیشتر و بیشتر افسرده شان می کند. ممکن است عقب بکشند و برنجند.

 

کاری که شما می توانید بکنید تا دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند چیست؟ پیشنهادات زیر شاید به نظر خیلی ساده برسند اما واقعاً موثرند.

 


مدام به آنها سر بزنید.به چشمانشان نگاه کنید و بیشتر به آنها لبخند بزنید.دستانشان را در دست بگیرید و شانه شان را نوازش کنید.بیشتر به حرفهایشان گوش دهید.سرگرمشان کنید.

 

به آنها بگویید که کدام کارهایشان شما را تحت تاثیر قرار داده است، به فکر انداخته تان، احساس بهتری به شما داده یا باعث شده روحیه تان بهتر شود.

 

بلندشان کنید و به سمت خوشی بکشانیدشان. با آنها به پیاده روی، سینما، یک رستوران زیبا یا حتی باغ وحش بروید.

 

اگر به خودشان تکان ندادند، اشکالی ندارد. از آنها بخواهید با شما کارت بازی کنند، شطرنج بازی کنند یا یک فیلم کمدی بگیرید و در کنارشان تماشا کنید. یادتان باشد نباید آنها را مجبور به کاری بکنید.

 

از آنها بخواهید چیزهایی را لمس کنند. اشیائی با بافت ها و رنگ های مختلف بیاورید و از آنها نظرشان را بخواهید. یک غذای خوشمزه و خوش ظاهر برای آنها درست کنید. سعی کنید لذت های کوچک وارد لحظاتشان کنید.

 

بلند به آنها بگویید که برایتان مهم هستند. بگویید که دلتان برایشان تنگ شده و دلتان می خواهد برگردند و دوباره با شما خوش بگذرانند. هر چیزی که درموردشان دوست دارید را به زبان بیاورید.

 

کارهایی که فقط با دوستان صمیمی خود انجام می دهید با آنها تکرار کنید. مثلاً با آرنجتان به بازویشان بزنید یا آرام با یک دسته کاغذ لوله شده بزنید روی سرشان. باید سعی کنید رفاقت خود را به آنها نشان دهید.

 

به جای اینکه بپرسید حالشان چطور است بپرسید دوست دارند برای خوش گذراندن امروز چه کاری کنند و در آن کار همراهیشان کنید. به آنها بگویید که کاملاً مشخص است که حالشان بهتر شده و بعد حالشن را بپرسید و واقعاً به جوابی که می دهند گوش کنید.

 

اگر خجالت زده بودند یک داستان مشابه درمورد خودتان بگویید و پشت سر آن داستان های دیگری که از خجالت زدگی کسان دیگر شنیده اید را مثل لطیفه برایشان تعریف کنید. هیچ چیز بیشتر از دیدن احساس خجالت زدگی دیگران این درد را در انسان تخفیف نمی دهد.

 

اگر افسرده هستند پس حتماً احساس ناامیدی می کند. این مشکل برایشان بدون راه حل به نظر می رسد. بعد ازاینکه برای کم کردن شدت افسردگیشان به آنها کمک کردید، اگر دوست داشتند درمورد آن صحبت کنند به آنها نشان دهید که چطور می توانند این مشکل را شکسته و به چند تکه تبدیلش کنند و بعد ببینند که کدام قسمت آن مهمتر است و سعی کنند راه حل های سالمی برای آن مشکل خاص پیدا کنند تا بتوانند مشکلات و دشواری ها را حل کنند نه تحمل.

 

چیز مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که اکثر کسانی که مرتکب خودکشی می شوند بین انجام دادن یا ندادن آن شک و تردید دارند. آنها در انتخاب بین درد زندگی کردن و درد مردن تردید دارند. اگر بتوانیم ارتباط آنها را با لذت های زندگی بیشتر کنیم و از طرف دیگر دردی که با خودکشی نصیبشان می شود را در نظرشان شدیدتر جلوه دهیم آنوقت نتیجه مثبت خواهیم گرفت.

 

قوانین را به یاد داشته باشید؛ این را هم بدانید که همیشه استثناهایی هم وجود دارند. دستورالعمل ها را فراموش نکنید و آنها را برحسب موقعیت خود تغییر دهید. شاید نتوانیم جلوی خودکشی را بگیریم، اما می توانیم برای جلوگیری کردن از خیلی از آنها کمک کنیم.

پس سهم خودتان را برای نجات دیگران انجام دهید.

منبع:mardoman.net