فرهنگ و هنر


2 دقیقه پیش

تشریفات بهبود | تشریفات و خدمات مجالس

تشریفات بهبود | تشریفات و خدمات مجالس | برگزاری مراسم عروسی | باغ عروسی تشریفات ۵ ستاره بهبود با مدیریت بهبود اصلانی صاحب سبک در اجرای دیزاین های ژورنالی و فانتزی ، اجرا ...
2 دقیقه پیش

خواندنی ها با برترین ها (81)

در این شماره از خواندنی ها با کتاب جدید دکتر صادق زیباکلام، اثری درباره طنز در آثار صادق هدایت، تاریخ فلسفه یونان و... آشنا شوید. برترین ها - محمودرضا حائری: در این شماره ...

نوری بیلگه جیلان، از یک پیشخدمت تا نخل طلای کن


نوری بیلگه‌جیلان در سال 2014 با ارائه فیلم «خواب زمستانی» بینش سینمایی خود را به اندازه‌ای متعالی به تصویر کشید که کسب جایزه نخل طلای کن تنها تجلیلی کوچک در ازای آن به حساب می‌آمد. پس از این اتفاق جیلان به شکل قابل ملاحظه‌ای در سکوت فرو رفت و در جوامع سینمایی و هنری هیچ خبری از او نبود.

خبرگزاری صبا: نوری بیلگه‌جیلان در سال 2014 با ارائه فیلم «خواب زمستانی» بینش سینمایی خود را به اندازه‌ای متعالی به تصویر کشید که کسب جایزه نخل طلای کن تنها تجلیلی کوچک در ازای آن به حساب می‌آمد. پس از این اتفاق جیلان به شکل قابل ملاحظه‌ای در سکوت فرو رفت و در جوامع سینمایی و هنری هیچ خبری از او نبود.

با گذشت زمان مشخص شد که جیلان یک‌سال از زمان زندگی خود را صرف نگارش فیلمنامه‌ای با نام «بردگی» کرده است. فیلمنامه‌ای که او پس از دریافت نخل طلای کن، مشغول نوشتن آن شده و پس از یک‌سال به‌راحتی آن‌را به سطل زباله انداخته است. جیلان مدتی در دوحه مشغول تدریس سینما برای دوره کارشناسی ارشد شد. زمانی‌که این کارگردان 57 ساله ترکیه‌ای از دور انداختن فیلمنامه‌ای که برای نگارش آن یک‌سال زحمت کشیده بود، سخن گفت؛ تمام دانشجویان متوجه شدند که برای جیلان هنر سینما و احترام به آن بسیار جدی است. این اتفاق در حالی افتاد که موسسه سینمایی که جیلان در آن مشغول به تدریس است، حاضر به پرداخت تمام بودجه مورد نیاز فیلم تازه او بود زیرا مسئولان این موسسه در دوحه قصد دارند به هر قیمتی که شده، همکاری خود را با این فیلمساز و نویسنده خلاق ادامه دهند.

از یک پیشخدمت تا نخل طلای کن

این تنها یکی از نمونه‌های کوچک رفتاری است که تفکرات این فیلمساز را در دوران فعالیت حرفه‌ا‌ی‌اش نشان می‌دهد، عملکردی که به خوبی نمایان می‌سازد سینما برای جیلان تنها یک سرگرمی نیست. برای مصاحبه با وی به ویژگی منحصر به فرد دیگری از شخصیتش آشنا می‌شویم، او حضور یک مترجم را برای مصاحبه قبول نمی‌کند زیرا با تمام وجود از انتظار کشیدن متنفر است، بنابراین مصاحبه‌ای را که پیش رو دارید در موزه هنرهای اسلامی در حالی که در کنار هم قدم می‌زدیم، از او گرفته‌ام. جیلان بسیار راحت سخن می‌گوید و ابایی از بیان تفکرات و به اشتراک گذاشتن آنها با مردم سراسر جهان ندارد.

