سرگرمی


2 دقیقه پیش

تصاویری که شما را به فکر فرو می‌برد (34)

یک عکس، یک طرح یا یک نقاشی؛ بعضاً چنان تاثیری روی بیننده دارد که شنیدن ساعت ها نصیحت و یا دیدن ده ها فیلم نمی‌تواند داشته باشد. هنرمندانی که به ساده ترین روش ها در طول تاریخ ...
2 دقیقه پیش

دیدنی های امروز؛ سه شنبه 18 خرداد ماه

دیدنی های امروز؛ سه شنبه 18 خرداد ماه وبسایت عصرایران: نماز تراویح مسلمانان اندونزی در نخستین شب آغاز ماه رمضان – آچهمعترضان عوارض زیست محیطی یک پروژه انتقال آب در کاتالونیا ...

شوم‌ترین پیش‌بینی‌ها برای سرنوشت زمین


همچنین در منطقه تانگرسکا در سیبری در اثر برخورد یک جرم آسمان با زمین، منطقه‌ای به وسعت 2000 کیلومتر مربع نابود شده است. در نتیجه احتمالا چیزهای ترسناک‌تری در فضا وجود دارد که دانشمندان تنها جزء کوچکی از آن را می‌دانند.

ایسنا: دنیای فیلم و سینما سالانه با به تصویر کشیدن رویدادهایی نظیر تغییرات جوی وحشتناک، عملیات خصمانه دشمنان زمین و دیگر اتفاقات عجیب برای پایان بخشیدن به حیات زمین و بشریت پیش‌بینی‌هایی می‌کنند با این حال اگر چه این فیلم‌ها همگی تخیلی هستند، اما دانشمندان نگران سناریوهایی هستند که بسیار خطرناک‌تر از اتفاقات پرده سینما خواهند بود.
 
در این مقاله دانشمندان برای سرنوشت زمین 9 احتمال علمی شوم را پیش‌بینی کرده‌اند که به شرح زیر است:
 
1- پدیده گرمای جهانی
 
بنابر اعلام دانشمندان منشاء تمام ترس‌ها از فنای زمین، تغییرات جوی است که به عنوان بزرگترین مخرب زمین از آن یاد می‌شود. تغییرات جوی، هوا را به شدت نامتعادل و سخت کرده و ضمن گسترش خشکسالی در برخی مناطق، جمعیت حیوانات را تغییر داده و سبب پراکنده شدن بیماری در تمام نقطه جهان می‌شود. این تغییرات جوی همچنین سبب زیر آب رفتن برخی از نواحی تحت پوشش گیاهان به دلیل بالا آمدن سطح آب دریاها شده و موجی از تغییرات منجر به بی‌ثباتی سیاسی، خشکسالی شدید، قحطی، از هم پاشیدن اکوسیستم و سایر تغییراتی می‌شود که زمین را تبدیل به مکانی غیرقابل زندگی می‌کند.
 
2- ستارگان
 
این اتفاق پای ثابت فیلم‌های حادثه‌ای است. اما نگرانی دانشمندان از نابودی زمین توسط اجرام آسمانی طبیعی است چرا که احتمالا یک پدیده نجومی منجر به نابودی دایناسورها شده است. همچنین در منطقه تانگرسکا در سیبری در اثر برخورد یک جرم آسمان با زمین، منطقه‌ای به وسعت 2000 کیلومتر مربع نابود شده است. در نتیجه احتمالا چیزهای ترسناک‌تری در فضا وجود دارد که دانشمندان تنها جزء کوچکی از آن را می‌دانند.
 
3- خطر شیوع بیماری‌ها
 
هر ساله میکروب‌های بیماری‌زای کشنده‌ای ظهور پیدا می‌کنند که آخرین مورد آنها شیوع ویروس سارس، آنفلوانزای پرندگان و ویروس جدید کرونا که MERS نامیده شده است در عربستان سعودی می‌باشد. به لحاظ ارتباطات اقتصادی بسیار زیاد در سطح جهانی این ویروس‌ها مانند یک آتش غیرقابل مهار به سرعت در سراسر جهان منتشر می‌شوند.
 
