فرهنگ و هنر


2 دقیقه پیش

خواندنی ها با برترین ها (81)

در این شماره از خواندنی ها با کتاب جدید دکتر صادق زیباکلام، اثری درباره طنز در آثار صادق هدایت، تاریخ فلسفه یونان و... آشنا شوید. برترین ها - محمودرضا حائری: در این شماره ...
2 دقیقه پیش

«محمدعلی کلی»؛ اسطوره‌ای که سینما برای او کم نگذاشت

محمد علی اسطوره جهانی بوکس در حالی با زندگی خداحافظی کرد که فیلم‌های متعددی درباره زندگی این چهره محبوب ورزشی ساخته شده است. خبرگزاری مهر: محمد علی اسطوره جهانی بوکس ...

سینماگران برای امام خمینی چه کردند؟


امام خمینی یکی از شخصیت های معاصر و مهم در تاریخ ایران و جهان است. بعد از گذشت ۲۷ سال از رحلت ایشان، سینماگران و فیلمسازان نتوانستند تصویر درخوری از امام خمینی در سینمای ایران به تصویر بکشند، در این گزارش با چند تن از سینماگران صحبت شد و چرایی این اتفاق را بررسی کردیم.

وب‌سایت سینما سینما - سام بهشتی: امام خمینی یکی از شخصیت های معاصر و مهم در تاریخ ایران و جهان است. بعد از گذشت ۲۷ سال از رحلت ایشان، سینماگران و فیلمسازان نتوانستند تصویر درخوری از امام خمینی در سینمای ایران به تصویر بکشند، در این گزارش با چند تن از سینماگران صحبت شد و چرایی این اتفاق را بررسی کردیم.

چهاردهم خرداد دیگری از راه رسید و امسال بیست و هفتمین سالگرد عروج ملکوتی حضرت امام خمینی است. مردی که همه عمر خویش را به مبارزه بر علیه ظلم و ستم پرداخت و به رهبری تکرار نشدنی برای ملت ایران تبدیل شد.

اگر بگوییم امام خمینی عالم و دانشمند زمانه خود بود، بیراه نگفته ایم. ایشان بر همه مسائل اشراف کامل داشتند و نگاه ویژه و خاص امام به مقوله فرهنگ و هنر، در زمان رهبری ایشان بسیار مهم و حائز اهمیت است.

سینماگران برای امام خمینی چه کردند؟/ ساداتیان، شورجه، رافعی، ایل بیگی و باشه آهنگر پاسخ دادند

نزدیک به سی و چند سال پیش در کشور ما انقلاب بزرگی به رهبری حضرت امام آغاز شد و در شرایط های ملتهب و این چنینی، مسائل زیر ساختی است که از اهمیت بیشتری برخوردار می‎شود اما رهبر کبیر انقلاب در بدو ورود به کشور و در سال ۱۳۵۷ از فرهنگ و سینما و صحبت می‌کنند. ایشان به مردم می‌گویند که «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم».

 این درک عمیق و نگاه گسترده به مقوله فرهنگ و هنر که امام بر آن تاکید گسترده ای داشتند، مهر تاییدی است بر این که امام جدا از این که در سیاست و عرصه های دیگر انسان با درایت و قدرتمندی است، در حوزه فرهنگ و هنر هم دانش بالایی دارند. در طول سال هایی که حضرت امام در قید حیات بودند، بارها و بارها بر موضوع فرهنگ و هنر و به طور ویژه سینما تاکید کردند.

امامیکی از مهم ترین صحبت های امام خمینی در بهشت زهرا تهران بود که امام بر نقش و تاثیرگذاری سینما در جامعه اشاره کردند و فرموند:  «برای چه سینمای ما مرکز فحشاست؟ (اشاره به سینمای قبل انقلاب) ما با سینما مخالف نیستیم ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم.

ما کی مخالفت کردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران،  مرکز چیزی که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است.»

در بخش دیگری در آن سخنرانی تاریخی، حضرت امام تاکید کردند: «سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید که جوان های ما را این ها به تباهی کشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با این ها در این جهات مخالف هستیم. این ها به همه معنا خیانت کرده اند به مملکت ما.»

سینماگران برای امام خمینی چه کردند؟/ ساداتیان، شورجه، رافعی، ایل بیگی و باشه آهنگر پاسخ دادند

از نگاه امام(ره) هنر صرفاً برای نشان دادن یا خودنمایی نیست، خصوصاً هنرهای نمایشی (تئاتر و سینما) بلکه در خدمت ترویج یک اندیشه و فکر باید باشد و نیز تربیت و تعلیم اندیشه‌های اسلامی و اخلاقی. بنابراین زدودن ابتذال و سطحی‌نگری در امر هنر وظیفه خطیر هنرمند است.

حضرت امام معتقد بودند تولیدات سینمای ایران که در چارچوب های ارزشی و مضامین انقلابی تولید می شوند از اهمیت بیشتری برخوردارند و در یکی از سخنرانی های خود درباره فیلم «گاو» چنین فرموند:

«من غالبا فیلم هایی که خود ایرانی ها درست می‎کنند به نظرم بهتر از دیگران است. مثلا فیلم «گاو» آموزنده بود. اما حالااین فیلم ها باید حتما از آمریکا یا از اروپا بیاید، با یک بی بند و باری تا روشنفکران غرب زده شاد شوند. فیلم هایی که از خارج به ایران می آید اکثرا استعماری است لذا فیلم های خارجی استعماری را حذف کنید. مگر صددرصد صحیح باشد.»

حضرت امام خمینی در طول سال هایی که رهبری  مردم ایران را بر عهده داشتند ، در سخنرانی های مختلف به نقش سینما و مقوله فرهنگ و هنر تاکید ویژه ای کردند و بعد از ایشان آیت الله خامنه ای که زمام امور را در دست گرفتند بر مساله فرهنگ و هنر به طور خاص سینما اشارات مهمی داشتند، رهبر انقلاب معتقد است که «بلاشک برترین هنرها، هنر سینما است» که این جمله کلیدی ایشان هم در راهروی سازمان سینمایی نصب شده است و در دستور کار مدیران قرار گرفته است.

چرا نتوانستیم تصویر درستی از حضرت امام در تولیدات سینمایی نشان دهیم؟

سینماگران برای امام خمینی چه کردند؟/ ساداتیان، شورجه، رافعی، ایل بیگی و باشه آهنگر پاسخ دادند

بیست و هفت سال از ارتحال ملکوتی آن حضرت گذشت و بعد از سپری شدن این همه سال هنوز سینماگران ما نتوانسته اند ذره ای از زوایای پیدا و پنهان و ابعاد شخصیتی آن پیر جماران را به تصویر بکشند. مرد بزرگی که هر برگ از زندگی او و شخصیت مبارز ایشان می تواند سوژه ای برای فیلمسازان باشد. سینماگران و فیلمسازان جهانی از تمامی رهبران خود، فیلم های ریز و درشتی ساختند. زندگی «آبرام لینکن»، «گاندی»، «کندی» و … دیگر چهره های سیاسی با زبان سینما به تصویر کشیده شد اما هنوز فیلمسازان ما نتوانستند فیلمی درباره امام خمینی بسازند.

