فرهنگ و هنر


2 دقیقه پیش

تشریفات بهبود | تشریفات و خدمات مجالس

تشریفات بهبود | تشریفات و خدمات مجالس | برگزاری مراسم عروسی | باغ عروسی تشریفات ۵ ستاره بهبود با مدیریت بهبود اصلانی صاحب سبک در اجرای دیزاین های ژورنالی و فانتزی ، اجرا ...
2 دقیقه پیش

خواندنی ها با برترین ها (81)

در این شماره از خواندنی ها با کتاب جدید دکتر صادق زیباکلام، اثری درباره طنز در آثار صادق هدایت، تاریخ فلسفه یونان و... آشنا شوید. برترین ها - محمودرضا حائری: در این شماره ...

اخراج بازیگر اصلی «قلاده های طلا» از جمع هنرمندانی که برای کمک به زلزله زدگان آمده بودند!



اخراج بازیگر اصلی «قلاده های طلا» از جمع هنرمندانی که برای کمک به زلزله زدگان آمده بودند!

ایشان گفت:«تحمل این را ندارم که شما را اینجا ببینم. بفرمایید بیرون» من حتی از ایشان فرصت خواستم که چند ثانیه با هم حرف بزنیم اما ایشان گفت:«من هیچ صحبتی با شما ندارم.»

 

اخبار,اخبار جدید,اخبار جالب

 

سایت شبکه ایران نوشت :حتی آنها که به لحاظ محتوایی با «قلاده های طلا» مشکل دارند نتوانستند چشمشان را بر تواناییهای بازیگر اصلی این فیلم علیرام نورایی ببندند. بازیگری که به مدد تبحری که در ایفای نقش اصلی کاملا فیزیکی و پراکت این فیلم نشان داد توانست توجه جمع بسیاری از مخاطبانی که حتی نام وی را نمی دانستند هم به خود جلب کند با این حال هم در زمان اکران فیلم و هم به هنگام عرضه دی.وی.دی آن در شبکه نمایش خانگی نام نورایی که بازیگر اصلی فیلم بود در ابتدای فهرست بازیگران نیامد با این حال متانت این بازیگر به او اجازه نداد که به چنین موضوعی معترض شود.

بهانه مان برای گفتگو با علیرام نورایی صحبت درباره کارهای اخیرش بود اما زودتر از حد تصور بحث به باندبازی در سینما و البته اتفاق عجیب اخراج نورایی از جمع هنرمندانی که برای کمک به زلزله زدگان آذربایجان گردهم آمده بودند، کشید؛ بله، نورایی که کاملا داوطلبانه برای کمک به زلزله زدگان آذربایجان در گردهمایی چند روز قبل سینماگران شرکت کرده بود توسط یکی از سینماگران پیشکسوت از این جمع اخراج شد. چرایش را حتی خودِ نورایی هم نمی داند.

به نظر می رسید بعد از ایفای نقش در «قلاده های طلا» پیشنهادات بازیگری بیشتر به شما ارائه شود. آیا این اتفاق رخ داد؟

نه، توفیر چندانی نکرد. البته خودم فکر می کردم بازخورد این فیلم این مزیت را داشته باشد که پیشنهادات بازیگری بیشتری به من ارائه شود اما متاسفانه باندبازی در سینمای ایران همچنان بیداد می کند.

مدتهاست که گروهی از سینماگران از باندبازی در سینما سخن می گویند اما کسی نیست که به طور جزیی در این باره صحبت کند. واقعا جرا؟

برای همین صحبتهای فراوان دیگران است که من ترجیح می دهم در این باره صحبت نکنم  اما فقط در این حد می گویم که باندبازیهای آن قدر امتداد یافته که حدودا دو هفته قبل برای کمک به زلزله زدگان آذربایجان در گردهمایی سینماگران شرکت کردم اما بی دلیل از آن جمع اخراج شدم.

چه کسی شما را اخراج کردید؟

متاسفانه یکی از هنرمندان حاضر در جمع، مرا از جمع اخراج کرد آن هم با بیانی کاملا نامحترمانه. متاسفم برای آن شخص که باندبازی های سینمایی را تا سرحد یک گردهمایی انساندوستانه هم امتداد می دهد.

این شخصی که نمی توان حتی نام هنرمند را بر او گذاشت چرا شما را از آن جمع اخراج کرد؟

شاید به این خاطر که فکر می کرد من در حد و اندازه هنرمندان نیستم.

مگر ایشان متر و شاقولی داشت که هنرمند را از غیرهنرمند تفکیک کند؟

این را باید خودشان جواب دهند.