4- خطر قارچ‌ها
 
«دیوید ویک» سرپرست موزه مهره‌داران دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: اگر چه تهدید باکتری‌ها برای زمین و انسان‌ها جدی است اما خطرات قارچ‌ها بسیار وحشتناک‌تر است. وی گفت: اخیرا یک بیماری قارچی در دوزیستان مشاهده شده که اثرات کاملا مخربی دارد. این قارچ می‌تواند تمام قورباغه‌های ایالات متحده را نابود کند. بروز بیماری مشابهی در انسان می‌تواند منجر به فاجعه شود زیرا با اینکه باکتری‌ها نابود می‌شوند اما قارچ‌ها قابلیت زایایی و تکثیر دارند. همچنین در مقایسه با باکتری‌ها، اطلاعات کمتری راجع به تهدید قارچ‌ها وجود دارد.
 
5-بیماری‌های حاصل از مهندسی ژنتیک
 
فقط بیماری‌های طبیعی نیستند که باید از آنها ترسید چرا که در سال 2011 میلادی محققان یک نوع جهش یافته از ویروس آنفولانزای پرندگان موسوم به H5N1 را در محیط آزمایشگاهی به عمل آوردند که از طریق انتشار در هوا قابل انتقال بود که این اقدام خشم جامعه دانشمندان را برانگیخت. این مساله وحشت از نفوذ سهوی بیماری‌های مهلک از آزمایشگاه ها به فضای زندگی عادی را افزایش می‌دهد.
 
6- جنگ هسته‌ای
 
بسیاری از دانشمندان کماکان به شیوه‌ای سنتی نگران سرنوشت زمین هستند که آن هم وقوع جنگ هسته‌ای است.
 
7- شورش روبات‌ها
 
اگر چه "فیلم ترمیناتور" یک فیلم علمی و تخیلی است اما نقش کشنده ماشین‌ها و روبات‌ها دور از ذهن نیست. سازمان ملل اخیرا تولید روبات‌های کشنده را ممنوع کرده است چرا که متخصصان معتقدند برخی کشورها در حال تولید این روبات‌ها هستند. بسیاری از دانشمندان علم رایانه در حال دستیابی به شگفتی اکتشافاتی هستند و زمان اینکه هوش مصنوعی جای هوش انسان را بگیرد بسیار نزدیک است. اگر چه هنوز این مساله که آیا این روبات‌ها در خدمت انسان‌ها خواهند بود یا علیه آنها، جای بحث دارد. اما اتفاقات بد زمانی می‌افتد که تعداد بسیاری روبات فوق هوشمند و مجهز به سلاح‌های مرگبار تولید شوند.
 
8- رشد فزاینده جمعیت
 
ترس از رشد فزاینده جمعیت از قرن 18 میلادی شکل گرفت. در آن زمان توماس مالکوس پیش‌بینی کرد رشد بیش از حد جمعیت می‌تواند منجر به گرسنگی گسترده و تخلیه تمام منابع و ظرفیت‌های زمین شود. با توجه به جمعیت عظیم جهان که همچنان رو به رشد است، بسیاری از هواداران محیط زیست معتقدند این رشد جمعیت تهدید اصلی حیات زمین است. البته همه با این تفکر موافق نیستند چرا که معقتدند جمعیت زمین طی 50 سال آینده رو به ثبات خواهد رفت.
 
9- مجموعه عوامل مخرب
 
اگر چه هر یک از این رویدادها ممکن است رخ دهد اما اغلب دانشمندان معتقدند اثرات فزاینده برخی رویدادهای در نابودی زمین محتمل‌تر است. به عنوان مثال گرمای زمین منجر به شیوع برخی میکروب‌های بیماری‌زا شود. گرمای زمین همچنین می‌تواند تغییرات گسترده در آب و هوا شود. در عین حال نابودی اکوسیستم‌ها، رفته رفته تولید خوراک را کند می‌کند چرا که دیگر هیچ زنبوری گرده‌افشانی نخواهد کرد. ضمن اینکه به مرور زمان برخی عوامل رفته رفته حیات زمین را به خطر خواهند انداخت.
 
