«شهرام جزایری» بودن چه حسی دارد؟! (2)


شهرام جزایری برای ایرانی ها چهره ای شناخته شده است و مثل اغلب مشاهیر، شایعات و توهمات نامش را احاطه کرده اند فضایی که خودش هم تلاشی برای شکسته شدنش ندارد.


ویدیو مرتبط :
سریال کیمیا - شهرام کام فر یا شهرام جزایری؟

خواندن این مطلب را به شما پیشنهاد میکنیم :

«شهرام جزایری» بودن چه حسی دارد؟! (1)


شهرام جزایری را در کافی شاپی در طبقه سوم مجتمع پالادیوم در شمال شهر تهران ملاقات می کنیم. وقتی می رسیم با لباس راحت نشسته است و دارد به بیزنس اش می رسد. هفته نامه تماشاگران امروز - سیامک رحمانی، هیوا یوسفی، فرهاد عشوندی، فاطمه پاقلعه نژاد: فقط اینجا می توانست اتفاق بیفتد. چنین شانس بزرگی فقط اینجا می توانست به شهرام جزایری رو کند. می خواهید اسمش را شانس بگذارید یا هر چیز دیگر. فقط اینجا بوده که پسرک اهوازی می توانسته از هیچ به همه چیز برسد بدون اینکه بشود توضیح داد چطور. شهرام که هر بار با شنیدن و گفتن نام بیل گیتس هیجان زه می شود .


ما را به یاد مایکروسافت می اندازد. IBM، سیستم عامل ویندوز و انقلابی که آقای گیتس می تواند بگوید به راه انداخته است. یا استیو جابز که با سیب گاز زده اش دنیا را فتح کرد. مارک زاکر برگ افسانه ای، فیسبوک را دارد که بخش بزرگی از جامعه بشری با آن زندگی کرده اند و میشیو سوزوی و سویی شیرو هوندا جهان خودرو را زیر و رو کرده اند. شاید این بخت بلند بیل گیتس ها و هونداهای وطنی باشد که می توانند بی هیچ مایکروسافت و انقلابی، امپراتوری خود را داشته باشند، بی اینکه بشود به روشنی و سادگی توضیح داد چه مسیری را طی کرده اند و چطور به چشم برهم زدنی پیج ها و سربالایی ها را رد کرده اند و به قله رسیده اند. همان ابهام رویایی که یکی چون شهرام جزایری را در خود گرفته است. یا ب.ز را؛ که شهرام جزایری ترجیح می دهد بابک زنجانی را اینگونه بنامد.

شهرام جزایری بودن چه حسی دارد؟! (قسمت اول)

اما اینها روی درخشان سکه است. روی تاریک ماجرا همان است که بر شهرام جزایری و ب.ز داستان ما رفته است. همان جلسات طولانی محاکمه و پرونده های قطور رعب انگیز همان روزهای سخت زندان و بازجویی که استیو جابز و زاکربرگ در خواب هم ندیده اند. عین همان روی خوش ماجرا. این تیره بختی هم احتمالا تنها اینجا می توانست به آدم موفقی مثل شهرام جزایری رو کند. که زندگی اش را برای سال های طولانی تباه کند. آن 13 سال لعنتی که حالا وقتی یادش می افتد انگار برای لحظه ای ابرهای تیره افسوس از مقابل لبخند دائمی اش رد می شوند. جایی که به قول دوستان زنده رود خروشان به گاوخونی محتوم می انجامد.

اما بگذارید این سکه بچرخد. آنچنان که تنها اینجا می تواند بچرخد. وقتی که زیر بالا می آید و دوباره زندگی از سر گرفته می شود. وقتی که یک محکوم همچون قهرمانی فاتح به آغوش همشهریانش باز می گردد. همشهریانی که پیش از آن قلب های شان را فتح کرده بود؛ در همان جلسات سخت محاکمه و همان سختی های زندان، یا قبل تر، همان وقت که داستان ثروت سحرانگیزش چون نسیم شهر را درنوردید. اجازه بدهید بگوییم همه اینها تنها در اینجا می تواند اتفاق بیفتد. جایی در میانه شرق، سرزمینی جادویی تر از ماکوندو، که گویی هنوز هزار و یک شب انتظارش به پایان نرسیده و شهرزاد قصه اش را به پایان نبرده است.