بهروز افخمی، یکی از کارگردانان سینمای ایران است که فیلم «فرزند صبح» را با محوریت زندگی امام خمینی جلوی دوربین برد و به غیر از یک اکران در جشنواره فیلم فجر، این فیلم به اکران عمومی نرسید. فیلمی که به لحاظ ساختار و تکنیکال ضعیف است و اگر روزی این فیلم به اکران برسد، طبعا موجب تنش هایی خواهد شد چراکه با شخصیت امام خمینی و شان ایشان فاصله دارد.

بعد از آن سعید چاری در یک فیلم تلویزیونی با عنوان «سال های حادثه» سعی کرد که برشی از زندگی امام را به تصویر بکشد که آن فیلم هم به سرانجام مطلوبی نرسید و تاثیر گذاری مثبت و کارکردی نداشت.

منوچهرمحمدی هم یکی از تهیه کنندگان سینما بود که با جدیت فراوان می خواست فیلمی را با مضمون زندگی امام خمینی جلوی دوربین ببرد که این اتفاق هم نیفتاد.

فیلم های مستند زیادی هم با موضوعات مختلف درباره امام ساخته شد که طی ماه های گذشته، مسئولان را به این فکر وا داشت که جشنواره ای تحت عنوان «روح الله» که مزین به نام پر برکت امام خمینی است به دبیری محمد آفریده برگزار کنند. جشنواره ای که در سکوت برگزار شد و حتی سینماگران هم آن طور که باید و شاید از آن استقبال نکردند. فقط از برکت نام امام خمینی عده ای از جوانان فیلم های کوتاه و مستند آن ها دیده شد اما شاید جایی عرضه نشود.

هزینه های زیادی صرف تولید فیلم های فاخر در سینمای ایران می شود اما به راستی که این بودجه هایی که برای تولید موضوعاتی به کار گرفته می‌شود که دردی را از جامعه دوا نمی کند اگر درست صرف می شد و فیلم های مفیدتری ساخته می شد، امروز نیازی نبود بنویسیم که ما برای امام و انقلاب چه کرده ایم؟

در روزهایی که سینمای ما به دلیل وجود اصغر فرهادی بیش از گذشته جهانی شده است، باید محکم تر در عرصه جهانی گام برداریم و فیلمساز های بیشتری تربیت کنیم.



صدا و سیما برای نشان دادن زندگانی حضرت امام چه کرد؟

سینماگران برای امام خمینی چه کردند؟/ ساداتیان، شورجه، رافعی، ایل بیگی و باشه آهنگر پاسخ دادند

ملی و صدا سیما که طبق فرمایش امام باید همانند دانشگاه انسان تربیت کند و مروج اصول انسانی باشد ، در طول عمر سی ساله اش هنوز که هنوز است نتوانسته مجموعه تلویزیونی را با محوریت سیره عملی و زندگی سیاسی امام خمینی (ره) تولید کند و روی آنتن سیما بفرستد.

مجموعه های مستند و کوتاه تولید شده است اما سریالی با مضمون زندگی امام و زوایای مختلف زندگی ایشان که یک اثر فاخر باشد که مخاطب با آن ارتباط برقرار کند هنوز ساخته نشده است.

«آفتاب و زمین» سریالی بود که جواد شمقدری درباره برهه ای از زندگی امام ساخت که البته به دلیل ضعف کیفی، مطرح نشد و به چشم نیامد.

چند سالی است که محمدرضا ورزی مشغول ساخت و نگارش سریالی با عنوان «معمای شاه» است، سریال درجه الفی که از آغاز فیلمبرداری اش تاکنون، در سازمان عریض و طویل صدا و سیما سه رییس عوض شده اند و این پروژه هم فراز و نشیب های زیادی داشته است، در زمان ضرغامی جلوی دوربین رفت و امروز دکتر علی عسگری بر سازمان مدیریت می کند.

ورزی هم جز فیلمسازان دغدغه مند است که دلش می خواهد اثر انقلابی تولید کند اما آثارش مخاطب ندارد و نقد های زیادی بر علیه او می نویسند.

در سریال «معمای شاه» حضرت امام حضور پر رنگی دارد اما هنوز ندیده ایم که محمدرضا ورزی و در روایت خاص خودش از تاریخ چه کرده است و زندگانی امام را چگونه به تصویر کشیده است.



سید جمال ساداتیان: فیلمسازی درباره امام خمینی و شخصیت های معاصر کار سختی است

سینماگران برای امام خمینی چه کردند؟/ ساداتیان، شورجه، رافعی، ایل بیگی و باشه آهنگر پاسخ دادند

جمال ساداتیان یکی از تهیه کنندگان سینمای ایران است که فیلم های مهمی با تم سیاسی تهیه کرده است و دغدغه فیلمسازی در این نوع را دارد. این تهیه کننده در گفتگو با ما در خصوص چرایی کم کاری سینما درباره شخصیت والای حضرت امام عنوان کرد: معتقدم که فیلمسازی درباره شخصیت های معاصر بسیار سخت است و ما نمی توانیم به همه ابعاد وجودی و وجوه شخصیتی همانند امام بپردازیم. اگر هر کارگردانی بخواهد در این بحث ورود کند و فیلمی درباره یک شخصیت سیاسی همانند حضرت امام جلوی دوربین ببرد، موافقان و مخالفان گسترده ای خواهد داشت.

وی ادامه داد: بحث بر سر این نیست که چرا ما نمی توانیم فیلم شخصیت محور در سینمای ایران تولید کنیم، موضوع این است که نمی توانیم به سراغ شخصیت ها و حتی حادثه های معاصر برویم. چون ذهنیت مردم نسبت به هر واقعه یا شخصیت یک چیزی است و اگر فیلمساز خلاف آن را به تصویر بکشد، مدعیان بسیاری پیدا می شوند.

تهیه کننده فیلم «به رنگ ارغوان» در بخش دیگری از حرف هایش یاد آور شد:  تاریخ و گذشته معاصر مدعی های بسیاری دارد، اگر هالیوود فیلمی درباره«لینکلن» می سازد، او یک رییس جمهور بوده و قداستی نداشته است و از شخصیت های معاصر محسوب نمی شود. حضرت امام یک شخصیت معاصر است و هر فیلمی درباره ایشان ساخته شود، در نشان دادن زوایای پیدا و پنهان ابعاد شخصیتی ایشان، ناقص است. چون ما نمی توانیم امام را آن طور که مهم بودند و تاثیرگذار، ایشان را به تصویر بکشیم. ما حتی نمی توانیم قهرمانان صدر اسلام و ائمه را به تصویر بکشیم، چون ذهنیت مردم نسبت به آن ها یک چیز است و هر تصویری که ارائه شود، خلاف تصورات است.