به گزارش لایوسانیس، در این سناریو، سقوط زمین مانند شکاری که به سرعت میان دندان‌های ببر سیبری جان می‌دهد، غم‌انگیز نخواهد بود بلکه بیشتر شبیه مرگ صیدی است که ذره ذره با ضربات منقار اردک‌ها جان می‌بازد، ذره ذره و دردناک !


ویدیو مرتبط :
سرزمین بادها قسمت اول-3 (سرنوشت شوم موهیول)

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

سرنوشت اسد قابل پیش بینی نیست / حماس در قبال سوریه دچار تناقض شده است



سفیر پیشین ایران , حکومت سوریه  , دولت سوریه

 

محمد ایرانی، سفیر پیشین ایران در لبنان و اردن، مواضع اخیر حماس در قبال حکومت بشار اسد را ناشی از تمایلات متناقضی می داند که این سازمان سیاسی گرفتار آنهاست.

وی معتقد است که حماس از یکسو ناگزیر از همراهی با جریان های مردمی جهان عرب به رهبری اخوان المسلمین است و به همین دلیل باید از اخوان المسلمین سوریه نیز در برابر حکومت این کشور حمایت کند و سوی دیگر، پیوند حکومت سوریه با جریان مقاومت در برابر اسرائیل در منطقه خاورمیانه، و نیز رابطه حسنه و حمایت آمیز حکومت سوریه با حماس، مانع از جدایی تام و تمام حماس از بشار اسد می شود.

مجموع این گرایش های دوگانه، موجب شکل گیری سیاست دوگانه حماس در قبال سوریه شده و این سازمان را در قبال سوریه، همانند ترکیه و فرانسه، به ورطه کشش های متناقض افکنده است. پس عجیب نیست که رهبران حماس از مخالفان بشار اسد حمایت کنند و دفتر سیاسی حماس به نفع حکومت سوریه بیانیه صادر کند!

***

تحلیل شما از تغییر موضع نسبی حماس در قبال دولت سوریه چیست؟

جنبش حماس بعد از تحولات اخیر منطقه، فضای جدیدی در پیش روی خودش می بیند. در واقع حماس می خواهد از این به بعد به عنوان یک بازیگر موثر در منطقه ایفای نقش کند و نه یک جنبش محصور و محدود به منطقه و کشورهایی خاص.

اعضا و بدنه مردمی حماس، پیوندی اعتقادی با اخوان المسلمین دارند. حماس ابتدا مردد بود که جانب اخوان المسلمین را بگیرد یا جانب حکومت بشار اسد را. اما به تدریج که همه جریان های اسلامی در کشورهای متحول شده منطقه موضع خود را در قبال حکومت و اخوان المسلمسن سوریه روشن کردند و علیه دولت سوریه موضع گرفتند، حماس هم اکنون احساس می کند باید جانب اخوان المسلمین را بگیرد. البته موضع گیری برخی از رهبران حماس در حمایت از اخوان المسلمین سوریه،  دال بر جدا شدن حماس از خط مقاومتی که دولت سوریه هم در آن حرکت می کند، نیست.

آیا حمایت حماس از اخوان المسلیمن سوریه، ناشی از چمشداشت حماس به کسب حمایت اخوان المسلمین سایر کشورهای جهان اسلام در آینده نیست؟

نه، این حمایت جنبه تاکتیکی ندارد. حماس نیروی اصلی مقاومت در فلسطین محسوب می شود. مقاومت، گزینه استراتژیک حماس در قصه فلسطین است و حمایت های مردمی ای که شامل حال این سازمان می شود، ناشی از همین موضع مقاومت گرایانه است. بنابراین بسیار بعید است که روند همسوی حماس با جریان اخوان المسلمین به معنای جدا شدن حماس از صف مقاومت و پیوستن این سازمان به عرصه سیاست و دیپلماسی باشد.

