فرهنگ و هنر


2 دقیقه پیش

تشریفات بهبود | تشریفات و خدمات مجالس

تشریفات بهبود | تشریفات و خدمات مجالس | برگزاری مراسم عروسی | باغ عروسی تشریفات ۵ ستاره بهبود با مدیریت بهبود اصلانی صاحب سبک در اجرای دیزاین های ژورنالی و فانتزی ، اجرا ...
2 دقیقه پیش

خواندنی ها با برترین ها (81)

در این شماره از خواندنی ها با کتاب جدید دکتر صادق زیباکلام، اثری درباره طنز در آثار صادق هدایت، تاریخ فلسفه یونان و... آشنا شوید. برترین ها - محمودرضا حائری: در این شماره ...

3 شعر از ویلیام بلیک



 

شعرهای زیبا,کشیش,ویلیام بلیک

ویلیام بلیک شاعر، نقاش و حکاک انگلیسی در خانواده یک بزاز لندنی تولد یافت.بلیک ابتدا نقش های آشکاری از فرشتگان در دشت ها پرداخت اما بعد ها  در پی دیدار هایی که با افراد رادیکالی چون توماس پین( نویسنده انگلیسی و نویسنده کتاب هایی در باب حکومت و مذهب) و گودوین( نویسنده و فیلسوف انگلیسی) داشت سروده هایی انقلابی از خود بجا گذاشت. بلیک تمامی خود خود را در فقر و تهی دستی گذراند.

ترجمه هایی از شعر های بلیک:
   

  درخت زهرآگین
    رنجیدم از دوست
    خشم را فرا خواندم  اما خشم من خاموش گردید
    از دشمن آزده خاطر شدم
    گفتمش این یکی نه.....خشم من گلی شد دلفریب

    ***
    در ترس و دلهره آبش دادم
    خنده هایم بر او تابید
    دلفریب و نیرنگ آمیز

***
    تناور شد در طول روز ها وشب ها
    آن هنگام سیبی نورانی ببار آورد
    دشمن آن میوه تابان را نگریست
    و دانست آن میوه درخشان ار آن من است

    ***
    وقتی که شب بر دیرک من خیمه زد
    دزدی به باغ هجوم آورد
    با مدادان دیدم خصم را که مسرور
    در پای درخت بر خاک افتاده است

بلیک این شعر را که در واقع حکایت نفس خود است پر و بالی بخشیده و از آن اسطوره ای افریده است. این شعر این اعتقاد شاعر را بر می تابد که یک انگیزه طبیعی مثل خشم و ....نباید سرکوب شده و تا حد یک نفرت ویرانگر رشد کند

    باغ دلدادگی
    من به مهر و دوستی پا گذاشتم
    چیزی دیدم که تا کنون ندیده بودم
    کلیسای کوچکی دیدم در آن میانه قامت کشیده بود
    کلیسایی که من سال ها پیش با چمن هایش الفتی داشتم

    ***
    در های کلیسا بسته بود
    تو نباید....این چیزی بود که بر سر در نوشته شده بود
    بسوی باغ روی گرداندم
    اما گل های  زیبا انگار فرو خفته بودند

    ***
    دوباره نگاه کردم همه جا گورستانی بود
    بجای گلها انگار گور هایی رسته بود
    و کشیش ها با لباس های بلند و سیاه خود گرد آن ها می چرخیدند
    و اینگونه مرا با بوته های خار تنها می گذاشتند

 بلیک فردی کاملا مذهبی بود او اعتقاداتی آزاد داشت. در این شعر نوع نگاه او به کلیسا و هیات اداره کننده آن را می بینیم. او در این تصویر کلیسا را عاملی باز دارنده می بیند. بلیک در شعر پنجشنبه مقدس تصویر متفاوتی از کلیسا ارائه می کند و در آنجا به تلاشی که او ودیگر دوستان مذهبی در عین حال انقلابی اش در زدودن فقر از جامعه بریتانیا دارند اشاره می کند در عین حال از بی دردی عاملان کلیسا که بی منت کودکی را لقمه نمی بخشند ایراد می گیرد و آن را با پنجشنبه مقدسی که مسیح پای حواریون خود را شست و پس از آن کودکان فقیر را نان داد و خدمت کرد هماهنگ نمی داند. ترجمه این شعر به عنوان حسن ختام تقدیم می گردد:

    پنجشنبه مقدس
    آیا این اسن چیزی مقدس برای دیدن؟
    در سر زمینی که غنی و ثروتمند است
    اماکودکانش آواره و سر گردانند
    آنها را غذا می دهند دستان سرد ربا خواری