چندی پیش در جلسه‌ای به میزبانی ریچارد پنا، جیلان به‌راحتی از جزییات زندگی خصوصی‌اش سخن گفت، از زمانی که در انگلستان به‌عنوان یک پیشخدمت در رستورانی کار می‌کرد تا تماشای سه فیلم در یک روز و علاقه بی اندازه‌اش به عکاسی. جیلان به راحتی اعتراف می‌کند؛ وقتی به زمانی که کار فیلمسازی را شروع کرده فکر می‌کند، متوجه می‌شود آمادگی لازم را نداشته و بیشتر زمان خود را تلف کرده است. با توجه به شناختی که از او داریم، متوجه می‌شویم این حرف به معنای میزان وقت گذاشتن و وسواس بر کار است برای مثال زمان زیادی که او در اتاق تدوین می‌گذراند، زمانی که می‌توان آن را شبانه‌روزی خواند و این در حالی است که در میان تصحیح یک نمای فیلم توسط جیلان، تدوینگر چندین بار به خانه‌اش رفته و بازگشته است.

همچنین پیش از خواندن گفت‌وگویی که در مقابل دارید، باید در خاطر داشته باشید که جیلان فیلمنامه‌هایش را به اتفاق همسرش می‌نویسد، ابرو جیلان که حاصل همکاری‌اش با وی به خلق آثاری چون «سه میمون» (2008)، «روزی روزگاری در آناتولی» (2011) و در نهایت «خواب زمستانی» ختم شده است. ابرو و نوری بیگله سابقه همبازی بودن با یکدیگر را دارند، تجربه‌ای که جیلان از آن با واژه افتضاح یاد می‌کند زیرا جیلان عقیده دارد حرفه فیلمسازی به معنی کنترل دقیق تمام زوایای یک فیلم به حساب می‌آید و زمانی که شما در حال ایفای نقش هستید، چنین امکانی از شما سلب می‌شود، جیلان در این زمینه همواره وودی آلن را تحسین می‌کند زیرا به نظر او، آلن توان انجام هر دو کار را به نحو احسن دارد.

نکته مهم دیگری که باید در مورد او به خاطر داشته باشیم، نگاهش به تدریس سینماست. جیلان پس از حضور در دوحه چندین بار اعلام کرده است که راز ابهام‌آمیز سینما، دانستن نیاز مخاطب و ارائه آن به بهترین شکل ممکن است. این سخن به این معناست که این نیازها ممکن است در طول زمان تغییر کند و بنابراین نمی‌توان سینما را به عنوان امری ثابت و مشخص تدریس کرد. جیلان اذعان دارد که او یک معلم نیست؛ حتی زمانی که در مقطع کارشناسی ارشد تدریس می‌کند زیرا او نیز هر روز در حال آموختن و تلاش برای یادگیری نیازهای روز مخاطبینش است.

از یک پیشخدمت تا نخل طلای کن

در جریان کلاس خود به فیلمنامه‌ای که یکسال از زمان خود را به نگارش آن اختصاص دادید؛ اشاره کردید. چه نکاتی باعث شد پس از اتمام کار به این نتیجه برسید که فیلمنامه مناسب شما نیست؟

زمانی که نوشتن یک فیلمنامه را به اتمام می‌رسانید، اگر نتیجه کار به شما انگیزه لازم برای فیلم ساختن را ندهد؛ متوجه می‌شوید نباید وقت خود را با ساختن آن تلف کنید. این حالت امکان دارد در هر مرحله‌ای از نگارش فیلمنامه به شما منتقل شود گاهی در میانه آن، گاهی در انتهای آن ولی در نهایت نکته‌ای که بسیار اهمیت دارد این است که شما به‌عنوان یک فیلمساز نیاز به مقدار زیادی انگیزه شخصی برای ساخت یک اثر هنری دارید. گاهی در حال نوشتن فیلمنامه متوجه نکاتی می‌شوید و آن‌را به نوشته خود اضافه می‌کنید تا انگیزه‌های شما را بیشتر کند اما در این مورد خاص من تا پایان کار متوجه این واقعیت نشده بودم و پس از اتمام آن فهمیدم هیچ انگیزه‌ای برای ساخت فیلم ندارم.