البته الان دوستان حماس در دیگر کشورها در راس قدرت هستند و دیگر از حکومت هایی که به شدت در برابر جریان مقاومت قرار داشتند، خبری نیست و طبیعتاً حماس هم بیش از گذشته وارد حوزه سیاست و دیپلماسی می شود. اما در مجموع هنوز زود است که ما بخواهیم در این باره قضاوت کنیم که حماس پس از قرار گرفتن در کنار اخوان المسلمین کشورهای عربی، چگونه عمل خواهد کرد. ولی به هر حال جدا شدن حماس از خط مقاومت، برای این سازمان بسیار دشوار است.

پس شما موضع جدید حماس در قبال سوریه را نشانه ای از کاهش رادیکالیسم در مواضع این تشکل سیاسی نمی دانید؟

چرا. حماس از ابتدای تاسیس، در پی کسب قدرت در فلسطین بوده است. علاوه بر این، حماس به شدت واقعگرایانه عمل می کند و از قابلیت کنار آمدن با سایر گروه های قدرت برخوردار است. اما در عین حال ورود حماس به روند سیاسی، ناشی از تحولات اخیر جهان عرب نیست. حماسی ها از سال 2005 میلادی که موفق به کسب اکثریت پارلمانی و تشکیل دولت شدند، روند ورود به سیاست را آغاز کردند. به قدرت رسیدن اخوان المسلمین در کشورهای اسلامی، منجر به تشدید این روند در عملکرد حماس شده است.

آیا لازمه واقعگرایی حماس در شرایط فعلی، دور شدن از دولت سوریه است و آیا حماس تا منتهای منطقی این واقعگرایی پیش می رود؟

حماس هم مثل بسیاری از جریان ها و کشورهای موجود در منطقه، در موضوع سوریه دچار نوعی تناقض و تعارض در رفتار و موضع گیری هایش شده است. ترکیه و برخی از دولت های عربی و نیز دولت فرانسه در چنین وضعی به سر می برند و این ناشی از اهمیت نقش سوریه در منطقه است. حماس سال ها در کنار سوریه بوده و در خاک این کشور دفاتری داشته و از آن جا بسیاری از فعالیت های خود را پیگیری می کرد و از همسویی و اتحاد با نظام سیاسی سوریه، رضایت کامل داشت.

تحولات اخیر جهان عرب، حماس را هم به این فکر واداشته که حمایت تام و تمامش از دولت سوریه، موحب فاصله گرفتن اش از جریان های مردمی منطقه خواهد شد. جایگاه عقیدتی و فکری کادرها و بدنه اجتماعی حماس در مصر و اخوان المسلمین است. بنابراین حماس ناگزیر از ایفای نقشی است که نه دال بر مخالفت با حکومت سوریه باشد و نه دال بر ایستادگی در برابر اخوان المسلمین سوریه.

ایفای این نقش بسیار سخت و مستلزم دقت بسیار در موضع گیری حماس است. به همین دلیل، برخی از رهبران حماس در اظهارنظرهای خود از مردم سوریه حمایت می کند و در عین حال، دفتر سیاسی حماس با بیانیه هایش می کوشد تا مانع از جدایی کامل این سازمان از حکومت سوریه شود.

نزدیکی های حماس و فتح تا چه حد می تواند در این موضع گیری دوگانه حماس موثر بوده باشد؟

از آنجایی که تحولات جهان عرب به سمت تفوق اسلامگرایان می رود و این وضعیت می تواند به فلسطین هم تسری یابد، حماس می کوشد تا از این شرایط به خوبی استفاده کند. تحلیل رهبران حماس این است که در صورت برگزاری مجدد یک انتخابات آزاد، سازمان آنها باز هم برنده انتخابات خواهد بود و این بار دولت های مهم عربی نیز در کنار آنها قرار خواهند داشت.