    ***
    ایا یک نوا را فریاد می زنند دل رعشه ها ؟
    آیا این نوا نوای شادی است؟
    چه بسیار کودکان فقر
    این جا سر زمین فقر و تباهی است

    ***
    خورشیدشان نمی درخشد هیچگاه
    متروک و عریان است دشتهاشان
    پوشیده از خار است راه هاشان
    اینجا زمستان همیشگی وابد

    ***
    جایی که خورشید همیشه تابنده است
    جایی که باران رحمت بر مردمانش می بارد
    کودکانش هرگز گرسنه نخواهند ماند
    و ذهن ها هرگز از فقر در هراس و تشویش نخواهد بود

منبع: sarapoem.persiangig.com


ویدیو مرتبط :
درخت سمی اثر ویلیام بلیک

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

زندگینامه ویلیام فالکنر نویسنده معروف



 

زندگینامه ویلیام فالکنر

 

ویلیام فالکنر یکی از بزرگترین و پر آوازه ترین نویسندگانی است که امریکا به خود دیده است. نویسنده ای که با قلم بینظیرش همواره حماسه انسانهای معمولی ولی شگفت انگیز امریکا را روایت می کند.او همزمان صاحب حماسه هومر،شیوایی تولستوی و قدرت هوگو است تا با حماسه ای چون خشم و هیاهو که هر کس آن را می نوشت و دیگر هیچ نمی نوشت بیگمان یک نویسنده برتر بود اما او آثار بسیاری با همان قدرت پدید آورده است.

 

 

ویلیام فالکنر

 

«خشم و هیاهو»ی ویلیام فاکنر را به‌سختی می‌توان تا انتها خواند و به‌دشواری می‌توان داستانش را تمام و کمال فهمید اما این رمان پررمز و راز ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد که آن را در کنار شاهکارهای ادبیات جهان قرار می‌دهد. اما این ویژگی‌ها کدامند؟ «ویلیام فاکنر» در سال ۱۹۳۳ بر خشم و هیاهو مقدمه‌ای افزود اما فاکنر در نخستین عبارت این مقدمه، که می‌توانید آن را همراه با متن اصلی کتاب به زبان انگلیسی بخوانید، می‌نویسد: «این کتاب را نوشتم و یاد گرفتم که چطور کتاب بخوانم.»

شاید مهم‌ترین ویژگی رمان «خشم و هیاهو» در همین عبارت کوتاه فاکنر نهفته باشد، اینکه با این رمان می‌توان یاد گرفت که چطور کتاب خواند. فاکنر در ادامه‌ی این مقدمه توضیح می‌دهد که پیش از این نیز در به‌کار بردن کلمات و «زبان» و به‌تبع آن نزدیکی به آن دو محتاط بوده است، همچون احتیاط یک مقاله‌نویس در به‌کارگیری کلمات، اما با نوشتن «خشم و هیاهو» یاد گرفته که در نزدیکی به زبان و کلمه احترام یا پروای خاصی را هم داشته باشد، مثل ترس همراه با لذت نزدیک شدن به دینامیت یا پروا و احتیاط نزدیکی با یک دختر [و یا یک پسر].

«خشم و هیاهو» کارکردهای تازه‌ای از رمان و رمان‌خوانی را به خواننده معرفی می‌کند. به آدم یاد می‌دهد که رمان، روایت، دیالوگ و شخصیت‌ها می‌توانند کارکردها و ویژگی‌هایی فرای تعاریف معمول خود داشته باشند و فاکنر در این رمان این ویژگی‌های تازه را به‌کار بسته است و آن را به‌ خواننده معرفی می‌کند. در عین حال، «خشم و هیاهو» اوج سبکی‌است که در ادبیات امروز به «سبک فاکنر» معروف است. همان سبکی که فاکنر بعد از «خشم و هیاهو» نیز آن را در رمان‌هایی چون کتاب خواندنی «گور به گور» [با ترجمه‌ی خوب نجف دریابندری] و «حریم» و «آبشالوم، آبشالوم!» به‌کار گرفت اما بعدها خود اعتراف کرد که هیچ‌گاه همچون نوشتن «خشم‌ و هیاهو» در به‌کارگیری این سبک ارضا نشده است.

ویلیام فاکنر در «خشم و هیاهو» داستان زوال زندگی «کامپسون» را از سال ۱۸۹۸ تا سال ۱۹۲۸ نشان می‌دهد و از این بابت رمان فاکنر شباهت‌هایی با رمان خواندنی «بودنبروک‌ها»ی توماس مان دارد و البته با روایت‌هایی کاملا متفاوت. موسسه‌ی انتشارات نگاه ترجمه‌ی «بهمن شعله‌ور» از «خشم‌ و هیاهو» را پیش از نوروز تجدید چاپ کرده و می‌توان آن را با قیمت ۶۲۵۰ تومان از کتاب‌فروشی‌ها خرید. توضیحات «ویکیپدیا» درباره‌ی این رمان راهگشا است و خواندن مقدمه‌ی فاکنر و راهنمای این سایت بر رمان «خشم و هیاهو» بسیار مفید است.