آیا این شخص از بازیگران سینمای ایران است؟

نه، ایشان  یکی از کارگردانان ماست و البته کارگردان پیشکسوت که از او انتظار چنین برخوردی را نداشتم.

این کارگردان جزو هیات مدیره خانه سینما که نیست؟

نمی دانم. راستش را بخواهید من نه هیچ گاه عضو خانه سینما بوده ام و نه به خانه سینما رفته ام و نه اصلا می دانم که خانه سینما کجاست!

آیا فقط این شخص بود که دوست داشت شما در آن جمع نباشید.

یکی دو نفر دیگر هم بودند که نگاهشان نسبت به من خیلی مشکل داشت اما این یکی انگاری خیلی ناراحت بود که دستور به اخراج من داد. باور کنید من به خاطر خلوص نیت رفتم و تنها چیزی که انتظار نداشتم، همین بود. باز اگر محفل، رسمی بود این کار ایرادی نداشت اما در جمعی دوستانه و آن هم جلوی چشم مردم این رفتار چه معنایی می تواند داشته باشد.

دیالوگی هم بین شما با او که دستور اخراجتان را داد برقرار شد؟

ایشان گفت:«تحمل این را ندارم که شما را اینجا ببینم. بفرمایید بیرون» من حتی از ایشان فرصت خواستم که چند ثانیه با هم حرف بزنیم اما ایشان گفت:«من هیچ صحبتی با شما ندارم.» بسیاری از هنرمندان و از جمله خانم معتمدآریا و آقایان حسن پورشیرازی و همایون اسعدیان شاهد این قضیه بودند و جالب اینکه آقای پورشیرازی نزد من آمد و با دلجویی گفت:«این را به حساب ناراحتی از چیز دیگر و گیر دادن بگذار» اما من مگر چکار کرده بودم که این آقا مرا سکه یک پول کرد. این اتفاقی بود که همان موقع می توانستم آم را جنجالی کنم اما در نهایت به ایشان گفتم:«ببخشید بدون اجازه شما آمدم. شما پیشکسوت ما هستی و من احترام شما را به جا می آورم.» اما این آقا اصلا به من نگاه هم نمی کرد. از من که جدا شد نزد خانم معتمدآریا رفته و با ایشان پچ پچ می کرد.

اینکه این کارگردان را آقا خطاب کردی، جنسیت او را هویدا ساخت.

بله، ایشان یکی از کارگردانان مرد شناخته شده سینمای ایران هستند. من در برابر ایشان خیلی کارها می توانستم انجام دهم اما ترجیح دادم با یک قلب دردناک از آن جمع جدا شوم. دوستان بسیاری بودند که از من خواستند همان موقع بحث را رسانه ای کنم اما من این کارگردان را به خدا واگذار کردم.

شاید این آقای کارگردان از حضور شما در «قلاده های طلا» خوشش نمی آمده.

نمی دانم، شاید هم از قیافه ام خوشش نمی آمده، شاید هم به قول شما «قلاده های طلا» ناراحتش کرده بود اما به هر حال ایشان با رفتار غیرمنصفانه خود دلم را شکست.

جالب می شود که یک روز این کارگردان از شما برای بازی در فیلمش دعوت کند.

بله، خودم هم منتظر آن روز هستم.

البته این احتمال هم وجود دارد که ایشان به دلیل رد شدن فیلمنامه هایش از سوی اداره نظارت از علیرضا سجادپور دلگیر بوده و دق دلی اش را سر شما خالی کرده.

{با خنده} اگر این طور باشد باید با آقای سجادپور درباره کارگردانانی که فیلمنامه شان رد شده یک گپ مفصل بزنم. 

سوالی که می خواستم در ابتدای گفتگو بپرسم و نشد این بود که با توجه به اینکه شما نقش اصلی «قلاده های طلا» را ایفا کردید اما اسم شما در تیتراژ و در پوسترها و حتی در جلد دی.وی.دی در میان بازیگران نقش مکمل آمد. این مساله ناراحتت نکرد؟

ببینید من به این مسائل عادت کرده ام و آن را خیلی پیچیده نمی دانم. من روزی که برای بازی در این فیلم قرارداد بستم خودم می دانستم که این اتفاق رخ خواهد داد اما در این فیلم بازی کردم که تواناییهایم را نشان دهم و اینکه نام من، اول بیاید یا دوم برایم اهمیتی نداشت./شبکه ایران

 


ویدیو مرتبط :
کمک های مردمی شهر بخشایش برای زلزله زدگان

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

بازی انتخاباتی دولت و دو بازیگر برای نقش اصلی؛ مشایی جاده صاف‌کن نیکزاد است؟!