سید جمال ساداتیان در پایان تصریح کرد: شما نگاه کنید، مقام معظم رهبری در قید حیات هستند و سایه ایشان بر سر ملت ایران است، اما چه قدر صحبت های ایشان در بدنه جامعه معکوس جلوه داده می شود، هرکس به خود اجازه می دهد حرف های ایشان را تفسیر به رای کند و بگوید من می دانم نظر حضرت آقا درباره آن موضوع چنین است اما شاید ایشان چنین نظری نداشته باشند. بارها و بارها دفتر ایشان بیانیه صادر کرد که نظر رهبری در ارتباط به فلان موضوع چنین نیست و بحث هایی که مطرح می شود، نظر آقا نیستند. حالا بخواهیم فیلمی درباره امام بسازیم که بتوانیم همه نظرها راضی کنیم، شدنی نیست. نوه امام یادگار ایشان برای ما است، اما بعضی وقت ها مورد حمله جریان های مختلف قرار می گیرند. هر گروه سیاسی فرمایشات حضرت امام را به نفع خویش مصادره می کند. فیلم ساختن درباره امام خمینی کار هرکسی نیست.



محمد علی باشه آهنگر: کار ساده ای نیست

سینماگران برای امام خمینی چه کردند؟/ ساداتیان، شورجه، رافعی، ایل بیگی و باشه آهنگر پاسخ دادند

محمد علی باشه آهنگر از کارگردان صاحب نام سینمای ایران است که در حوزه دفاع مقدس فیلم های متفاوتی را در کارنامه خود دارد. باشه آهنگر در گفتگو با ما درباره این مساله که چرا نتوانستیم در سینمای ایران تصویر درستی از حضرت امام نشان دهیم، گفت: فیلم ساختن درباره امام کار ساده ای نیست، وجوه شخصیتی امام خمینی آن قدر عمیق است که نگارش درباره ایشان کار ساده ای نیست.

وی ادامه داد: فیلم هایی درباره زندگی حضرت امام ساخته شده است اما هر کدام شاید توانسته باشند که یک بُعد از زندگی امام را به تصویر بکشند، در صورتی که ابعاد زندگی امام در قالب یک فیلم ۹۰ دقیقه ای نمی گنجد.

کارگردان فیلم «بیداری رویاها» در تکمیل حرف هایش گفت: یکی دیگر از مشکلاتی که در این مسیر قرار داد این است که اراده ای وجود ندارد تا شما را همراهی کنند، امکانات در اختیار فیلمساز قرار دهند تا بتواند درباره امام فیلم بسازد ، انگار انگیزه ای نیست. قرار بود سال گذشته من سریالی را با مضمون زندگی شهید مطهری کار کنم،  اما به من گفتند که ما می خواهیم وجوه فلسفی آیت الله مطهری فقط نمایان باشد و من معتقدم وقتی می خواهیم درباره شخصیت معاصری فیلم بسازیم باید تمام ابعاد شخصیتی آن را در نظر بگیریم. درباره مردان بزرگ فیلم ساختن کار سختی است.



حبیب ایل بیگی: سینمای امروز، مدیون امام است


سینماگران برای امام خمینی چه کردند؟/ ساداتیان، شورجه، رافعی، ایل بیگی و باشه آهنگر پاسخ دادند

حبیب ایل بیگی، معاون اداره نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی و یکی از چهره های شاخص در حوزه مدیریت سینمای ایران در گفتگو با ما درباره همین موضوع گفت: این که ما نتوانستیم در حوزه سینما درباره وجوه شخصیتی حضرت امام فیلم بسازیم، یک نقص بزرگ است. حضرت امام یکی از چهره های بزرگ قرن ۲۰  و انقلاب اسلامی و هم یکی از اتفاق های بزرگی است که در تاریخ رقم خورده است.

وی ادامه داد: من فکر می‌کنم یکی از علت هایی که کمتر درباره آن گفته شده این است که ما بعد از انقلاب درگیر جنگ تحمیلی شدیم، از انقلاب که جداش شدیم  بلافاصله جنگ شروع شد. کشور وارد بحران تازه ای شد و نتوانستیم در کنار امام نفس بکشیم و زندگی کنیم، در آن دوران پر التهاب جنگ همه درگیر شدند و نتوانستند همراه امام باشند و بیشتر با زوایای پیدا و پنهانی آن شخصیت بزرگوار آشنا شوند. متاسفانه حضرت امام یک سال بعد از جنگ از میان ما پرکشیدند. اگر امام بودند و فرصتی بود تا با نخبگان هنر و مردم بیشتر بمانند، وجوه شخصیتی و گوهرگرانبهای وجودی ایشان بیشتر شناخته می‌شد و تاثیر بیشتری  در فرهنگ و هنر داشت.

معاون اداره نظارت و ارزشیابی درباره فیلم هایی که در حوزه سینما درباره امام ساخته شده است، عنوان کرد: تنها یک فیلم درباره امام خمینی ساخته شد که اثر ناموفقی بود و این ظلم است. در این کشور با یک اثر سینمایی درباره امام مواجه بودیم، که آن هم ناقص و ابتر است. نسل ما که اهمیت وجود امام خمینی و تاثیر گذاری اش را در تاریخ می داند، بشتر دلمان می سوزد که چرا نتوانستیم کاری کنیم؟ من معتقدم امروز اگر در ایران سینما داریم، مدیون حرف امام هستیم. من به واسطه کارم، سفرهای زیادی در منطقه خاورمیانه رفتم، در این کشورها به سینمای ما غبطه می خورند و از این که سینمای ایران در جهان می درخشد، حسرت می خورند، یک روز یکی از این مدیران به من گفت: چرا ما نمی توانیم در عرصه سینما به پای شما برسیم؟ من هم به او گفتم ما در ایران رهبری داشتیم که در بدو ورودشان به ایران و در زمانی که کشور انقلاب سختی را گذراند بود، فرموند ما سینما می خواهیم و با آن مخالف نیستیم، این نگاه حضرت امام بود که ما امروز در این نقطه ایستادیم و مدیون امام خمینی هستیم.

ایل بیگی در تکمیل حرف هایش گفت: امیدوارم که جوانان و نسل بعدی اگر دغدغه دارند که درباره امام خمینی کاری انجام دهند، زودتر اقدام کنند و به دنبال بودجه های کلان دولتی برای ساخت فیلم نباشند. آرزوی من این است که روزی فرا برسد و ما اثر سینمایی مهمی در شان حضرت امام تولید کرده باشیم و بتوانیم آن را به جهانیان عرضه کنیم. شخصیت امام در خارج از کشور ما پرفروغ تر است و هنوز انسان هایی که به دنبال مبارزه با ظلم و ستم هستند و به دنبال آزادی می گردند از اندیشه های امام تبعیت می‌کنند.