شهرام جزایری را در کافی شاپی در طبقه سوم مجتمع پالادیوم در شمال شهر تهران ملاقات می کنیم. وقتی می رسیم با لباس راحت نشسته است و دارد به بیزنس اش می رسد. با لبخند معروف اش می گوید بخش عمده از از وقت و زندگی اش در همین اماکن و کافی شاپ ها می گذرد. شروع مصاحبه با ما اما چنان تند و تلخ است که همه تصورمان نسبت به او تغییر می کند. در طول مصاحبه هم اعداد و ارقامی که به زبان می آورد و ادعاهایی که درباره گذشته و تجارت امروزش دارد، چنان شگفت انگیز است که با وجود همه سابقه ای که از او در ذهن داشته ایم، راحت نمی شود هضمش کرد.

شهرام جزایری برای ایرانی ها چهره ای شناخته شده است و مثل اغلب مشاهیر، شایعات و توهمات نامش را احاطه کرده اند فضایی که خودش هم تلاشی برای شکسته شدنش ندارد. او می گوید شخصیتش در کار و امور شخصی تفاوت بسیاری دارد، و ما این  فاصله را می توانیم از ابتدا تا انتهای مصاحبه به خوبی حس کنیم. وقتی که می خواهد حرف های جدی اش را بزند ابروهایش در هم می رود و برافروخته می شود و زمانی که صحبت از مسائل شخصی می شود صمیمیت و گرمایی از خود نشان می ده ه تمام یخ مصاحبه را آب می کند. مثل بسیاری از گفت و گوها بخشی از حرف ها قابل انتشار انیست. این ملاحظه کاری وقتی که نام شهرام جزایری در میان باشد، زیاد هم عجیب نیست.

شهرام جزایری بودن چه حسی دارد؟


سال نو مبارک. آرزوی عاقبت به خیری برای خودم و همه کسانی که روی مرز خوب و بد حرکت می کنند، دارم. خداوند در قرآن می فرماید که در آشفته بازار، حق و باطل آمیخته می شود، حد و مرزی بین حق و باطل نیست. کما اینکه باطل آنقدر شلوغ کاری می کند که خودش را جای حق جلوه می دهد و حق مظلوم واقع می شود. بعدها که زمان می گذرد و آرامش ایجاد می شود باطل عیان و رسوا می شود و حق شکوفا.

شهرام جزایری بودن چه حسی دارد؟! (قسمت اول)

امیدوارم در سال های پیش رو، عقلانیت و آرامش در همه حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... با توجه به قدمت نظام جمهوری اسلامی، حاکمیت مطلق داشته باشد. از زمانی که من از مهمانی (زندان) خلاص شدم و خدمت شما هستم این سوال و جواب ها زیاد مطرح شده که شهرام جزایری، اصلا چه شد که شهرام جزایری شد.

من خودم بارها گفته ام که شاید در این مورد بشود گفت که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار شدند تا این اتفاق بیفتد؛ اعم از اینکه یک فرد با یک پتانسیل خیلی بالا فرآیندهای نسبتا پیچیده ای را خیلی با موفقیت گذارند. بالاخره آن فرد هم مثل هم جوان های دیگر بود، با این تفاوت که قدرت ریسک پذیری و شهامت بیشتری داشت، ضمن اینکه فکر می کنم صرف نظر از مسائل سیاسی و اجتماعی، در حوزه اقتصادی خیلی خوب بود و سنجیده حرکت می کرد.

 وقتی شخصیت و کاراکتر واقعی شهرام جزایری عیان می شود و ظرفیت های محدودی را در کشور به طور نامحدود پیاده سازی می کند، موجب شگفتی شده و بعدها در حین محاکمه که یک لشکر دوست و دشمن سرش می ریزند کوتاه نمی آید. من کوتاه نیامدم و نخواهم آمد، چون از اعمال و اقوال خودم اطلاع داشته و دارم. سال ها در مجموعه های مختلف که کار و کاسبی داشته ام. امین مردم بوده ام. آورده من اعتبارم بوده و هست. اعتباری که خدا کمک می کند و به خواست خدا محدودیتش از عقل و عرف خارج می شود و شگفتی می آورد. شما اگر از شهرام جزایری مطلبی نسنجیده دیدید اعلام کنید تا با هم در موردش منطقی و حرفه ای بحث کنیم.

اطلاعات رسانه ای که شما دارید در خیلی از موارد غیرمستند و صرفا مستخرج از گزارشات اثبات نشده و غیرقطعی است. در قانون به صراحت آمده که تا حکمی، قطعی نشده حق اطلاع رسانی آن را ندارید. من از شما رسانه ها تعجب می کنم که چرا به قانون تمکین نمی کنید. بهتر است به مجلس پیشنهاد بدهید تا قانون کنونی را بردارد و به حرف رسانه ها گوش بدهد و قانونی وضع کند مبنی بر اینکه وقتی یک موضوعی طرح می شود بی حساب و کتاب و نسنجیده هر کس هرچه دلش خواست بتواند بگوید تا شما خیال تان راحت شود.