در سال 2005 که حماس در انتخابات فلسطین پیروز شد، دولت های مصر و تونس مخالف حماس بودند و از فتح و دولت خودگردان حمایت می کردند. حماس معتقد است که از شانس لازم برای کسب قدرت سیاسی مطلق در فلسطین برخوردار است و به همین دلیل، کنار گذاشتن اختلافات داخلی را به مصلحت خود می دانند تا از این طریق بتوانند به شکل مسالمت آمیز قدرت را در فلسطین از آن خود کنند.

هیلاری کلینتون چند روز پیش گفت مداخله نظامی در سوریه، این کشور را به سمت جنگ داخلی سوق می دهد. از طرفی برخی افراد معقتدند عربستان و قطر به جد در کار رساندن اسلحه به مخالفان حکومت سوریه اند. سوال من این است که آیا آنچه در سوریه امروز می گذرد، مصداقی از جنگ داخلی است؟

دولت سوریه الان با جبهه های گوناگونی در حال منازعه است. یکی از این جبهه ها، مقابله با تظاهرات مردم سوریه است. جبهه دوم، مقابله با گروههای مسلح سوریه است که در قالب ارتش آزاد سوریه شکل گرفته اند. جنگ روانی گسترده و فشارهای اقتصادی سنگین علیه حکومت سوریه را هم باید در نظر گرفت.

مسلح بودن گروههای مخالف حکومت سوریه، یک واقعیت آشکار است اما آن سخن هیلاری کلینتون بیشتر ناظر بر هدایت تبلیغاتی و خبری حوادث سوریه با هدف ممانعت از مقابله تام و تمام دولت سوریه با مخالفان مسلح اش است. اگر رسماً گفته شود که باید مخالفان حکومت سوریه را مسلح کرد، دولت بشار اسد با تمام قوا وارد نزاع با مخالفان مسلح خود می شود.

اما نگرانی از جنگ داخلی در سوریه، بیشتر ناظر بر درگیری های طایفه ای است. الان اهل سنت سوریه، به رهبری اخوان المسلمین، مهمترین گروه مخالف حکومت کشورند. این ها معتقدند که اکثریت مردم سوریه را تشکیل می دهند و قدرت سیاسی باید در دست آنها باشد. از نظر اهل سنت، علوی ها با توجه به اینکه در اقلیت اند و نیز با توجه به سابقه حکمرانی شان، فاقد مشروعیت سیاسی اند.

به هر حال این نگرانی وجود دارد که جنگ داخلی در سوریه، در صورت تحقق، جنگ بین طوایف و مذاهب این کشور شود. در این صورت، وضعیت بسیار خطرناکی در این کشور شکل می گیرد که ممکن است نه نیروهای داخلی قادر به کنترل آن باشند و نه نیروهای خارجی. چنین وضعیت خطرناکی سال ها در لبنان حاکم بود. در چنین شرایطی، بازگرداندن اوضاع به حالت قبل بسیار دشوار است.

منهای جنبه طایفه ای درگیری ها، آیا آنچه را که الان در سوریه در جریان است می توان مصداقی از جنگ داخلی دانست؟  

دولت سوریه معتقد است آنچه در سوریه می گذرد، ناشی از مطالبات معیشتی و سیاسی مردم این کشور نیست بلکه جریانی مسلح در برابر حکومت سوریه قرار دارد که هیچ اعتقادی هم به دموکراسی و انتخابات آزاد ندارد و صرفاً در صدد تسویه حساب با نظام سیاسی سوریه است.

از سوی دیگر، مخالفان حکومت سوریه معتقدند که ارتش آزاد سوریه از بدنه ارتش سوریه تشکیل شده و به مردم این کشور پیوسته و برای سرنگونی بشار اسد مبارزه می کند. هیچ یک از طرفین درگیری، اعتقاد ندارند که الان جنگ داخلی در سوریه در جریان است. به هر حال وضع کنونی سوریه هنوز با جنگ داخلی طایفه ای فاصله دارد.