عباس رافعی: شخصیت های معاصر در ذهن مخاطبان نقش بسته اند

سینماگران برای امام خمینی چه کردند؟/ ساداتیان، شورجه، رافعی، ایل بیگی و باشه آهنگر پاسخ دادند

عباس رافعی یکی دیگر از کارگردانان سینمای ایران است که در حوزه سینمای انقلاب فعالیت های بسیاری داشته و فیلم «کیمیا و خاک» او به بخش هایی از حوادث انقلاب پرداخته است. این کارگردان در گفتگو با ما، درباره این که چرا ما در سینمای ایران نتوانسته ایم، تصویر درستی از ابعاد شخصیتی و زندگینامه حضرت امام را به تصویر بکشیم، عنوان کرد: رفتن به سراغ شخصیت های معاصری که هنوز رفتار و حرکات و خاطره آن شخصیت در ذهن مخاطبان نقش بسته است کار بسیار دشواری است. حضرت امام یکی از آن شخصیت های مهم و تاثیرگذار در طول تاریخ بودند و به جرائت می توان گفت که ایشان یک شخصیت چند بعدی هستند و نمی توان به همین راحتی درباره ایشان یک اثر سینمایی ساخت.

او اضافه کرد: ایشان یک سیاستمدار تمام، عالم ربانی، دانشمند زمان، رهبر امت بودند. این صفات و ویژگی ها را به راحتی نمی توان به تصویر کشید. وقتی ایشان را در لانگ شات می بینیم، با خودمان می‌گوییم که یک فیلم زندگینامه محور می‌شود ساخت اما هرچه نزدیک می‌شویم، و با وجوه شخصیتی امام خمینی آشنا می‌شویم، در می‌یابیم که فیلم ساختن درباره ایشان کار ساده ای نیست.

رافعی اضافه کرد: نویسندگان و فیلمنامه نویسان برای نوشن از امام، دلهره داردند. آن ها هرچه بنویسند، بخش های دیگری از زندگی امام ابتر می‌ماند و نمی‌توان تصویر درستی ارائه کرد. بهروز افخمی هرچه تلاش کرد که در فیلم «فرزند صبح» بخش هایی از کودکی امام را با زبان سینما به تصویر بکشد، نتوانست و این فیلم به یک کاریکاتور تبدیل شد و در آرشیو تاریخ ماند.

کارگردان فیلم «کیمیا و خاک» تصریح کرد: درباره انقلاب اسلامی فیلم ساختن هم، ماجرا از این قرار است، من معتقدم که انقلاب همانند پرده بزرگی است که پرده خوانان باید قصه های آن را با جزئیات بخوانند و به سراغ خرده قصه های آن بروند.

این کارگردان سینما در پایان حرف هایش گفت: زندگانی حضرت امام پر از قصه های بسیار جذاب است، شاید ما نتوانیم درباره کلیت زندگی ایشان اثری تولید کنیم که همه وجوه شخصیتی ایشان را در بر بگیرد، اما می توان درباره جزئیات زندگی ایشان کارهایی انجام داد. به طور مثال امام زمانی که در نجف بودند، با ماجراهای سختی مواجه شدند و قبل از تبعید به پاریس، دولت کویت نگذاشت که امام به آن جا بروند، همین اتفاق می تواند به تصویر کشیده شود، باید درجزئیات زندگی حضرت امام وارد شد.



جمال شورجه:  شاید فیلمسازان خودشان را در حد ایشان نمی‌بینند/ برخی ها مانع خیر شدند

سینماگران برای امام خمینی چه کردند؟/ ساداتیان، شورجه، رافعی، ایل بیگی و باشه آهنگر پاسخ دادند

جمال شورجه یکی دیگر از کارگردان سینمای ایران است که نسبت به این اتفاق، صاحب نگاه و تحلیل است. وی درباره این اتفاق که چرا نتوانستیم درباره امام خمینی فیلم بسازیم به ما گفت: در مقاطع مختلف فیلم های کوتاه و بلندی با محوریت زندگانی امام خمینی ساخته شد. اما هیچ کدام نتوانستند، ذره ای از وجوه شخصیتی امام را به تصویر بکشند. بهروز افخمی یکی از این کارگردان بود که یک بازه ۱۰ ساله را برای تولید این فیلم در نظر گرفت و یک دوره چهارساله هم در زمان تولید این پروژه نماینده مجلس شد و در آخر هم فیلمی که ساخت، معلوم نشد که چه بر سر آن آمد. در واقع من فکر می کن که برخوردهای این چنینی مانع خیر شد و دیگر کسی به سراغ مضامین ارزشی با محوریت زندگانی امام راحل نرفت.

کارگردان فیلم «سی و سه روز» ادامه داد: برای ورود به این ماجرا، فیلمساز باید ببیند که می خواهد چه وجوهی از شخصیت امام یا اندیشه های ایشان را به تصویر بکشد؟ باید متوجه باشد که می خواهد چه کار کند و به سراغ چه کسی برود. آیا او دانش این را دارد و یا این شخصیت را به خوبی می شناسد که به سراغ او برود. از چه زاویه دیدی می خواهد ورود کند؟ تمامی این نکات جای بحث تحلیل دارد و نمی توان به راحتی گفت که ما می خواهیم فیلمی درباره امام خمینی بسازیم، بدون تحقیق و دانش کافی این امر فرض محال است، چون حضرت امام شخصیت چند بعدی بودند و واقعا فیلم ساختن درباره ایشان کار ساده ای نیست. بحث دیگری که در این جا باقی می‌ماند این است که چه کسی می خواهد، هزینه های مالی را برعهده بگیرد؟ یک حامی و سیاستگذار باید وجود داشته باشد که بار مالی و هزینه های تولید این اثر را برعهده بگیرد.

شورجه در بخش دیگری از حرف هایش با اشاره به این موضوع که ما به درک دستی از تحلیل امام درباره سینما نرسیدیم، عنوان کرد: امام راحل می فرمایند ما با سینما مخالف نیستیم، بحث ما بر سر فحشا است. بعد از گذشت این هنه سال هنوز این جمله تحلیل نشده است که امام با چه جهان بینی و از چه دریچه ای به سینما نگاه می کند. امام چه سینمایی را فحشا می دانست؟ آیا سینمایی که ما امروز داریم، دنباله رو همان جهان بینی امام نسبت به سینما است؟ این مسائل باید از سوی علما و بزرگان تحلیل و تبین شود تا منی که می خواهم بنویسیم باید بدانم که از چه طریقی می توانم وارد شوم. امیدوارم که روزی فرا برسد تا فیلمی درباره امام ساخته شود که تصویر درستی از ایشان به دنیا عرصه کند.