اکثر رسانه ها بدون حکم محکومیت قطعی متهمان، جار و جنجال به پا می کنند در حالی که طبق قانون اجازه ندارند حتی اسم کسی را بیاورند. البته وقتی حکمی قطعی شد می توان صرفا در چارچوب محکومیت ها درباره آن اظهارنظر کرد. مثلا فلان فردی که در پرونده معروف به سه هزار میلیارد تومان اعدام شد گاهی فعالیت های بزرگ و مفید اقتصادی هم کرده بود اما در کنار این فعالیت ها کار خیلی زشتی مرتکب شد و آن اینکه ال سی های بانک صادرات را جعل می کرد.

 من یک هفته قبل از فوت ایشان در بهداری بازداشتگاه اوین ایشان را دیدم و گله کردم. گفتم من به عنوان نماینده بخش خصوصی کلان کشور از شما گله دارم؛ شما که مدیر خیلی خوب و توانمندی بودی و توانستی 600 میلیارد تومان به درستی از بانک ملی جذب کنی چرا باید ال سی های بانک صادرات را جعل می کردی؟! اگر همه کارهایت هم توجیه داشته، این موارد به هیچ عنوان قابل دفاع نیستند، و اتفاقا این کارها، همه اقدامات مفیدت را هم نابود کرد!!! سرش را پایین آورد و گفت من چاره ای نداشتم، باید تعهدات فولاد خوزستان را می دادم. حرف که از نظر من قابل قبول نبود.

آن حکم با جرمی که مرتکب شده بود تناسب داشت؟


من صلاحیت ندارم درباره توازن حکم این فرد با جرمش اظهارنظر کارشناسی یا فنی کنم. و بالاخره محاکم قضایی صالح نظرشان مطاع است. اما در هر حال شخصا با اعدام مخصوصا اعدام افرادی که پرونده اقتصادی دارند شدیدا مخالفم ولی من تصمیم گیر نیستم. شما رسانه ها در رعایت قانون و ایجاد آرامش در جامعه نقش خیلی موثری دارید و نباید هر کس را که دل تان می خواهد دانشمند کنید و هرکس را هم دوست دارید مفسد اعلام کنید.

متاسفانه و البته صدمتاسفانه ما دیده ایم و شنیده ایم و می بینیم و می شنویم که حتی بعضی از مقامات عزیز هم این مساله را رعایت نمی کنند و قبل از صدور محکومیت های قطعی، در رسانه ها متهمین را مجرم و مفسد می خوانند؛ در حالی که طبق صراحت قانونی به هیچ عنوان این کار، درست نیست و تا جرمی علیه فردی به اثبات قطعی نرسیده آن فرد طبق ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی حق دارد در پناه قانون از امنیت لازم برخوردار باشد.

من خواهش می کنم به رسیدگی های دستگاه قضایی در همه موارد اعتماد کنیم. چون بنده یک رسالت فردی دارم و به خاطر آسیب هایی که در پرونده خود من بوده قربانی شده ام و به نظر می رسد فضای سرمایه گذاری کشور هم متاثر از این حوزه شد. باید اجازه بدهیم محکومیت ها قطعی شود. درخصوص پرونده خود من، بارها حکم محکومیت بدوی ام غیرقطعی بود و بعدها از سوی شعب مختلف دیوانعالی کشور برائت گرفتم.

از نظر فنی و کارشناسی مهم ترین تبعات این نوع رفتارها که موجب سلب امنیت و آرامش جامعه می شود، رکورد اقتصادی، بیکاری، فقر، فساد و فحشاست که مشخصا محصول جنجال های شما رسانه هاست. همین شماها فضا را ناامن و مخدوش می کنید بدون اینکه واقف باشید احساس امنیت در کشور موجبات فزونی پول و سرمایه را فراهم می کند. بدون اینکه عواقب یک تیتر را بدانید به کشور، به روح اما و به خون شهدا خیانت می کنید.

این همه دلخوری شما از کجا می آید؟


بارها گفته ام. من با همه سلول های بدنم این آسیب های بسیار بزرگ را درک می کنم. البته می فهمم که این کارها گاهی هم بی منظور است، یعنی بی منظور این آسیب بزرگ را به نظام وارد می کنید. تنها محصول و نتیجه اش هم رکود و بیکاری گسترده است.