تلویزیون سوریه از مشارکت چشمگیر مردم این کشور در همه پرسی قانون اساسی خبر داد اما رسانه های غربی، شرکت کنندگان در انتخابات را کم شمار دانستند. کدام یک از این دو خبر درست به نظر می رسد؟

من اطلاع دقیقی از میزان شرکت کنندگان در این همه پرسی ندارم. ارزیابی دقیق از میزان مشارکت مردم در این همه پرسی، نیاز به ابزارهای دقیقی دارد که الان در دسترس تحلیلگران نیست. اما مسلماً بخشی از مردم سوریه در این همه پرسی شرکت نکردند. حداقل می توان گفت کلیه جریان های معارض حکومت سوریه، در این رفراندوم شرکت نکردند. بخشی از مردم هم که در مناطق ناامن زندگی می کنند، مناطقی که امکان استقرار صندوق های رای در آن جاها وجود نداشت، در این همه پرسی شرکت نکردند.

از طرف دیگر باید بپذیریم که الان جامعه سوریه دوپاره شده و به دو قسمت موافق و مخالف حکومت تقسیم شده است. بنابراین همه پرسی قانون اساسی سوریه، در شرایط طبیعی برگزار نشده و این وضع قطعاً در میزان شرکت کنندگان در همه پرسی تاثیر داشته است.

با توجه به اهداف مخالفان، آیا آنها باید همین گزینه " تحریم همه پرسی " را انتخاب می کردند یا اینکه می توانستند سیاست دیگری را نیز در قبال این همه پرسی در پیش گیرند؟

مخالفان بشار اسد مشتکل از طیف های گوناگونی هستند؛ از تندروهای نزدیک به دیدگاههای سلفی گرفته تا سکولارهای کاملاً غربگرا. شاید این گروهها در شرایط فعلی در کنار هم قرار گرفته باشند و یک هدف را دنبال کنند، ولی بدون تردید با هم اختلاف نظر دارند.

برخی از معارضین در آغاز معتقدد بودند که با اعمال برخی از اصلاحات در داخل سوریه، امکان آرام شدن اوضاع وجود دارد ولی برخی از جریان های معارض هم فقط قائل به برکناری بشار اسد و تغییر نظام سیاسی سوریه بودند و هیچ نوع رویکرد اصلاح طلبانه ای را برنمی تافتند.

بنابراین می توان گفت که اگر این رفراندوم در ماه های قبل برگزار می شد، برخی از جریان های معارض در آن شرکت می کردند اما الان دیگر به نظر می رسد اعمال اصلاحات کمی دیر شده باشد و هیچ یک از جریان های معارض حاضر به پذیرش آن نیستند. در واقع معارضین معتقدند که اصلاحات بشار اسد بیشتر تاکتیکی است برای خریدن وقت و مسلط شدن بر اوضاع.

بالاخره نفرمودید که شرکت نکردن در این همه پرسی، سیاست درستی بود یا نه؟

به نظر من، مشکل سوریه راه حل نظامی ندارد و فائق آمدن بر این بحران در گرو راه حل های سیاسی است؛ یعنی برگزاری انتخابات و شنیده شدن و تحقق یافتن خواسته های مردم معترض.

به نظر شما، رژیم بشار اسد دوام می آورد؟

پیش بینی در این باره بسیار سخت است. بحران سوریه کاملاً جدی است. فشارها و نارضایتی های داخلی در این کشور بسیار زیاد است اما گروههای مخالف فاقد انسجام لازم هستند و نگاه های خارجی به مخالفان حکومت بشار اسد نیز چندان توام با اطمینان نیست.

اختلافاتی که بین طرف های درگیر در قصه سوریه وجود دارد، در همین اجلاس " دوستان سوریه " به خوبی مشهود بود. چنین فضایی، عرصه لازم برای بازیگری و نقش آفرینی حکومت سوریه را مهیا می کند. هر چند که دولت سوریه در عرصه بین المللی، هنوز از حمایت روسیه و چین برخوردار است.

در چنین شرایطی، پیش بینی وضع آینده سوریه بسیار سخت و دشوار است و احتمالاً  هیچ یک از ناظران سیاسی تحولات سوریه، نمی توانند پیش بینی قاطعی در این باره داشته باشند.../عصرایران