ویدیو مرتبط :
تقوی برای همه لازم است-امام خمینی بیانات امام خمینی ره

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

محمد هاشمی: امام خمینی (ره) احزاب دولت ساخته را طرد می کردند



 

 مردمسالاری: محمد هاشمی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش نخست مصاحبه خود در مورد لزوم قانون مداری، حرکت مسوولان و تکیه آنها بر روی قانون محوری همچنین تحلیل اندیشه امام خمینی (ره) درباره حاکمیت قانون، در راس بودن مجلس و نقل تجربیات گذشته سخن گفته بود.

 

او در بخش پایانی گفت وگوی خود به سوالاتی در مورد تحزب، لزوم توسعه جامعه مدنی، مشکلات کنونی احزاب و چالش هایی که در شرایط کنونی پیش رو دارند، پاسخ داد. وی با اشاره به تحقیقی که در مورد تحزب انجام شده است، تاکید می کند که تحزب نه تنها با دین اصطکاک ندارد و اندیشه ای وارداتی نیست، بلکه درآیات و روایات مختلف بر مشورت، کار گروهی و جمعی تاکید شده است.

همچنین هاشمی دیدگاه تحزب را در اندیشه بنیانگذار انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار می دهد که تشکیل حزب جمهوری اسلامی پس از دوره ای سخت و بحرانی و تشدید اختلافات در جامعه توسط بدخواهان نظام  دور اندیشی ایشان را نشان می داده است که بر حفظ وحدت در عین کثرت و وجود سلیقه های مختلف در جامعه تاکید داشتند.

وی بر این اعتقاد دارد که جامعه چند صدایی را پذیرفته و تلاش برخی برای ایجاد تک صدایی در بلند مدت نمی تواند سرانجام مثبتی داشته است. این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید می کند که احزاب به عنوان دیده بانهای جامعه هستند که می توانند جلوی بسیاری از اشتباهات را با ارائه راهکار و نقد منصفانه بگیرند و برخوردهای قهری با تشکل ها نمی تواند چاره کار برخی افراد که به دنبال پنهان کردن کمبودها هستند، باشد.

با هم این گفت وگو را می خوانیم:

برخی بر این باورند که تحزب یک مفهوم و اندیشه ای کاملا وارداتی محسوب می شود که با گذشت چند دهه در ایران نهادینه نشده است; حتی طی چند سال اخیر پیشنهاد شد که بساط احزاب جمع بشود و فعالیت های پایگاه های موجود در مساجد جای آن را بگیرد، بفرمایید که در مبانی فکری اسلامی مفهوم حزب گرایی وجود دارد و چطور می توان چنین دیدگاهی را در جامعه نهادینه کرد؟

در آغاز باید شرح لغوی و مفهومی کلمه حزب را از نوع نگاه اسلام و سابقه آن در اسلام بیان کرد که آیا حزب و تحزب وارداتی است یا نه، کلمه حزب در کتاب های فرهنگ فارسی و عربی به معنای جماعتی از مردم، پیروان و هم مسلکان شخ، بهره و قسمت آمده است. راغب اصفهانی که پژوهش های گسترده ای را در این خصوص انجام داده است، در کتاب "المفر فی الفاظ القرآن الکریم"پا را از این فراتر گذاشته و می گوید: "حزب جماعتی است که در آنها شور و حماسه است". از این رو می توان گفت که اشتراک ها و تمایزها در واژه حزب نهفته است، زیرا باعث احساسات شورآفرین جماعتی در خصوص مساله ای می شود، از یکسو وجوه اشتراک و از سوی دیگر تمایز آنان با جماعتی دیگر می شود. برای باز شدن این موضوع کافی است که به احساسات گروه ها و دسته جات سیاسی و اجتماعی در آستانه انتخابات توجه کرد که اشتراک ها و بیش از آن، اختلافات سیاسی گروه ها را به هم نزدیک می کند که در ادبیات سیاسی به ائتلاف تعبیر می شود. کلمه حزب و مشتقات آن مانند حزبه، حزبین و احزاب 20 بار در قرآن کریم آمده است، نوع نگاه قرآن به حزب در چند نکته حائز اهمیت است که باید به آن پرداخت، اولا خداوند بر اساس معیارهای خاص احزاب را به دو نوع " حزب الله" در سه مورد ( آیه 56 سوره مائده و آیه 22 مجادله) و حزب شیطان در دو مورد (آیه 19 مجادله) تقسیم می کند و برای هر کدام ویژگی خاصی برمی شمارد. نپذیرفتن ولایت پیامبر(ص) غضب الهی نسبت به آنان و فراموشی خداوند، سه شاخصه پیروان حزب شیطان و پذیرفتن قیادت خداوند به برپایی خوبی ها و ارزش های الهی دو شاخصه پیروان حزب الله هستند. ثانیا اینکه کلمه حزب یکبار به شکل مثنی (آیه 12 سوره کهف) آمده است که این تثنیه نیز گویای بر حق بودن یک حزب و باطل بودن حزب دیگر است که احتمالا همان دو حزب مذکور بالاست. ثالثا در یازده مورد کلمه حزب به صورت جمع، یعنی احزاب (آیه 17 سوره هود، 36 رعد، 37 مریم، 20 از احزاب، 22 احزاب، آیات 11 و 13 ص، آیات 5 و 30 غافر و آیه زخرف) آمده است که اگر چه این آیات ناظر به کفر، انکار حق و ایستادگی مقابل اسلام به عنوان وجه اشتراک آنان هستند; اما می توان از آن به عنوان توجیه تعدد احزاب استفاده کرد.

به هرحال اگر چه الفاظ امت برای پیروان یک دین، به ویژه اسلام بسیار بالاتر از به کاری گیری لفظ حزب است; اما در نخستین تقسیم بندی اسلام تشیع و اهل سنت، با توجه به تعریفی که از حزب برای اشتراک فکری جماعات می شود می توان وجود این دو مذهب را به عنوان سابقه حرکت جامعه اسلامی به سوی حزب تلقی کرد، اما قداستی که در این دو واژه نهفته است، این تلقی را تکمیل می کند و باید این اصطلاح را در تقسیم بندی این دو مذهب به کار برد که اهل سنت به چهار شاخه مهم و تشیع به شاخه های فراوان مانند، اشاعره، معتزله، هفت امامی، زیدی ها، اثنی عشری ها و... تقسیم شده اند. اگر نخواهیم دین و آموزه های دینی را تا حد قبول آنها به عنوان حزب تنزل دهیم، در یک نگاه توجه به گروه های اجتماعی و سیاسی مانند سیاه جامگان، سرخ جامگان و بعدها سربداران و کمی نزدیکتر موتلفه اسلامی به عنوان احزاب و گروه ها اجتناب پذیر است.