بازی انتخاباتی دولت و دو بازیگر برای نقش اصلی؛ مشایی جاده صاف‌کن نیکزاد است؟!

اعلام کاندیداتوری علی نیکزاد، وزیر مسکن دولت دهم نشان‌دهنده بازی دوسویه دولت و حامیان احمدی‌نژاد برای انتخابات ریاست‌جمهوری دارد، بازی که از یک سو قهرمان حل مشکل مسکن بازیگر آن است و از سوی دیگر، مرد جنجالی و بهاری دولت احمدی‌نژاد در آن بازی می‌کند.

 

اخبار,اخبارجدید,اخبار جالب

به گزارش نامه انتشار خبر کاندیداتوری علی نیکزاد، وزیر مسکن و شهرسازی دولت احمدی‌نژاد در ساعات پایانی شب گذشته پروژه انتخاباتی دولت و حامیان احمدی‌نژاد را وارد فاز جدیدی کرد. قهرمان مسکن در دولت احمدی‌نژاد که شایعه احتمال کاندیداتوری او از ماه‌ها قبل و شاید حتی از آغاز به راه افتادن دور چهارم سفرهای استانی، آن هم با شعار رفع مشکل مسکن مردم بر سر زبان‌ها افتاده بود، بالاخره گام جدیدی به حقیقت نزدیک شد و نیکزاد بدون آنکه حرفی از جزئیات ماجرا بزند، به خبرنگارها گفت که در انتخابات حضور خواهد داشت. 

هنگامی که دور چهارم و آخر سفرهای استانی دولت احمدی‌نژاد با شعار حل مشکل مسکن مردم به راه افتاد، حرف و حدیث‌ها بر سر کاندیداتوری علی نیکزاد هم بالا گرفت.

بسیاری از ناظران سیاسی سفرهای استانی با این رویکرد را فعالیت تبلیغاتی جدی دولت و جریان حامی احمدی‌نژاد برای معرفی و کاندیداتوری نیکزاد در انتخابات ریاست جمهوری آتی معنا می‌کردند. کلید طلایی حل مشکل مسکن، مشکل جدی بسیاری از قشرهای مردم ایران در دستان نیکزاد، وزیر مسکن پرکار دولت دهم بود و سفرهای استانی برای حل مشکل مسکن، می‌توانست ماهیت تبلیغی کارآمد و هدفمندی برای انتخابات ریاست جمهوری آتی داشته باشد. 

علاوه بر سفرهای استانی و شعار محوری آن که پتانسیل تبلیغاتی جدی و موثری برای کاندیداتوری نیکزاد برای ریاست جمهوری داشت، حضور نیکزاد در جمع دولتی‌های حاضر در اجلاس سران عدم تعهد و حضور پررنگ او در رسانه‌ها (اینجا) از یک سو و افتتاح پر سرو صدای پروژه‌های مسکن مهر و مانور دولت بر حل مشکل مسکن در سراسر کشور بویژه در شهرستان‌ها و نقاط محروم‌تر از سوی دیگر، همه و همه نشانه‌های برنامه‌ریزی دقیق و حساب‌شده دولت برای معرفی نیکزاد به عنوان کاندیدای مورد حمایت خود در انتخابات معنا می‌شد.

شعارهای بهاری نیکزاد را به حاشیه برد

پیش از آنکه استقبال کنندگان از احمدی‌نژاد و مشایی در فرودگاه مهرآباد جمع شوند و بازگشت آنها را از سفر به مصر با پلاکارت‌های زنده باد بهار و شعارهای بهاری برای مشایی خوشامد بگویند، همه چیز برای کاندیداتوری علی نیکزاد، قهرمان مسکن دولت احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم آماده بود. اما شعارهای زنده باد بهار که بالا گرفت و حرف و حدیث‌ها درباره کاندیداتوری احتمالی اسفندیار رحیم مشایی که جدی شد، خیلی‌ها کاندیداتوری احتمالی علی نیکزاد ازسوی جریان حامی دولت را از یاد بردند.

شعار "زنده باد بهار" به عنوان شعار طرفداران جریان حامی دولت و بویژه اسفندیار رحیم مشایی آنقدر شناخته و برجسته شده که هنگامی که احمدی‌نژاد سخنرانی خود را در روز 22 بهمن با تکرار جمله "زنده باد بهار" به پایان برد، بسیاری این مسئله را تبلیغ انتخاباتی از تریبون‌های عمومی کشور معنی کرده و از آن به شدت انتقاد کردند.

همه توجه‌ و تمرکز فضای سیاسی کشور به سمت کاندیداتوری مشایی و شعارهای بهاری او و احمدی‌نژاد معطوف شده بود.