شهرام جزایری بودن چه حسی دارد؟! (قسمت اول)

همه چیزهایی که سال ها در دل تان جمع شده را الان به ما می خواهید بگویید؟


من تصمیم گرفته ام دوستان عزیزم در سطح رسانه ای را آگاه کنم. قوام و بقای هر کشوری منوط به آرامش است که این امنیت و آرامش هم با رفتارهای سلیقه ای و احساساتی اشخاص تاثیرگذار مخصوصا رسانه ها مخدوش می شود. باید سعی کنیم قانون را محور قرار دهیم.

درباره شما خیلی ها نظر عکس دارند و می گویند اگر موجه تند رسانه هایی که الان وجود دارند، آن موقع هم بودند شاید سرنوشت شما هم مثل آقای مه آفرید امیرخسروی می شد. آن زمان رسانه های معقول تر به موضوع شما پرداختند.

من محکم عرض می کنم که مرگ و زندگی دست خداست. غیر از اعدام، شدیدترین رفتار قضایی را با من کردند و با تاکید می گوید حضرات بزرگوار آنقدر از دست من عصبانی شدند که اگر یک برگه غیرکارشناسی، جعل یا تخلف واقعی در پرونده من وجود داشت، والله ده بار من را دار می زدند و کوچک ترین مماشاتی به خاطر جو رسانه ای یا غیررسانه ای نمی کردند.

 اگر پرونده مالی من شبیه این فرد اخیری که شما اسم می برید بود، 8.2 میلیارد بار من را دار می زدند. عملکرد من کاملا شفاف بود و در فضای کاملا شفاف به عملکرد من رسیدگی کردند. رسانه ها هم بسیار ناجوانمردانه به من تاختند. بعضی رسانه های معلوم الحال در پنج شش سال اول رسیدگی به پرونده و محکومیت من، هر روز که از خواب بیدار می شدم با یک تیتر کاملا ناجوانمردانه و کج و کوله سعی می کردند دستگاه قضایی را علیه من تحریک کنند.

مادر بیچاره من در سال 1384 حدود یک سال هر روز آواره راهروهای دیوانعالی کشور بود و هیچ اطلاعی از وضعیت حکم من نداشت. یک شب در برنامه 20:30 به طور ناگهانی دید که پیش نویس حکم آزادی شهرام جزایری از سوی دیوانعالی کشور نوشته شده. از فرط خوشحالی و هیجان آن زن مومن و مادر دلشکسته دچار سکته مغزی شد و تا همین الان هم هنوز اسیر عوارض همان اطلاع رسانی خلاف واقع و غیرقانونی است! چه کسی پاسخ اینها را می دهد؟!!!

ماجرای شما خیلی سیاسی نبود ولی ماجرای آقای زنجانی سیاسی شده.


اتفاقا حواشی سیاسی پرونده من، در دنیایی بی نظیرترین بود نه فقط در ایران. همه این را می گویند که من قربانی اصلاحات بودم و ایشان قربانی دولت آقای احمدی نژاد بوده.

در مورد شما می گویند هوش ذاتی شما در درآمدزایی قابل کتمان نیست، از طرفی هم می گویند خدماتی را به یک سری افراد ارائه دادید که...


من سکوت می کنم. عادت دارم در مقابل حرف های نسنجیده، غیرمستند و احساسی سکوت کنم.

جواب سوال ابتدایی ما را ندادید. الان با شهرام جزایری بودن چه احساسی دارید؟


من همیشه از شهرام جزایری بودن خوشحال و راضی و خشنود بوده ام، هستم و خواهم بود.

با همه خوشی ها و سختی هایش؟ الان ممکن است نگاه هایی به شما باشد...


مردم را باید تحمل کرد. مثلا من به شدت با شما رسانه ها حرف دارم، ولی خیلی هم دوست تان دارم. من همیشه دشمنانم را دوست دارم.

ما دشمن هستیم؟

نه. یکی از افراد معروف در کتابش گفته بزرگترین مجازات در دنیا بی محلی است. دشمنی که من را قابل می داند و با من دشمنی می کند یعنی به من توجه دارد و برایش حائز اهمیت هستم لذا از این جهت دوستش دارم. ولی بعضی رسانه های مغرض و ناجوانمرد را دشمن امنیت و آرامش می دانم.