او مخالف سرسخت برده داری بود و از آنها که هنوز از سیاهان به عنوان برده استفاده می کردند، سخت خشمگین بود و از سیاهانی که هنوز تن به برده شدن می دادند سخت آزرده دل بود. این گونه تفکر و آزادمنشی و مخالفت با هرگونه تبعیض در اکثر آثار او قابل لمس است.

در «اورلئان» با نویسندگانی آشنا شد که بعدها نقش مهمی در زندگی او داشتند. یکی از نویسندگان، بانویی بود به نام «اندرسون» که  در زندگی فالکنر نقش به سزائی را ایفا کرد. فالکنر بعد از آشنایی با این بانوی نویسنده اولین رمان خود به نام «مزد سرباز» را منتشر کرد.

فالکنر اندیشه ازدواج با خانم اندرسون را درسر می پروراند . اما اندرسون با وکیلی که از نظر مالی و مقام موقعیتی به مراتب موفق تر از فالکنر داشت ازدواج کرد . این حادثه تأثیر عمیقی بر روحیه حساس  و شاعرانه فالکنر گذاشت و دل شکسته ی او را با رویدادهای «جهان بودن» هم سو ساخت.

سرگذشت پربار فالکنر مانند رمان ها و اشعارش، سرشار از زیر و بم ها و کش و قوس های زندگیست.

فالکنر چون «دس پاسوس» و «همینگوی» اولین کتاب خود را در سال 1926 با نوشتن داستان جنگی «مزد سرباز» که قهرمان آن سربازی است که مجروح و بدبین و ناراضی به وطن برمی گردد و در اطراف خود جز خودپرستی نمی بیند شروع کرد. او داستان «خشم و هیاهو» را در سال 1929 نوشت که سرگذشت تأثر انگیز خانواده ای را شرح داده است، این کتاب نام فالکنر را بلند آوازه ساخت.

داستان دیگر این نویسنده که نام آن «سارتوری»  است نیز در 1929 منتشرشد. در این داستان موضوعی مورد بحث قرار گرفته است که بعداً اساس فکر و نوشته های این نویسنده شد و آن ترسیم جنوب آمریکا یعنی قسمت «می سی سی پی» و جنگ های انفصال است. بر اثر این جنگ ها به عقیده نویسنده ، نسل مردان شریف قدیمی منقرض شده و دسیسه کاران و اشخاص متقلب و حیله گر به روی کار می آیند. داستان «معبد» را فالکنر در سال 1931 منتشر کرد که از خشن ترین و زننده ترین داستان های وی است. این کتاب خواننده زیاد داشته است و «آندره مالرو» نویسنده ی شهیر فرانسه بر ترجمه فرانسه آن مقدمه ای نوشته و « ژان پل سارتر» نیز مقالاتی درباره آن نگاشته است.

فالکنر در سال 1927 داستان «پشه ها» را منتشر کرد که مورد توجه فراوان واقع شد. وی در سال 1931 کتاب «این اعداد سیزده» را نیز به رشته تحریر کشید. در سال 1933 وی مجموعه اشعارش را به نام «شاخه های سبز» منتشر کرد و در 1935 کتاب «برج» را منتشر نمود. در سال 1939 کتاب «نخل های جنگلی» وی با استقبال عمومی روبرو گشت. کتاب های «هملت» در 1940 و «مزاحم دربار» در 1948 نام وی را در ردیف نویسندگان بزرگ معاصر آمریکا قرار داد. فالکنردر سال 1951 «مجموعه داستان های کوتاه» و در 1953«گل سفید» و در 1954 «یک افسانه» را به رشته تحریر کشید و در 1955 «جنگل های بزرگ» و «عمو ویلی» را منتشر کرد.

آنچه در آثار این نویسنده جلب توجه می کند نخست بدبینی شدید اوست. دیگر از خصوصیات نویسندگی او تشریح و نقاشی مناظر کشتن و قطع اعضاء و نظایر این هاست. از مشخصات دیگر این نویسنده شیوه ی خاص او در توجه به زمان است که خواننده را معمولاً گیج و گمراه می کند. تقریباً هیچگاه نویسنده، داستانی را مرتب و به تدریج از ابتدا تا انتها شرح نمی دهد، بلکه اغلب از آخر مطلب شروع می کند.