یعنی شما معنی و حرکت تحزب را خارج از مفهوم اسلامی نمی دانید؟

دقیقا همین طور است، با توجه به مقدمه بالا اگر سیاست را مدیریت جامعه برای تحصیل مصالح مادی و معنوی بدانیم، در آن صورت در تعریف حزب باید گفت که حزب به گروهی از انسان ها اطلاق می شود که دارای تشکل بوده و در راستای تامین مصالح خویش تلاش می کنند. با این حساب نمی توانیم مقوله حزب را در مبانی اسلام وارداتی بدانیم. اما برداشت هایی که امروزه از این واژه در ادبیات سیاسی ملتها می شود، نشان از نوعی افتراق با نگاه اسلام است و شاید همین باعث شده است که واژه حزب در مبانی اسلام وارداتی تلقی شود. چون مفهوم نوین حزب که مولود توجه غرب به پارلمان است، ره آورد مدرنیته است و حداکثر پیشینه آن به دو سده اخیر برمی گردد و با حزب و قبیله درگذشته مطرح بوده است، تمایز اساسی دارد. با بسط سکولاریسم در غرب، حزب مقوله ای بود که هدف از آن پر کردن خلا» دین و کلیسا در جامعه غربی بود. با گسترش فرهنگ غرب در سایر کشورها بسیاری از مفاهیم از جمله حزب، که ناشی از مولفه های فرهنگ غرب بود، در سایر کشورها رواج یافت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی مناقشه درباره مقوله فرهنگی غرب، از جمله حزب که آیا با ارزش ها و آموزه های دینی سازگار است یا نه، موافقان و مخالفانی را به خود جلب کرد. برخی حزب را به علت تعارض با آموزه های دینی نفی کردند و عده ای دیگر آن را پذیرفتند و گروهی معتقد به بازسازی آن براساس اندیشه های اسلامی شدند.

حزب در ایران به چه صورت و در چه شرایطی شکل گرفت و چرا با گذشت سالها هنوز نهادینه نشده است؟

حزب در ایران بر خلاف رخداد طبیعی آن در غرب، ناشی از سیطره طلبی فرهنگ غرب و تلاش منورالفکرها برای چالش کشیدن اندیشه اسلامی ظهور و بروز یافت. یعنی حزب و دیگر مولفه های فرهنگی مدرنیته در غرب یک پروسه بود و در ایران و کشورهای اسلامی پروژه، اما چون با عقاید و ارزشهای دینی در چالش بود هیچ گاه نهادینه نشد و سنت حزبی شکل نگرفت. باید بگویم حزب در غرب از پایین به بالا شکل گرفت، در حالی که در ایران و برخی کشورهای مشابه، از بالا به پایین شکل گرفت. از این رو خاستگاه حزب در دو گفتمان غرب و ایران اسلامی متمایز است. حزب در غرب در اندیشه کسب، حفظ و گسترش قدرت است و در فرهنگ اسلامی قدرت از اصالت برخوردار نیست. قدرت از اهداف میانی برای مسلمانان به شمار می رود که برای دستیابی و حفظ و گسترش آن تلاش فراوانی صورت می گیرد، اما در جهت آرمانها، رشد و تعالی معنوی و حفظ اسلام مورد بهره برداری قرار می گیرد. حزب در اندیشه معاصر غربی هیچ محدودیتی به جز منافع ملی را به رسمیت نمی شناسد و به نظر می رسد حزب در اندیشه اسلامی راهی درجهت عملیاتی ساختن اصول و قواعد دینی است. هدف حزب یافتن راهکارهای اجرایی احکام و دستورات دینی است و همواره در چارچوبی که به مثابه خط قرمز فعالیتهایش قلمداد می شود، فعالیتش را تنظیم می کند. از این رو حزب مولد راهکارهای اجرایی و اندیشه در چارچوب منافع ملی و احکام و قواعد اسلام است. حد و مرز آزادی آن در چارچوبی فرهنگی تعریف می شود.

با توجه به مطالبی که تا به حال گفتم، معلوم می شود که نمی توان برای وارداتی بودن و نبودن مفهوم حزب در مبانی اسلامی حکم کلی داد و در هر شرایطی باید اقتضائات را در نظر گرفت; البته چون فعلا حزب در نگاه جامعه شناسانه مساوی با سیاست شده است و سیاست هم به معنای رایج امروز مولود غرب است، خیلی ها حزب را در کشورهای اسلامی وارداتی می دانند، اما من می گویم آنچه که باعث قبول وارداتی بودن حزب در جوامع اسلامی است، حزب سیاسی است و نه حزب عقیدتی.

نهادینه شدن تحزب در کشورهای مختلف بر اساس چه ویژگی هایی صورت گرفته است؟

در کشورهایی که دارای نظام حزبی جا افتاده، هستند، احزاب به عنوان حلقه پیوند  میان منافع اجتماعی و نهادهای تصمیم گیری سیاسی عمل می کنند. خاستگاه فکری ایجاد احزاب در غرب به این اندیشه بود که در قدرت سیاسی نیز همچون ثروت می تواند به موضوع رقابت آزاد افراد و گروه های مختلف تبدیل شود. زیرا رقابت افراد و گروه های مختلف برای  مشارکت در حکومت و سیاست، بهترین شکل خود را در تشکل های سیاسی این افراد و گروه ها یافت. عده ای نیز شرایط اجتماعی و اقتصادی را عامل ایجاد احزاب می دانند; به این صورت که جامعه مدنی به میزانی از پیشرفت و پیچدگی رسیده باشد تا ضرورت پیدایش احزاب به عنوان نماینده علایق گوناگون پیش بیاید. از لحاظ تاریخی، خاستگاه نظام حزبی با رشد قانون اساسی و یا با جنبش گرایش به قانون اساسی ارتباط تنگاتنگی دارد.

در این شرایط رویکرد احزاب سیاسی در ایران سابقه دیرینه ای ندارد، عمرشان از عمر مجلس نمایندگی درایران کوتاه تر است و از زمان دومین مجلس شورای ملی بود که شکل گرفتند. پیش از مشروطه، استبداد مطلقه شاهان اجازه هیچ فعالیت و اظهارنظری نمی داد، مگر آنکه اشخاص از وابستگان دربار بودند.  اگر هم گروه هایی وجود داشت، گروه هایی سری بودند که به دور از چشم حاکمیت سودای تحول در ایران را داشتند.