آیا این تصمیم‌گیری با اضافه شدن فشارها بر شما پس از کسب جایزه نخل طلا مرتبط بود؟

خیر؛ فشاری وجود نداشت. این اتفاق شاید برای برخی افراد، آن‌هم به دلایلی خاص اتفاق بیفتد ولی من هیچ فشاری روی خودم احساس نمی‌کردم.

از یک پیشخدمت تا نخل طلای کن

آیا این اولین‌بار است که فیلمنامه‌ای را پس از به اتمام رساندن رها می‌کنید یا این اتفاق پیش از این هم رخ داده بود؟

فکر می‌کنم این اولین‌بار است.

آیا شما به ساخت فیلمنامه‌ای که نوشته‌اید بی‌علاقه بودید چون می‌خواستید اثر متفاوتی با کارهای دیگرتان پس از کسب نخل طلا ارائه دهید؟ منظورم این است که آیا می‌خواستید با اثر بعدی همه را شگفت‌زده کنید؟

خیر؛ اصلا فکر نمی‌کنم مسیر متفاوتی را نسبت به آثار قبلی‌ام پیش بگیرم، مطمئنا از عناصر تازه‌تری استفاده می‌کنم ولی به هیچ عنوان مسیرم متفاوت نخواهد بود. شاید روزگاری به سراغ این فیلمنامه بازگردم ولی در حال حاضر این اتفاق نخواهد افتاد.

ترکیه این روزها با مشکلات عدیده‌ای مواجه شده است. از سویی بمبگذاران انتحاری و از سویی دیگر هجوم پناهجویان سوریه‌ای به مرزها و... آیا فیلمی در این مورد ‌می‌سازید؟

فیلمی با محوریت این موارد نخواهم ساخت ولی پس زمینه چنین اتفاق‌هایی می‌تواند گزینه مناسبی برای ارائه دادن به مخاطبین باشد. دلیل حرفم این است که فیلمسازی اتفاق سریعی نیست که با هر اتفاق بتواند بلافاصله واکنش تاریخی سریع نشان دهد، این کار روزنامه‌نگارهاست که واکنش سریع خود را با نوشتن درباره این موارد نشان دهند، فیلم می‌تواند سه سال پس از وقوع چنین رویدادهایی ارائه شود. این درست است که چنین وضعیتی قابلیت به تصویر کشیدن شدن را دارد ولی ساخت نسخه‌ای سینمایی در مورد آن به هیچ‌عنوان کار راحتی نیست. فیلمساز باید سر وقت و با تامل بر اتفاقات، پس‌لرزه‌های اجتماعی این اتفاق را به تصویر بکشد.

مثل آثاری که درباره جنگ ویتنام ساخته شد، بهترین آنها برای زمانی بود که یک دهه از پایان جنگ گذشته بود.

دقیقا؛ این‌گونه بسیار بهتر است. وقتی همه چیز حل و فصل می‌شود شما تازه می‌توانید در مقام یک فیلمساز درست راجع به آن فکر کنید و کنترل بهتری روی ذهن خود در مورد اتفاقاتی که رخ داده دارید.

پیش از این شما گفته‌اید که علاقه زیادی به استفاده از دیالوگ در آثار خود دارید، علاقه‌ای که روز به روز بیشتر می‌شود و نمود آن‌را در «خواب زمستانی» به خوبی مشاهده کردیم. در پرداختن به دیالوگ‌ها چه نکته‌ای یافته‌اید که علاقه‌تان به استفاده از آن بیشتر شده است؟ این در حالی است که اکثر فیلمنامه‌نویس‌ها اندازه و متر مشخصی برای استفاده از دیالوگ دارند.