این نویسنده، خواننده را در مقابل اجزای پراکنده موضوع و مسئله ای می گذارد که تعبیر و حل آن فقط پس از صحبت ها و مکالماتی که قطع شده و دوباره شروع می شود، میسر می گردد. «فالکنر» در سال 1943 به اخذ جایزه ادبی نوبل نایل آمد و در سال 1954 جایزه «پولیتزر Pulitzer» را دریافت نمود. وی نویسنده ای است که به تدریج در آمریکا کسب شهرت نموده است. آثار این نویسنده هنوز هم در این کشور خواننده کثیر و فروش زیاد ندارد، برعکس در فرانسه طبقه روشنفکر ارزش فوق العاده ای برای او قائلند.

ویلیام فاکنر (به انگلیسی: William Faulkner) ‏ (۱۸۹۷ - ۱۹۶۲) رمان‌نویس آمریکایی و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات بود.

 

 

زندگی‌نامه

 

او در سال ۱۸۹۷ میلادی در نیو آلبانی میسی‌سیپی به دنیا آمد و در ۶ ژوئیه ۱۹۶۲، سه هفته بعد از آنکه از اسب افتاد، بر اثر سکته قلبی در آکسفورد میسی‌سیپی در گذشت.

در ۱۹۰۲ خانواده‌اش به آکسفورد، مرکز دانشگاهی میسی‌سیپی، نقل مکان کرد. به دلیل وزن کم و قد کوتاه در ارتش ایالات متحده پذیرفته نشد ولی به عنوان دانشجوی دانشگاه افسری در یگان پرواز سلطنتی در تورنتوی کانادا نام نویسی کرد و در ۲ دسامبر ۱۹۱۸ به عنوان افتخاری ستوان دومی نایل شد.

وارد دانشگاه می سی‌سی پی شد و در سال ۱۹۲۴ از دانشگاه انصراف داد و در ۱۹۲۵ همراه با دوستش با یک کشتی باربری به ایتالیا رفت و از آنجا پای پیاده رهسپار آلمان و فرانسه شد.

در ژوئن ۱۹۲۹ با استل اولدم ازدواج کرد. سفرهایی به هالیوود و نیویورک داشت و درین فاصله چندین فیلمنامه و نمایشنامه نوشت.

مطالعات در مورد فاکنر در ۱۹۴۶ به صورت جدی توسط ملکم کاوی آغاز شد. در ۱۹۵۰ جایزه نوبل ادبیات به او داده شد و خطابهٔ مشهور خود را در آنجا خواند. بعدآ نیز جایزه پولیتزر را برای کتاب شهر در سال ۱۹۵۷ دریافت نمود.

 

آثار و رمان ها

 

زندگینامه ویلیام فالکنر

 

مواجب بخور و نمیر (۱۹۲۶)

پشه‌ها (۱۹۲۷)

سارتوریس (۱۹۲۹)

خشم و هیاهو (۱۹۲۹)

گوربه‌گور (۱۹۳۰)

حریم (۱۹۳۱)

روشنایی ماه اوت (۱۹۳۲)

دو دکل (۱۹۳۵)

ابشالوم، ابشالوم! (۱۹۳۶)

شکست‌ناپذیر (۱۹۳۸)

نخل‌های وحشی (۱۹۳۹)

دهکده (۱۹۴۰)

برخیز ای موسی (۱۹۴۲)

مزاحم در خاک (۱۹۴۸)

مرثیه برای راهب (۱۹۵۱)

حکایت (۱۹۵۴)

شهر (۱۹۵۷)

عمارت (۱۹۵۷)

چپاولگران (۱۹۶۲)

 

آثار ترجمه شده به زبان فارسی


گوربه‌گور. ترجمهٔ نجف دریابندری. نشر چشمه

ابشالوم، ابشالوم!. ترجمهٔ صالح حسینی. انتشارات نیلوفر

برخیز ای موسی. ترجمهٔ صالح حسینی . انتشارات نیلوفر

حریم. ترجمهٔ فرهاد غبرایی. انتشارات نیلوفر

خشم و هیاهو. ترجمهٔ صالح حسینی. انتشارات نیلوفر

داستان‌های یوکناپاتافا. ترجمهٔ عبدالله توکل، رضا سیدحسینی. انتشارات نیلوفر

یک گل سرخ برای امیلی. ترجمهٔ نجف دریابندری. انتشارات نیلوفر

نخل‌های وحشی. ترجمهٔ تورج یاراحمدی . انتشارات نیلوفر

تسخیر ناپذیر. ترجمهٔ پرویز داریوش . انتشارات امیرکبیر

 

منبع:اوکانر، ویلیام‌ون. ویلیام فاکنر. ترجمهٔ مهدی غبرایی. انتشارات کهکشان.1377