تعطیلی سفرهای استانی و کم‌رنگ شدن قهرمان مسکن دولت

هم‌زمان با بالا گرفتن حرف و حدیث‌ها درباره کاندیداتوری مشایی ازسوی جریان حامی دولت و به حاشیه رفتن امکان کاندیداتوری علی نیکزاد، ناگهان سفرهای استانی تیم احمدی‌نژاد که همه آن را پتانسیل جدی برای فعالیت تبلیغاتی و انتخاباتی به نفع نیکزاد می‌دانستند، لغو شد. تعطیلی سفرهای استانی از سوی دولت، کاندیداتوری احتمالی نیکزاد را بیش از قبل در ذهن و حافظه سیاسی کشور کم‌رنگ کرد و بار دیگر با کم‌رنگ شدن نام نیکزاد در لیست کاندیداهای احتمالی دولت، نام مشایی را به عنوان کاندیدای جدی و اصلی جریان حامی دولت برجسته کرد.

با این وجود لغو سفرهای استانی نیکزاد را به طور کلی به حاشیه نراند، به طوری که برخی از ناظران سیاسی نیز معتقد بودند لغو سفرهای استانی نشانه قطعی صرف نظر کردن جریان حامی دولت از کاندیداتوری نیکزاد نیست و ممکن است کم‌رنگ شدن نیکزاد از یک سو و برجسته شدن فعالیت تبلیغاتی انتخاباتی مشایی و بلندتر شدن صدای زنده باد بهار دولتی‌ها ازسوی دیگر، تنها استراتژی جدید و بازی دوسویه دولت برای انتخابات ریاست‌جمهوری باشد.

بازی انتخاباتی دولت و دو بازیگر برای نقش اصلی

شب گذشته، هنگامی که خبر اعلام کاندیداتوری علی نیکزاد در زادگاهش، اردبیل منتشر شد، حدس و گمان آنهایی که به بازی دوسویه دولت برای انتخابات ریاست جمهوری معتقد بودند، یک گام دیگر به واقعیت نزدیک شد.

نیکزاد که برای مدتی به حاشیه رفته بود و احتمال کاندیداتوری او ازسوی جریان حامی دولت در میان همهمه و سروصدای بلند فعالیت انتخاباتی مشایی و شعارهای بهاری گم شده بود، ناگهان پس از چند ماه سکوت و یکی دو باری هم تکذیب کاندیداتوری، ناگهان اعلام کرد که در انتخابات حضور خواهد داشت.

کاندیداتوری نیکزاد، اگرچه هنوز هم قطعی و یقینی به نظر نمی‌رسد و تا روز ثبت نام کاندیداهای ریاست‌جمهوری یازدهم همچنان مبهم و محل تردید باقی خواهد ماند، اما قطعا دلیلی بر توقف فعالیت‌های انتخاباتی و تبلیغاتی اسفندیار رحیم مشایی نیست. از یک سو نیکزاد اعلام کاندیداتوری کرده است و در روزهای آینده سوژه داغ رسانه‌ها و ناظران و تحلیل‌گران فضای سیاسی و انتخاباتی کشور خواهد شد و از سوی دیگر اسفندیار رحیم مشایی، مرد جنجالی دولت با پیگیری دیدارهای بین‌المللی، گعده‌های هنرمندان همچون جشن استقبال از نوروز و سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های متعدد تحرکات رسانه‌ای خود را ادامه خواهد داد و با حرف‌ها و شعارهای بهاری شرایط را برای ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری مهیا خواهد کرد.

همه چیز نشان از بازی دوسویه دولت برای انتخابات ریاست‌جمهوری دارد. در واقع این طور به نظر می‌رسد که بازی دولت در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم تا امروز دو بازیگر اصلی داشته است. بازیگر اول علی نیکزاد است، مردی که خوب حرف نمی‌زند اما خوب عمل می‌کند، قهرمان حل مشکل مسکن است، وزیر محبوبی است و از همان‌هایی که همچون احمدی‌نژاد سال 84، شعار مردی از جنس مردم را با خودش یدک می‌کشد.

بازیگر دوم هم اسفندیار جنجالی دولت است، چهره بین‌المللی‌اش هر روز شناخته شده‌تر می‌شود، در رسانه‌ها پررنگ شده و روز نیست که مصاحبه و سخنرانی از او خبر و سوژه جدی رسانه‌ها نباشد، مرد بهاری و مورد حمایت احمدی‌نژاد است و شعارهای بهاری‌اش پتانسیل بلقوه جدی برای اثرگذاری بر افکار عمومی و جلب آرای مردم دارد./نامه نیوز