من کار مخالف این وضعیت را زیاد تجربه کرده‌ام، استفاده بسیار کم از دیالوگ. اکنون دوست دارم نقطه مقابل این عملکرد را تجربه کنم، استفاده بیش از حد از دیالوگ، کاری که در «خواب زمستانی» انجام دادم. دیالوگ وجه تئاتریکال اثر را بالا می‌برد. البته همیشه قصد ندارم طبق این روال فیلم بسازم، نکته دیگری که باید به آن اعتراف کنم این است که من پیش‌تر از این هم به دیالوگ‌نویسی علاقه داشتم ولی جرات استفاده از آن‌را نداشتم، حال اعتماد به نفسم در این مورد بالاتر رفته است و حس می‌کنم فعلا می‌خواهم آثاری دیالوگ‌محور بسازم.

از یک پیشخدمت تا نخل طلای کن

شما در مورد ادبیات روسیه و تاثیری که به روی شما گذاشته است؛ زیاد صحبت می‌کنید. آیا در حال حاضر در حال مرور آثار روسی هستید؟

بله؛ برخی از آنها را قبلا خوانده‌ام و در حال خواندن دوباره آنها هستم اما بیشتر مطالعاتم در این روزها خواندن آثار جدید ادبیات روسیه است. با علاقه زیاد کار نویسندگان جدید آنها را دنبال می‌کنم ولی در نهایت به نقطه اصلی باز می‌گردم و خودم را مشغول خواندن چخوف و داستایوفسکی می‌بینم.

کتاب مورد علاقه‌تان کدام است ؟

«ابله» را بسیار دوست دارم؛ البته به همان اندازه از خواندن «شیاطین» (در ایران با نام «جن زدگان») نیز لذت می‌برم و حتی قصد دارم روزی فیلمی بر اساس آن بسازم؛ البته اگر بتوانم.

بالاخره شما هم به ساخت فیلم به شکل دیجیتالی روی آوردید. فکر می‌کنید این شیوه بهتر از استفاده از نگاتیو است یا تغییری در فیلمسازی شما به‌وجود آمده است؟

بله؛ تغییر بوجود آمده و تقریبا روند فیلمسازی را برای من تغییر داده است. به این دلیل که در حال حاضر من می‌توانم نماهای تلفیقی بیشتری بگیرم و به من این اختیار را می‌دهد چیزهای بیشتری را سر صحنه و در اتاق تدوین امتحان کنم، حال بماند که می‌توانم نماهای بیشتری هم بگیرم و که این قابلیت آخری را بسیار می‌پسندم.


ویدیو مرتبط :
ایلخان نوری دارنده مدال طلای مسابقات جهانی نجات غریق

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

نخل طلای جشنواره کن به فرانسه رسید / یک جایزه برای فیلم فرهادی



نخل طلای جشنواره کن به فرانسه رسید / یک جایزه برای فیلم فرهادی

 فیلم فرانسوی «آبی گرم‌ترین رنگ است» به کارگردانی عبد‌اللطیف کشیش جایزه نخل طلای بهترین فیلم شصت و ششمین دوره جشنواره فیلم کن را دریافت کرد.

 

نخل طلای جشنواره کن

جشنواره فیلم کن یکشنبه شب پس از 11 روز به کار خود پایان داد و داوران بخش مسابقه اصلی به ریاست استیون اسپیلبرگ کارگردان آمریکایی جایزه اصلی این دوره جشنواره را به تازه‌ترین ساخته عبد‌اللطیف کشیش کارگردان و بازیگر متولد تونس اعطاء کردند. 

پیش از برگزاری مراسم اختتامیه نیز از «آبی گرم‌ترین رنگ است» که درباره ارتباط دو دختر نوجوان است، به عنوان یکی از رقبای جدی برای دریافت جایزه اصلی این دوره جشنواره کن یاد می‌شد.