همه را هم جمع می بندید؟


نه. رفتارهای تند و احساسی بعضی رسانه ها را دشمن امنیت می دانم.

در ماجرای اسناد پاناما هنوز چیزی ثابت نشده ولی رئیس جمهوری ایسلند مجبور به استعفا شد. کار رسانه ها در همه دنیا همین بازگویی حقیقت است.


بله.

شما معتقدید نباید واقعیات را بنویسیم؟


نه. یکی از وظایف اصلی رسانه ها در دنیا افشاگری حقایقی است. یک رسانه درباره شهرام جزایری ها یک مطلب را افشا کند و پای آن هم بایستد. به لحاظ حقوقی من هم می روم شکایت می کنم. آن رسانه هم باید به دادگاه بیاید و مسوولیت مطلب اش را قبول کند و مدارکش را بیاورد؛ نه اینکه یک تیتر بزند و فرار کند. من حواسم خیلی جمع است. مثلا در فلان موضوع تیتر یک رسانه را نگاه می کردم که هزارتا غلط داشت و هیچ کس هم پاسخگو نبود.

شما بابک زنجانی را مثال می زنید. در مورد پرونده ایشان وزیر نفت در رسانه ملی اظهارنظر می کند. آن وقت رسانه ها نباید حرف های وزیر مملکت را منعکس کنند؟


جناب آقای وزیر مسوول اظهارات خودش است. رسانه وظیفه دارد در چارچوب قانون اطلاع رسانی کند. حتی اگر آقای رییس جمهور هم بیاید و بگوید فلان، فلان است، رسانه باید بگوید مستندات را بدهید تا ما مستندات را در چارچوب قانون اطلاع رسانی کنیم.

ما حرف ایشان را منعکس می کنیم.

نباید منعکس کنید.

وظیفه رسانه همین است.

نه این طور نیست. شما می توانید بگویید وزیر این اظهارنظر را کرده و مسوولیتش هم با خودش است. شما این کار را نمی کنید. عموما اظهارنظرهای رسانه ها در این گونه موارد تاییدی ست، و این خلاف قانون است که مثلا یک ادعایی از سوی هر شخصی از جمله رییس جمهور محترم تا قبل از محکومیت قطعی، احراز شده و اطلاع رسانی شود؛ مخصوصا از طرف رییس جمهور که به عنوان نفر دوم مملکت اولین و مهم ترین رسالتش اجرای دقیق قانون است.

آن فردی که در یک برنامه ای با من مصاحبه کرد که خیلی هم جنجال شد...

آقای رشیدپور؟

بله.

شهرام جزایری بودن چه حسی دارد؟! (قسمت اول)

اسم ایشان را هم نمی گویید؟

این فرد محبت فرمود و با من مصاحبه کرد، بعد یک نفر در یک شبکه ماهواره ای گفته بود در مقابل جزایری کم آورده بود به خاطر اینکه یک فرآیند اشتباه را دنبال می کرد.

امیرقاسمی در شبکه تپش این حرف را زد.

بله. ایشان (که نمی خواهم اسم شان را بیاورم) در مقابل آن شهرم جزایری که دزدی کرده و من هم نسبت به او موضع دارم، موضع گرفته بود، نه این شهرام جزایری که تنها مدیر دنیاست که از دیوانعالی کشور حکم خوش حسابی گرفته. همه می گویند چرا مدام این حکم را می گویی؟ می گویم برای اینکه شما 13 سال برعکس این را گفتید. حالا من باید 26 سال این را بگویم تا حرف هاش ما در آن مدت از ذهن مردم عزیز پاک شد.

بحث من این است که وظیفه اطلاع رسانی و تحلیل است. شش ماه است من فریاد می زنم وزرای اقتصادی دولت ضعیف عمل می کنند. اگر این حرف با ذکر منبع منعکس شود اشکالی ندارد. شش ماه پیش فریاد زدم در پساتحریم باید اقتصاد مقاومتی باشد، که الان رهبری بزرگوار هم این را ابلاغ فرموده اند. همین الان نمونه بارز پساتحریم پروژه «پدیده» است. در شرایط تحریم 130هزار نفر آمدند در این پروژه مشارکت کردند. حالا فردی که موسس بوده ممکن است رفتارهای مبهمی داشته- که من خیلی از جزییات آن اطلاع  ندارم- اما اصل مشارکت مردمی را نباید فراموش کنیم. همه باید دولت محترم و مقام محترم قضایی ناظر و هیات مدیره محترم را بدون هیچ گونه چشم داشتی حمایت کنیم تا آن مشارکت عظیم و ملی که شگفت انگیزترین کار اقتصادی مردمی و واقعا یک پدیده استثنایی در دوران تحریم بین المللی و افتخار یک کشور بوده را به موفقیت برسانیم، اما شما رسانه ها یک دهم توجهی را که به شهرام جزایری دارید به امثال پدیده ها ندارید! چرا؟