کمی جلوتر بیاییم، مفهوم حزب در اندیشه امام(ره) دارای چه ویژگی هایی است؟

این سوال را به دلیل اهمیت به صورت مصداقی باید پاسخ داد. همین امروز می بینید که چگونه با وجود مستندات مصرحه از آثار غیرقابل انکار امام، عده ای به خود اجازه تفسیر بیانات ایشان را می دهند و در این باره آنقدر پیش رفته اند که یاران غار امام در طول 50 سال مبارزه وبیت امام را با توجه به برداشت های تحلیلی خود در خط امام نمی دانند و حتی شنیدم که یکی از همین نوظهوران سیاسی گفته است که اگر امام هم اکنون بود، شاید از خط امام ( البته خط امامی که ایشان تبیین می کند) منحرف می شد. چون می خواهم خدای نکرده ناخواسته کلامی برخلاف منظور امام راحل درباره حزب نگویم، تا جایی که می توانم و بضاعت علمی من اجازه می دهد، عینا سخنان امام را می آورم. ایشان مرد علم و نظر بودند; در فقه، اصول و کلام، فلسفه و عرفان به مقام استادی رسیده بودند و در تاریخ و ادبیات نیز در حد بالایی بودند. امام در سالهای مبارزه علیه رژیم طاغوت با تاسیس هیات های موتلفه اسلامی در منزل خود در آغازین روزهای شروع نهضت خود، صرف ساعتها وقت بررسی اندیشه های سازمان مجاهدین خلق که به عدم حمایت ایشان منتهی گردید، حمایت از یاران دیرینش در تاسیس حزب جمهوری اسلامی، قراردادن نماینده در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و ... به صورت علمی حزب را به رسمیت شناختند. بنیانگذار انقلاب در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی می فرمایند که از اول عالم تا حال، دو حزب بوده است، یکی حزب الهی و یکی حزب غیر الهی و شیطانی. آثار هر یک هم جدا بوده است و آنی که متعلق به الله بوده،چون مقصد خدای تبارک و تعالی است، به سوی او و در راه مستقیم است و آن که بر خلاف راه بوده که اکثریت هم با اینهاست، حزب شیطانی هستند.  در زمان خودمان هم حزب رستاخیز را دیدید که مقصدشان معلوم بود. انسان می تواند تشخیص بدهد که چه کاره است، البته گاهی حجاب ها مانع می شود که انسان بفهمد چه کاره است. آنها که در این راهند که راه پیدا می کنند، می توانند حجاب ها را پاره کنند و راه حزب الله را، بیابند از باب اینکه حزب الله الغالبون و حزب های دیگر هم که فرضا مدتی بمانند و دست و پا بزنند مغلوبند.

در اندیشه سیاسی امام تحزب امری جدای از حزب بازی است، ایشان به صراحت می فرمایند که در ظرف یک سال کمتر، دویست گروه در یک مملکت پیدا شد و دویست حزب اظهار وجود کردند، هر چه گروه ها زیادتر می شوند، اختلافات زیادتر می شود، اصل حزب بازی را به نظر من در صدر مشروطیت (انگلیسی ها) حزب را در ایران درست کردند; حزب بازی را برای همین درست کردند که نگذارند این ملت با هم آشتی کنند. این سخن ایشان البته در طرد حزب بازی است و تکثر احزاب به صورت منطقی آن را مورد تایید قرار می دادند; چنانکه در جمع اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی فرمودند که اگر گروه ها مختلف باشند، ولی در امور عقیدتی و در اصول عقاید اسلامی تفاهم  داشته باشند، آسیب نمی بینند. درگیری در اختلاف آرا و عقیده است.شما باید کوشش کنید با گروه های دیگری که مسلمان هستند و استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را می خواهند تفاهم داشته باشید. شما با حزب  جمهوری اسلامی نزدیک باشد; مهم این است که مقصد، واحد باشد. هر چند از راه های مختلف به آن مقصد می رسیم و این اساس امور است و اگر اینطور نشود، منجر به درگیری می شود.

باید بگویم که امام بارها بر ضرورت مردمی بودن احزاب تاکید می کردند و احزاب دولت ساخته را مطرود می ساختند. در این خصوص می توان به اعلامیه مشهورایشان پس از تشکیل حزب رستاخیز اشاره کرد که ایشان فرمودند حزب به اصطلاح رستاخیز ملی ایران با این شکل تحمیلی، مخالف قانون اساسی و موازین بین المللی است و در هیچ یک از کشورهای عالم نظیر ندارد. حضرت امام حتی در خصوص مسائل داخلی احزاب نیز نکاتی دقیق عنوان کرده اند که بیانگر دقت به احزاب است.

این نکته را بگویم که امام خمینی تحزب صحیح را چنان ضروری می دانستند که پس از شهادت یاران قدیمشان در حزب جمهوری اسلامی، یکی از فواید این شهادت را اصلاح تفکر عموم مردم نسبت به حزب آنها معرفی کردند که البته خیلی خسارت به ما وارد شد; لکن خسارت در مقابل اسلام، یعنی ما مقصد و هدف داشتیم و هدف ما یک هدف الهی بود و روحی بود. افرادی را از دست دادیم که البته مهم بودند.

در مجموع از سخنان امام بزرگوار چنان بر می آید که ایشان با تحزب اسلامی که در جهت گسترش اسلام و نظامی اسلامی است و تا آنجا که به مرز تشنج و اختلاف کشیده نشود، موافق بوده و بلکه به آن توصیه کرده اند; ولی برابر احزاب و گروه هایی که مضر برای جامعه اند به صراحت به مخالفت پرداخته اند; امام کار حزبی را یک کار فرهنگی می دانستند.

در این مدت انحلال برخی از احزابی که سالهاست فعالیت سیاسی دارند را شاهد بودیم;آیا حزب کارگزاران نیز تحت الشعاع این مساله (انحلال احزاب) قرار گرفته است؟

حزب نهادی مدنی است که با نهادهای دولتی و عمومی تفاوت دارد و بسته های فعالیت یک حزب این است که نوعی پل ارتباطی میان مردم و مسوولان کشور ایجاد کند. برای این کار احزاب باید از چند ویژگی برخوردار باشند از جمله اینکه دارای رسانه اعم از روزنامه یا سایت به منظور اطلاع رسانی صحیح که در واقع یکی از وظایف  اصلی احزاب به شمار میآید، همچنین آزادی اظهارنظر داشته باشند; هرحزبی که تشکیل می شود، می خواهد در اداره کشور مشارکت داشته یعنی به عنوان مثال در مجلس نمایندگانی داشته باشد. اینها حقوقی است که در قانون اساسی بر آنها تاکید شده اما متاسفانه در شرایط فعلی، این حقوق برای همه احزاب چارچوب داری که در کشورمان فعالیت می کنند و براساس ماده 10 قانون اساسی به ثبت رسیده اند، یکسان اعمال نمی شود و این خود به نوعی تخلف از قانون است.