در همین حال جایزه بزرگ جشنواره به کمدی «درون لوئین دیویس» ساخته جوئل و ایتن کوئن رسید. داستان این فیلم در دنیای کوچک موسیقی محلی در گرینوویچ ویلیج در نیویورک در دهه 1960 متمرکز است.

آمات اسکالانته کارگردان مکزیکی فیلم «هلی»‌ جایزه بهترین کارگردان را دریافت کرد. این فیلم درباره خانواده‌ای است که در نتیجه خشونت مرتبط با مواد مخدر از هم می پاشد. 

فیلم ژاپنی «مثل پدر، مثل پسر» ساخته هیروکازو کوره-ادا برنده جایزه هیئت داوران شد. این فیلم داستان دو خانواده است که متوجه می‌شوند پسرهایشان هنگام تولد جابجا شده‌اند. 

بروس درن بازیگر پیشکسوت آمریکایی برای بازی در نقش یک همسر و پدر سالخورده در کمدی جاده‌ای و سیاه و سفید «نبراسکا» به کارگردانی الکساندر پین برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد. درن خود در مراسم حضور نداشت و پین بجای او جایزه را دریافت کرد. 

بره‌نیس بژو بازیگر فرانسوی برای بازی در فیلم «گذشته» ساخته اصغر فرهادی جایزه بهترین بازیگر زن را برد. او در این فیلم نقش زنی پاریسی را بازی می‌کند که به دنبال طلاق از همسر ایرانی‌اش است. بژو دو سال پیش با فیلم صامت و سیاه و سفید «هنرمند» در بخش مسابقه اصلی کن حضور داشت و بعدها برای بازی در نقش یک ستاره نوظهور سینمای ناطق در این فیلم برنده جایزه سزار و نامزد جایزه اسکار شد. 

جیا ژانکه کارگردان چینی برای فیلم «نشانی از گناه» جایزه بهترین فیلمنامه را دریافت کرد. این درام چهار بخشی بر مبنای داستان‌های واقعی درباره خشونت در چین معاصر ساخته شده است.  

داوران جایزه دوربین طلایی به ریاست آنیس واردا فیلمساز فرانسوی جایزه بهترین فیلم اول را به فیلم سنگاپوری «Ilo Ilo» به کارگردانی آنتونی چن دادند. این فیلم در بخش دو هفته کارگردانان کن نمایش داده شد.

داوران بخش‌ سینه‌فونداسیون و فیلم‌های کوتاه جشنواره کن به ریاست جین کمپیون فیلمساز نیوزیلندی، جایزه نخل طلای بهترین فیلم کوتاه را به فیلم کره‌ای «ایمن» (Safe) اعطاء کردند. در این بخش فیلم «37.4 S» ساخته آدریانو والیرو کارگردان ایتالیایی همین طور فیلم «Wild Valley» تقدیر شدند.

آنگ لی کارگردان تایوانی، کریستوف والتس بازیگر اتریشی،نیکول کیدمن بازیگر آمریکایی، کریستیان مونگیو کارگردان رومانیایی، لین رمزی کارگردان اسکاتلندی، نائومی کاواسه کارگردان ژاپنی، دانیل اوتوی بازیگر فرانسوی و ویدیا بالان ستاره هندی دیگر داوران بخش مسابقه اصلی بودند. 

درمجموع، 20 فیلم در بخش مسابقه اصلی برای دریافت جوایز این دوره جشنواره کن رقابت کردند.  

اودری توتو بازیگر فرانسوی اجرای مراسم افتتاحیه و اختتامیه شصت و ششمین جشنواره فیلم کن را به عهده داشت که 15 مه (25 اردیبهشت) با درام «گتسبی بزرگ» به کارگردانی باز لورمان آغاز ‌شد و با تریلر فرانسوی «زولو» ساخته ژروم سال به پایان رسید./خبرآنلاین