رسانه ها علاوه بر اطلاع رسانی وظیفه تحلیل هم دارند، اما فقط در مورد قطعیت ها، نه درباره گزارشات احتمالی و اثبات نشده. در همه جای دنیا از رسانه ها حساب می برند ولی در کشور ما حساب نمی برند چون حرف اضافی و غیرمستند زیاد زده اید. اگر رسانه در ریل اصلی خودش قرار بگیرد و مردم و مسوولان به آن اعتماد کنند کارایی خودش را خواهد داشت.

شاید شما هم با ما هم عقیده باشید که در حال حاضر در این مملکت فساد به شدت بالاست. ولی شما طوری صحبت می کنید که انگار اوضاع خیلی گل و بلبل است و چند رسانه دارند تصویر کشور را خراب می کنند.


من به شدت با گفتن این حرف که کشور در فساد غوطه ور شده با فساد همه جا را فراگرفته مخالف هستم. به دشت هم مخالف این هستم که زحمات بزرگ رسانه ها را نادیده بگیرم چون خودم مشتری پروپاقرص رسانه ها هستم. و روز و ساعتی نیست که رسانه ها را نبینم. من روی رسانه ها تعصب دارم چون رسانه مال من است. شما حق ندارید به عنوان یک خبرنگار به خودتان که مال من هستید، خیانت کنید و نمی کنید.

چون مجموعه ای از عوامل دست به دست هم  داده اید و اعتماد به من را جلب کرده اید تا جایی که روزی بیش از دو سه ساعت به شما می پردازم و با شما هستم. پس شما مال خودتان نیستید همان طوری که منِ شهرامِ مسلط به امور اقتصادی مال خودم نیستم و باید حرف های سنجیده و پخته بزنم و با حرف های فنی و کارشناسی به کشور و مردم عزیزم خدمت کنم. شما هم در حوزه رسانه همین تکلیف را دارید. هیچ جای دنیا مردم به صبوری، عزیزی و دوست داشتنی بودن ایرانی ها نیستند.

خب همه مردم دنیا در مورد کشورشان لابد همین را می گویند.

شاید من چون ایرانی هستم این طور فکر می کنم اما می دانم ایران و ایرانی ها خیلی خوب هستند. همه می گفتند شهرام آزاد شود از ایران می رود ولی من اصلا به رفتن فکر نمی کنم چون ایران را دوست دارم. ایرانی را دوست دارم و شاید به این دلیل یخشی از حرف های شما را نبینم. یعنی نبینم فساد همه جا را گرفته. شاید شما تاحدی درست بگویید ولی من این را نمی بینم. اینکه شما می گویید حتما یک سند و مدرکی دارید که من ندیده ام.

چند روز پیش آقای رییس جمهور گفتند.

این نظر ایشان است و ایشان بهتر است فضای کشور را برای کارهای اجرایی آرام کند. من این انتقاد را به ایشان دارم که ایشان چند وقت پیش درباره فعالیت های اقتصادی برخی نهادهای شبه امنیتی تندی کردند. بهتر بود به جای این کار، به طور واقعی فضای ورود بخش های خصوصی را باز کنند. بخش خصوصی را به طور عملیاتی و جدی حمایت کنند. ایشان با معاون اول شان شخصا بروند از نزدیک موضوعات پروژه های مردمی امثال پدیده ها را حل کنند. بهتر است شعار ندهند و عمل کنند.

 متاسفانه همه ما یاد گرفته ایم بیشتر از اینکه عمل کنیم فقط شعار بدهیم. الان اقتصاد کشور یک است و باید پساتحریم به صد برسد. خب رییس جمهور محترم و محبوب کشور در این توسعه 99 مرتبه ای بخش خصوصی و مردم را دخیل کنند و به تحریک دیگر نهادها نپرداخته و از آنها هم کمک بگیرند. چون ایشان توانایی خودشان را در اجماع کشور و دنیا برای رسیدن به توافق هسته ای به همه ثابت کرده اند اگر بخواهند، به سادگی می توانند مشکلات اقتصادی کشور را هم حل کنند. همه ما هم مکلف به حمایت از ایشان هستیم.

ادامه دارد...