اگر حزبی، خطایی کرده باید به آن از طریق هیات منصفه و دادگاه رسیدگی شود، اما اگر تنها به زعم اینکه انتقادی کرده نام آن تخلف گذاشته شود، در مسیر قانون نیست و هرگونه عملکردی در این زمینه خلاف قانون است.

در همین ارتباط، فعالیت حزب کارگزاران تحت الشعاع قرار گرفت. روزنامه این حزب توقیف شد، پس از انتخابات، سه چهارنفر از اعضای اصلی آن بازداشت و محاکمه  شدند وحتی هنوز برخی در زندان هستند.

یعنی در واقع برخوردها سلیقه ای است و نه براساس قانون؟

بنابراین شرایط و بستر مناسب برای فعالیت حزب وجود ندارد، گاهی حزبی را می خواهیم که توجیه گر باشد. مانند احزاب قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مانند حزب رستاخیز، ایران نوین و غیره که در نظام اسلامی چنین جایگاهی برای آن تعریف نشده است، در قانون اساسی ما آمده احزاب باید بتوانند نقد و اظهارنظر کنند، بالاخره به عنوان مثال شرایط اقتصادی کشور مناسب نیست، یک حزب باید بتواند این موضوع را نقد کند یا درباره فلان قانونی را مجلس تصویب کرده باید بتواند سوال کند.

عملکرد دولت در این سالها نشان داده که اساسا رغبتی برای فعالیت حزبی  ندارد، چرا که اکثر احزاب را دخالت  در فعالیت دولت می دانند، آیا با توجه به ساختاری که در کشور ما وجود دارد، لزوم فعالیت حزبی احساس نمی شود؟

من قانون اساسی را قبول دارم. براساس قانون اساسی فعالیت احزاب آزاد است، ضمن آنکه تجربه دموکراسی در دنیا همین امر را اثبات می کند، زیرا جامعه ای که در آن نقدی  وجود نداشته باشد، مسوولان اجرایی خود را ایمن خواهند دانست و در این شرایط هر تخلفی ممکن است سر بزند; بنابراین لازمه سلامت در اداره جامعه  وجود احزاب چارچوب دار است. از سوی دیگر در مبانی اسلام و فروغ دین ما امر بر معروف و نهی از منکر به شدت تاکید شده است. در نهج البلاغه نیز حضرت امیر(ع) می فرمایند "کلکم  راع و کلکم مسوول عن رعیته" یعنی هم باید ناظر باشید و هم مورد نظارت  قرار بگیرید، دقیقا احزاب نیز همین کار را انجام می دهند و اگر انسان ها به کمال لازم که در ادبیات  دینی از آن به خودسازی نام برده می شود، نرسیده باشند، دوست دارند ستایش بشوند و از ریا بیشتر خوششان می آید، در این شرایط است که می گویند حزبی نباشد و نظارتی صورت نگیرد.

نظر حضرت امام(ره) در این زمینه چه بود؟

در سال  63 یا 64 که  ریاست سازمان صدا و سیما را بر عهده داشتم، در ماه مبارک رمضان مدیر اخبار به گویندگان گفته بود که به همین مناسبت، صورت خود را اصلاح نکنند و با ریش جلوی دوربین ظاهر شوید. همچنین مدیر رادیو اعلام کرده بود که در طول روز، موسیقی پخش نشود و فقط به شب اختصاص یابد. امام خمینی از این موضوع خبر دار شده بودند و مرا خواستند و گفتند من چنین چیزی شنیده ام; چرا می خواهید ریا و تظاهر را در جامعه گسترش دهید. مفسده این کار از تراشیدن ریش هم بیشتر است; با این که از نظر فتوا ایشان تراشیدن ریش را احتیاط واجب می دانستند، حضرت امام فرمودند " به مدیر رادیو هم بگو اگر موسیقی را حرام می دانید چه روز و چه شب، چه ماه رمضان و چه ماه های دیگر حرام است و چرا می خواهید این کارها را انجام دهید که بعد از آن مقدسین رهایتان نکنند؟

امام نسبت به این مسایل بسیار حساس بودند، هر گاه که احساس می کردند مسوولان از جاده اعتدال ارزش های اسلامی خارج می شوند، همه راجمع می کردند و شدیدا تذکر می دادند.

یادم هست یکبار مرحوم فخرالدین حجازی، در آن زمان نماینده مجلس بود در یک سخنرانی امام را به عرش برد، ایشان برخورد تندی در این زمینه کردند که چرا تملق می کنید؟ یا در یک مورد دیگر، نیروی هوایی، سرودی ساخته بود درباره امام که ایشان را ستایش می کرد و بت شکن می خواند،  ما هم از صداو سیما یکبار آن را پخش کردیم، ایشان من راخواستند و فرمودند دیگر این سرود را پخش نکنید و جلوی آن را بگیرید. امام نه روحیه تملق داشت ونه تظاهر، بر همین اساس من در ادبیات خود، ایشان را "عبدصالح" می نامم.

به بحث احزاب برگردیم، ما تجربه حزب جمهوری اسلامی  و حزب موتلفه، دو شاخه شدن جامعه روحانیت مبارز و ایجاد مجمع روحانیون مبارز را داریم و همین امر نشان می دهد تاکید امام بر لزوم چند صدایی و اختلاف سلیقه بود و در حال حاضر زمزمه هایی از تغییر قانون احزاب به گوش می رسد و پیش نویس آن هم آماده است آیا لزومی برای تغییر این قانون وجود دارد؟ برخی معتقدند همین قانون که در سال 61 نوشته شده کفایت می کند؟

بر اساس ماده 26 قانون اساسی، احزاب، جمعیت ها و انجمن های صنفی، سیاسی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دین شناخته شده، آزادند، مشروط بر اینکه اصول استقلال، آزادی و وحدت ملی موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند و هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت. داشتن اساسنامه و مرامنامه، التزام به قانون اساسی، رعایت موازین اسلامی و رعایت حدود آزادی افراد دیگر جامعه در مفاد قانون احزاب وجود دارد، حال باید دید که این پیش نویس بر اساس چه نگاهی نوشته شده است، آیا برای بسط و توسعه تحزب پیش می رود یا در جهت محدود کردن آن.

روندی که دولت در زمینه احزاب در پیش گرفته را چگونه ارزیابی می کنید؟

دو نگاه نسبت به احزاب وجود داشته و دارد. یکی اینکه حزب باید توجیه  گر اعمال دولتمردان باشد و دیگر اینکه احزاب نهادهای مدنی پل ارتباطی میان مردم و مسوولان هستند در این صورت باید نقادی کنند. به نظر می رسد این قانون جدید احزاب نگاه اول حاکم خواهد شد، البته نمی توان پیشگویی کرد. در عین حال پیش نویس این قانون باید به تصویب مجلس و شورای نگهبان برسد و نمی توان خیلی برخلاف قانون اساسی قانونی را تصویب کرد.... / مردمسالاری